تبليغاتX
سینمای شیشه ای

سینمای شیشه ای

متن و حاشیه نگاری از سینمای ایران

مسعود فراستی: متاسفانه سینمای ما در این سالها حرفی برای گفتن نداشته است

مسعود فراستي

اختصاصی سینمای شیشه ای: مسعود فراستی عصر دیروز در نشست نقد و بررسی فیلمهای "فتنه" و "پرسپولیس" در دانشگاه تهران گفت:ما در عرصه اجتماعی و سیاسی واقعاً فعال عمل کرده‌ایم و اما در عرصه سینما واقعاً هیچ چیز برای گفتن نداشته‌ایم.

به گزارش سينماي شيشه اي،نشست نقد و بررسی فیلمهای "فتنه" و "پرسپولیس" با حضور دکتر نادرطالب‌زاده و دکتر مسعود فراستی در دانشگاه تهران برگزار شد.این نشست که عصر روز سه شنبه و در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد با استقبال گسترده دانشجویان مواجه شد.

*فتنه؛ سیاه مشقی از سر استیصال

در بخش نخست این نشست پس از اکران فیلم ضد اسلامی "فتنه" دکتر نادرطالب زاده  درباره خبرساز شدن این فیلم گفت: آنچه باعث مورد توجه قرار گرفتن فیلم شد، نه تکنیک و یا وی‍ژگی مفهومی خاص آن که شانتاژ تبلیغاتی گسترده ای بود که از ماهها قبل درباره ساخت آن صورت گرفت، که فیلمی با این مضمون در حال ساخت است.

طالب‌زاده با اشاره به روند رو به رشد گرایش به اسلام در اروپا گفت: این فیلم واکنشی طبیعی و از سر استیصال به این روند است، امروز غرب با خلاء معنویت مواجه است و آنچه در این اثر مشهود است نگرانی از همین پایان معنویت در غرب است.

مسعود فراستی نیز در ادامه این نشست درباره ساختار تکنیکی فیلم فتنه گفت: این فیلم در نگاه نخست فاقد ساختار یک فیلم است و بیشتر به یک سیاه مشق دانشجویی می‌ماند. فراستی با اشاره به غیر سینمایی بودن و برجسته بودن وجه سیاسی کارگردان اثر افزود: ذات امپریالیسم جنگ است و برای جنگ، امروز در غرب به خوب تمی رسیده اند؛ تم تروریست. وی افزود: اما امروز می بینیم که در همین مسیر هم اینها به یک منگلیسم در ساخت فیلمهایشان رسیده‌اند و به نظرم می‌رسد که مخاطبان اصلی این فیلم نیز خارج این منگلیسم نباشند.

*پرسپولیس؛ حکایت یک شکست خورده

 

در ادامه این نشست فیلم پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی به نمایش درآمد. دکتر نادرطالب زاده در ابتدای جلسه نقد و بررسی این فیلم گفت: آنچه به نام پازل ایرانی از آن یاد می‌شود و اینکه ایران در این 27-8  سال چگونه به اینجا رسیده است همیشه برای غرب حائز اهمیت بوده است و حال که روایتگر این پازل یک ایرانیست بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. طالب زاده با اشاره به اینکه در این گونه آثار نخستین اثر "سفر به کشورم" ساخته کریستین امانپور بوده است گفت: پرسپولیس به گونه‌ای بحران هویتی یک زن ایرانی را مطرح می‌کند اما این فیلم قطعاً یک فیلم سیاسی است و امروز در این بازار گرم کوبیدن ایران به این صورت درآمده است و مورد استقبال هم قرار گرفته است.نادر طالب زاده

طالب زاده با اشاره به حضور گسترده پرسپولیس در جشنواره های جهانی گفت: این فیلم و ساخته شدنش به گونه‌ای مرزجدیدی را در جشنواره های غربی بوجود آورد، به این صورت که انگار اعلام کردند از این به بعد فیلمهایی مورد توجه هستند که اینگونه بی‌محابا و مستقیم به مبارزه با بعضی چیزها مانند حجاب و... بپردازند. با بها دادن به این فیلم بود که این مرز جدید را تعریف کردند.

وی با اشاره به عدم اهدای جوایز اصلی به فیلمسازان ایرانی در بازه زمانی پس از ساخت پرسپولیس گفت: با این شرایطی که بوجود آوردند، از آنجا که فیلمسازان ما هنرمندند نه شرور، امروز می بینیم که حداکثر ممکن است که جایزه بازیگری را به یک فیلم ایرانی بدهند. و این موید همین خط کشی جدید است.

دکتر مسعود فراستی هم فیلم پرسپولیس را کاملاً در سطح دانست و گفت: فیلم به نظر من هیچ سوال عمیقی را مطرح نمی‌کند و بیشتر انتقادات یک شکست خورده از گوشه ای از مشاهداتش است و از همین رو به نظر من اگر کل فیلم را بخواهیم در یک نما خلاصه کنیم می‌شود همان نمایی که مرجان در بازگشتش به ایران، در ماشین مشغول رانندگیست از دوستان خود می پرسد می‌خواهید روسری‌ام را بردام و با تایید آنها روسری‌اش را بر می‌دارد شروع می‌کند به فریاد کشیدن.

فراستی گفت: به نظر من این فیلم بیشتر از روی شکم‌سیری ساخته شده است نه از سر دردمندی.

درادامه فراستی در پاسخ به سوال یکی از حاضران که معتقد به عدم شکست خوردگی ساتراپی با استناد به حضور او در جمع داوران کن گفت: به نظر من این حضورها اصلاً ملاک خوبی برای شکست نخوردن نیست. درست است که در جشنواره‌های خارجی آدمهای موفق خودی را به جمع داوران می‌برند اما با اطمینان می‌گویم که آدمهایی را که ازما به جمع خود دعوت می‌کنند از شکست خوردگان ما هستند.

فراستی همچنین در پاسخ به چرایی قرار گرفتن ما در موضع انفعال پس از گذشت این سالها گفت: ما متاسفانه هنوز سینما نداریم؛ در این میان کسانی دست و پا می‌زنند و هر از گاهی فیلم خوب در ایران ساخته می‌شود اما هنوز ما سینما نداریم. فراستی افزود: ما مرد حرف جدی زدن در سینما نیستیم. امروز تنها جریان سینمای ما سینمای جشنواره ایست که به نظر من جریانی کاملاً پرت است.

طالب زاده نیز در پاسخ به سوال چرایی قرار گرفتن ایران در موضع انفعال گفت: به نظر من این فیلمها که امروز می‌بینیم نشانه‌اند؛ نشانه‌هایی از استیصال غرب نسبت به ایران. ما در این سالها به گونه‌ای عمل کرده‌ایم که امروز شاهد این سروصداها هستیم که بیشتر واکنش هستند تا کنش. اینها را آنقدر عقب رانده‌ایم که امروز به یک دیوار رسیده‌اند و دیگر نمی‌توانند عقب بروند و اینگونه سروصدا راه می‌اندازند.

فراستی نیز در ادامه صحبتهای طالب‌زاده گفت: ما در عرصه اجتماعی و سیاسی واقعاً فعال عمل کرده‌ایم و اما در عرصه سینما واقعاً هیچ چیز برای گفتن نداشته‌ایم.

سلسله نشستهای تحلیل فیلمهای سینمای جهان تحت عنوان "تماشاگه راز"  توسط کانون کوثر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه تهران برگزار می‌شود.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت


تهیه کننده به رنگ ارغوان: منتظر مجوز نمایش و اکران فیلم هستیم

ابراهیم حاتمی کیا

اکران فیلم "به رنگ ارغوان" ساخته ابراهیم حاتمی کیا هنوز در هاله ای از ابهام قرار داردو پس از گذشت چهارسال از ساخت فیلم،  هنور به نمایش در نیامده است.

به گزارش سینمای شیشه ای در تاره ترین اظهار نظر عوامل سازنده این فیلم، تهیه کننده به رنگ ارغوان گفت: ما منتظر مجوز نمايش و اكران فيلم هستيم. وی با گلایه از تاخیر در صدور این مجوز افزود: چون كارمان را خلاف قانون انجام نداده‌ايم. ما مستوجب اين عقوبت نبوديم.

سیدجمال ساداتیان در گفت وگو با یکی از روزنامه های اقتصادی گفت: متاسفانه اين وضعيت در كشور وجود دارد. حتي در سريال‌هايي كه نوروز از تلويزيون پخش شد هم چندين مورد شكايت از جاهاي دولتي وجود داشت، وی افزود: اگر روي عملكرد نهاد دولتي نقد شود آن ارگان چون قدرت دارد جلوي فيلم را مي‌گيرد. اگر ارگاني قدرت نداشته باشد فقط شكايت مي‌كند.(!)

این گفته ها در حالیست که ابراهیم حاتمی کیا کارگردان فیلم پیش از این به "خودخواسته" بودن عدم شرکت فیلمش در جشنواره فیلم فجر و پس از آن اکران عمومی اش اشاره کرده بود. یک منبع آگاه نیز در این باره می گوید: مشکل این فیلم اصلاً بحث نقد وانتقاد به سیستم های دولتی نیست بلکه در برخی موارد اشکالات امنیتی در زمینه استفاده از سازوکارهای اطلاعاتی وجود دارد که آن نیز قابل رفع است، وگرنه هیچ مورد انتقادی خاصی در این اثر وجود ندارد که موجب توقیف آن شده باشد.

 ابراهیم حاتمی کیا نیز در گفتکوی مفصلی با شبکه خبر گفت: ‌فيلم "به‌رنگ ارغوان"به يكي از فرزندان من مي‌ماند كه پشت شيشه‌هاي بخش نوزادان بيمارستان مانده و به پرستاري دلسوز نياز دارد كه او را در آغوش بگيرد. در واقع مشكل اين فيلم حل‌شدني است، اما در نوعي تبعيد خود خواسته به‌سر مي‌برد. به نظرم اكنون چند سالي از توليد فيلم گذشته و مشكلي براي نمايش آن وجود ندارد و من اميدوارم كه اين فيلم هم اكران شود تا ديگر هيچ فيلم توقيفي يا نمايش‌داده نشده در كارنامه من وجود نداشته باشد.

به رنگ ارغوان در سال 83 ساخته شد و در خلاصه داستانش آمده است: «شفق» يكي از عوامل گروهك هاي سياسي كه اوائل انقلاب با به پا كردن آشوب از كشور گريخته اند، پس از سال ها تصميم مي گيرد براي ديدن دخترش «ارغوان» كه دانشجوي دانشكده جنگلداري است مخفيانه به ايران بازگردد. يكي از مأمورين امنيتي به نام «بهزاد» به عنوان دانشجو وارد دانشكده شده و از تمامي امكانات مدرن امنيتي استفاده مي كند تا با كنترل ارغوان، شفق را به دام اندازد. در اين ميان بين او و ارغوان رابطه اي عاطفي بوجود مي آيد. از طرف ديگر همكاران سياسي شفق نيز تصميم دارند او را ترور كنند تا به دست مأمورين امنيتي نيفتد، ‌اما....

حمید فرخ نژاد، خزر معصومی، فرهاد قائمیان و کوروش تهامی از بازیگران این فیلم سینمایی هستند و نویسندگی، تدوین و کارگردانی آنرا ابراهیم حاتمی کیا بر عهده داشته است.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت 18:16 موضوع | لینک ثابت


مخاطبان از "به همین سادگی" می گویند

به همین سادگی

پس از اعلام ادامه اکران فیلم "به همین سادگی" به دلیل استقبال قابل توجه مخاطبان از این فیلم، برخی مخاطبان در یک نظرسنجی از این فیلم گفتند.

به گزارش سینمای شیشه ای فیلم متفاوت "به همین سادگی" ساخته رضا میرکریمی که در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر نظر داوران و مخاطبان را توأمان به خود جلب کرده بود، براساس آخرین گزارشهای فروش بهاری سینمای ایران، توانسته است در رقابت نفسگیر با فیلمهای پر ستاره اکران نوروز و در مقایسه با آثار مشابه سالهای قبل، رکورد قابل قبولی را به ثبت برساند.

در همین راستا پایگاه اطلاع رسانی سینمای ایران در یک نظرسنجی میدانی با برخی ازمخاطبان این فیلم به گفتگو پرداخته است.

یکی از تماشاگران فیلم به همین سادگی که این فیلم را در سینما فرهنگ دیده است دراین باره می گوید: به همین سادگی واقعا به همین سادگی بود. هنر کارگردان در این بود که با ظرافت به بخشی از زندگی طبیعی یک زن، بدون دخل و تصرف های دانای کل مآبانه، پرداخته بود و مهم ترین چیز این بود که با جرأت و اعتماد به نفس برشی از زندگی روزمره را انتخاب کرده بود و به اتکای دوربین هوشمند خود به گونه ای این برش را به نمایش گذاشته بود که مخاطب به لایه های عمیقی از بحران پنهان در زندگی، خانواده و... نقب بزند. اما به نظر من پایان فیلم چنان که انتظار می رفت پایانی اثرگذار نبود.

یکی دیگر از تماشاگران  این فیلم نیز می گوید :یک روز از زندگی یک زن خانه دار که می خواهد زندگی موفقی داشته باشد اما عاقبت به رسم همان  زن بودنی که به آن محکوم است می ماند. من از این فیلم خوشم آمد.البته کمی آخرش کش دار بود و بازیگر مرد فیلم بازثی خوبی نداشت اما هنگامه قاضیانی به نظرم انتخاب جالبی بود.  

خانم ۲۴ ساله‌ای که این فیلم را درسینما ایران دیده است می‌گوید: به همین سادگی یک روز بطالت بار یک زن ایرانی که مشابهش خیلی زیاد است  را نشان می داد که این خسته کنندگی به بیننده هم به خوبی انتقال می یافت دراین نو ع فیلم ها فیلم چهارشنبه سوری رابیشتر دوست داشتم.

خانم۲۱ساله دیگری اما فیلم به همین سادگی را فیلم فوق العاده ای می داند و می گوید: یک بار این فیلم را در زمان جشنواره دیدم برای بار دوم درزمان اکران عمومی.

یکی ازدیگر تماشا گران هم معتقد است که این فیلم یک روز واقعی ازیک زندگی است که بسیار ساده و صمیمی ساخته شده است روزی که عادی است  و قرار نیست درآن  اتفاق خاصی  بیافتد اما همه اتفاقاتش مانند زنجیر به هم متصلند.

خوب یا بد بودن یک فیلم فارغ ازالمان‌های تکنیکی، درارتباط با مخاطب هم می‌تواند قابل تعریف باشد واین بی‌شک بادیده شدن فیلم توسط مخاطبان قابل داوریست.  واکنشهای متفاوت در برابر "به همین سادگی" کماکان ادامه دارد اما آنچه درباره این فیلم قابل توجه و تحسین است توفیق در"دیده شدن" است؛ ویژگی‌ای که بسیاری آثار ساخته شده در این سبک سینمایی به کل از آن بازماندند.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت


رستگاری با دوربین

بهرام توکلی

مفاهیم معلق در سینمای ایران کم کم اصرار بر خروج از تعلیق دارند و گویی دیگر نباید انتظار سکوت در برابر بی تفاوتی خود را از آنان داشته باشیم.

آنچه پس از چند دوره برگزاری، در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر بیش از پیش برجسته شد، تمایل نسل نوی سینمای ایران بالاخص تازه کاران عرصه فیلمسازی، نسبت به ورود به زاویه های تاریک معانی و مفاهیم است. زوایایی که هر چند پیش از آنها عده ای زیر پرچم "معناگرایی" قصد روشناییشان را کرده بودند اما بی شک این روشنایی به مذاق نسل نوظهور و نواندیش خوش نیامده است.

"پابرهنه در بهشت" نخستین تجربه بهرام توکلی در عرصه فیلمسازیست و او نیز اگرچه دوسال پیش تر، اما همانند سایر هم نسلانش "دست به چراغ" سعی در گره گشایی از همزیستی رمزآلود معنویات و سینمای ایران داشته است.

توکلی بی شک از بسیاری از هم دوره هایش سربلندتر ظاهر شده است و با تکیه بر تکنیک و احترام به المان های سینمای مخاطب پسند تا حدودی از دیگران پیشی گرفته است لیکن به طور کامل نتوانسته است از دایره اما و اگرها خود را برهاند.

"پا برهنه در بهشت" بعنوان تجربه نخست کارگردان فیلمی قابل تقدیر است و از این منظر می توان توکلی را در زمره پتانسیلهای جریان نوظهور سینمای ایران قلمداد کرد اما او نیز با تمام زکاوت نتوانسته است مسیرش را تا انتها برود و خواسته یا ناخواسته گره هایی را همچنان دست نزده باقی گذاشته است.

توکلی به خوبی از توانای حمیدخضوئی ابیانه در مقام فیلمبردار و نیز هومن سیدی و افشین هاشمی(برنده سیمرغ بلورین جشنواره بیست و پنجم به خاطر ایفای این نقش) در جایگاه بازیگر بهره می گیرد و از همین رهگذر نیز تا حدودی غبار کسل کننده این قبیل فیلمها را از چهره معنویات فیلمش می زداید اما آنچه نمی توان از قلم انداخت درغلتیدن فیلمنامه این فیلم همچون نمونه های قبلی، در ورطه تقدس زایی و تقدس زدایی توامان است، نقطه تقابل مطلق سیاهی و سفیدی. و این درست همان نقطه تاریکی است که پیش از این نیز وجه غالب معناگرایی سینمای ایران را به خود اختصاص می داده است.

شخصیتهای فیلم توکلی نتوانسته اند به طور کامل از چنبره سیاه و سفید انگاری، بیرون بیایند و اگرچه در شخصیتهایی چون ، مستخدم، همسرش و تاحدودی بیماران، تقلایی برای این خروج مشاهده می شود اما حضور پررنگ یحیی و دکتر(در پوشش خیر و شر مطلق) خود چنان بار معنایی سنگینی بر دوش فیلم می نهد که گویی مخاطب ناگزیر، دیگر شخصیت ها را هم باید به نسبت آنها به داوری نشیند.

"پابرهنه در بهشت" فیلم موفقی در کارنامه بهرام توکلی است اما در جغرافیای سینمای ایران گویی حلقه ای از زنجیره همان معناگرایی نارس سالهای پیش است.

خرق عادت حلقه مفقوده پرداختن به معنویات در سینمای ایران است و از همین روست که رستگاری سینمای ایران همیشه در پس پرده های نقره ای و در انتظار نگاه و زاویه دوربینی تازه باقیمانده است تا شاید روزی در بزم تولد جریانی به واقع نو و صد البته بومی عازم پیچ و خم ذهن مخاطبانش شود.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 ساعت 17:52 موضوع | لینک ثابت


بخشی از گفتکوی جنجالی شریفی­نیا و رشیدپور

شریفی نیا

نشریه رویش به سردبیری رضا رشیدپور در فضایی مکتوب توانسته است خلاء گفتگوهای شیشه ای تلویزیونی او را در چند ماه اخیر پر کند. گفتگوهایی که تا کنون بازتابهای فراوانی داشته است. سردار رادان، مسعود ده نمکی و محمد علی ابطحی از جمله سوژه های پر حاشیه این گفتگوهای "غیرقابل چاپ" بوده اند.

در نخستین شماره سال 87 رشیدپور در قالی گفتگوی غیرقابل چاپش سراغ محمدرضاشریفی نیا رفت که این مصاحبه نیز تاکنون بازتابهای زیادی را داشته است.

محمد رضا شریفی‌نیا در این گفتگو با اشاره به رابطه کاری خود با محمدرضا گلزار از خاطره همکاری او در فیلم "میهمان مامان" داریوش مهرجویی گفت. او گفته است: از طریق گروه آریان با گلزار آشنا شدم. عقیده داشتم که گلزار باید با یک کار دیگر به جز فیلم آقای قادری وارد سینما می‌شد او باید چند وقتی در تئاتر کار می‌کرد و بعد وارد سینما می‌شد.

به نوشته «رویش»،شریفی‌نیا ادامه داده است: رضا به من گفت دوست دارد در یک کار خاص بازی کند من هم در اولین کاری که پیش آمد او را برای نقش معتاد فیلم میهمان مامان انتخاب کردم. ابتدا مهرجویی از کارش راضی نبود اما من به او گفتم که گلزار را برای کار آماده می‌کنم. او برای نقش یک ریش 15 سانتی‌متری گذاشت و تست‌گریم هم شد. در همین زمان آقای فرحبخش می‌خواست کما را بسازد و در نظر داشت از گلزار استفاده کند.

وی ادامه می‌دهد: ما قبل از شروع میهمان مامان با آقای مهرجویی سفری به فرانسه داشتیم. در آنجا یکی از دوستان تماس گرفت و گفت گلزار ریشش را زده است. من به آقای فرحبخش زنگ زدم و او گفت که ما حرفی نزدیم خود گلزار ریشش را زده است. من همان موقع با پارسا پیروزفر تماس گرفتم و گفتم ریش بگذارد برای بازی در نقش معتاد. از پاریس که برگشتیم گلزار به من زنگ زد و گلایه کرد. به او گفتم طبق قراری که داشتیم عمل نکردی و و تمرد کردی. گفت تا شروع کار شما من اینطرف کارم تمام می‌شود و ریش می‌گذارم. گفتم ما هفته دیگر کار را شروع می‌کنیم. من هم این کار را نمی‌کنم تا بدانی وقتی قراری می‌گذاریم باید سر آن بمانی.

اما قسمت اصلی و حاشیه ساز این مصاحبه بخش پایانی آن است. بخشی که شریفی نیا در مقابل برخی اسامی نظرات خود را اینگونه اعلام کرده است:

- بهرام رادان؟

انگور یاقوتی

- قالیباف؟

انگور شاهانی.

- ابراهیم حاتمی‌کیا؟

درخت انگور.

 - تهمینه میلانی؟

دلمه برگ مو.

- محمدرضا گلزار؟

کفش‌دوزک درخت مو.

- داریوش مهرجویی؟

باغ انگور.

- سید محمد خاتمی؟

تاکستان.

- مسعود ده‌نمکی؟

هسته‌انگور.

- می‌شود توضیح بدهید؟

شما می‌توانید خود انگور را بخورید و به هسته‌اش اعتنا نکنید، یا این که آن هسته را بکارید و یک تاکستان ازش بسازید.

- محمود احمدی نژاد؟

سرکه.

- یعنی چه؟

من شنیدم که یک خبرنگار خارجی از آقای احمدی نژاد سوال کرده که چهره شما زیبا نیست و به درد ریاست جمهوری نمی‌خورد، ایشان هم پاسخ داده که اگر به درد ریاست‌جمهوری نمی‌خورد به درد نوکری مردم که می‌خورد. این جمله مرا تکان داد و اگر قبل از انتخابات شنیده بودم حتما به ایشان رای می‌دادم.

- آزیتا حاجیان؟

شراب حلال.

- هدیه تهرانی؟

شراب حرام

- خب بهتر است تا قضیه بیخ پیدا نکرده مصاحبه را تمام کنیم.

من هم موافقم...(!!)


 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت 22:48 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting