تبليغاتX
سینمای شیشه ای

سینمای شیشه ای

متن و حاشیه نگاری از سینمای ایران

زاگرس؛فيلمي كه ارزش افسوس دارد!

زاگرس

 

«زاگرس» با نام قبلي«هابيل» هشتمين فيلم بلند محمدعلي نجفي است كه بعد از دوسال از زمان ساخت، از هفته گذشته و در زمان ركود سينماي ايران (بواسطه پايان يافتن جشنواره فيلم فجر) روي پرده رفته است. فيلمي كه هم ارزش ديدن دارد هم ارزش افسوس!

ـ داستان فيلم؛

«مهندس كيهاني براي تكميل و راه اندازي نيروگاه سد كارون3 به كارگاه مي آيد. و اكنون بعد از 20 سال مجدداً در محيط كار خانم مهندس زندي را كه بيست سال قبل نامزد بودند، مي بينند. مهندس زندی از شوهرش جدا شده و مهندس كيهاني زن و تنها پسرش را در يك تصادف از دست داده، اما براي اتمام پروژه نياز به مهندس صولت، همسر سابق خانم مهندس زندي است كه از او دعوت به كار مي شود... »

اين خلاصه داستاني است كه عوامل فيلم جهت معرفي «زاگرس» در اختيار رسانه ها قرار داده­اند، اما اين دقيقاً معرف ناديدني­هاي «زاگرس» است، نه تمام داستان فيلم.

تمام قوت زاگرس در بستريست كه براي روايت اين داستانِ (بدون شك نخ­نما) برگزيده است؛ بستري از خاك و آب و فولاد...  

زاگرس فيلم خوبي هست؛ نيست!

زاگرس فيلم خوبيست، از آن رو كه داستان و بستري متفاوت و در سالهاي اخير مغفول مانده، در سينماي ايران را جهت روايت خود برگزيده است، و در عين حال خوب نيست؛ چرا كه در مسير روايت خود نتوانسته است به تشخص كامل و استقلال بيان مطلوب برسد.

زاگرس روايت عشق است و صداقتش در اين روايت است كه پرده پوش ضعفهاي آن مي­شود اما به طور كامل نمي­تواند از شعار بگريزد و با بياني غير مستقيم دغدغه­هايش را به تصوير بكشد.

مخاطب در آغاز بدون تكلف و خستگي خود را همراه فيلم مي­يابد اما به ناگاه در ميانه راه دست اندازهاي حسي و كلامي او را به خود مي­اورد تا فراموش نكند بر لبه تيز مرز میان فيلم ايراني و فيلم فارسي در حال حرکت است و هرآن امكان فروغلتيدن به بستر پست تر هست!

حضور شادمهر راستين و ديالوگهايي كه در مقاطعي از فيلم نقش ناجي ميابند و در مقاطعي خود ضعف فيلم ميشوند،در جاي جاي فيلم مشهود است و اين گويي از ويژگيهاي قلم او بوده است، كه در عين نوآوري در روايت کماکان پايبند قالبهاي زباني كليشه اي هم باشد! ويژگي­اي كه مرتفع شدنش، پس از دوسال سيمرغ بلورين فجر را برايش به ارمغان آورد.

ـ لذت تماشای بازی بزرگان:

اما نميتوان از زاگرس گفت و لذت تماشاي ستاره هاي عالم بازيگري در يك قاب را ناديده گرفت. حضور «رضا كيانيان» «علي نصيريان» «كيهان ملكي» «قاسم زارع» و «مريلا زارعي» به خودي خود براي اقناع اهالي سينما كافيست تا تماشاي فيلمي را در برنامه خود بگنجانند، حضوري كه در لحظاتي از فيلم چنان به اوج ميرسد كه مكالمه هايي به واقع سينمايي را رقم ميزند ( صحنه مرافعه مهندس كيهاني(رضاكيانيان) و دكتر بختياري(علي نصيريان) در مورد «حفظ ديروز» يا «تدبير فردا» از اين دست صحنه­هاست كه واقعاً دلنشين از آب در آمده است).

فيلم زاگرس آنچنان پتانسيل بالايي براي تبديل شدن به فيلمي ماندگار را دارد، كه "بايد" به آن پرداخت، اما چه در زمان ساخت و چه در زمان اكران، چنان حاشيه اي به آن نگريسته­اند كه به ناچار در حاشيه ساخته شد و بي شك جز در حاشيه جريان اصلی سينما، هم نمي توان آنرا ديد و تحليل كرد...افسوس!

 

 مصاحبه اي كوتاه با عوامل فيلم در ادامه مطلب آمده است...

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد صابری در سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت 15:6 موضوع یادداشت فیلم | لینک ثابت


یادداشتی دیگر در رثای سینمای مصلوب...!!

 

نيكي كريمي:اين واقعيتي است که مکانيسم مميزي در سينماي ايران با موارد مشابه در سينماي جهان متفاوت است. مميزي در اکثر کشورها اعمال مي شود اما مهم ترين شاخصه براي اعمال سانسور در اين کشورها، مواردي مثل سکس يا صحنه هاي خشن است. در کشور ما سينما سال هاست از اينگونه شائبه ها مبرا شده است اما با اين حال مميزي با شدت به نيكي كريميحيات خود ادامه مي دهد. 

وقتي پس از ساخت فيلم يک شب با مميزي رسمي روبه رو شدم، متوجه يک واقعيت تلخ شدم. در جامعه سينمايي ما، آنچه در فيلم ها دچار مميزي مي شود اکثراً ديدگاه انتقادي نويسنده فيلمنامه و کارگردان نسبت به جامعه اش است. ديدگاهي که به رغم قرار گرفتن در چارچوب متين هنري، احياناً به مذاق و سليقه فرد يا گروهي خوش نمي آيد و حيات فيلم را به خطر مي اندازد و اين اتفاق خوشايندي نيست. محدود کردن آزادي بيان يک هنرمند، حالا در هر حوزه يي از فعاليت هاي هنري، به ناچار رخوت و سکون را به هنر ما تحميل مي کند. شايد مساله از اينجا ناشي مي شود که مسوولان فرهنگي و هنري کشور ما فکر مي کنند در يک وضعيت ايده آل هنرمندان همه بايد مبلغ يک ديدگاه باشند. آنها هنرمندان يکدست و يک شکلي را در ذهنيت خود دارند و اين غيرقابل پذيرش است. تسري يک سليقه خاص در مراجع تصميم گيري و گلوگاه هاي سرنوشت ساز هنر و سينما، مطمئناً ما را به نتايج فاجعه باري خواهد رساند. پافشاري براي حضور يک ديدگاه خاص و طرد ديدگاه هاي ديگر، از جمله نگاه هاي منتقدانه و معترض، نابهنجاري هايي را در سطح جامعه ايجاد مي کند که نمونه يي از آن را در توزيع و تکثير غيرقانوني سي دي فيلم ها مي توانيم ببينيم. اين واکنش نابهنجار جامعه به تلاش صاحبان يک عقيده و نظريه براي اعمال سليقه خاص خود در سطح جامعه است. در فضاي مسمومي که ايجاد مي شود، کساني که سود مي برند قاچاقچيان فيلم هستند.

 

تکثير ميليوني سي دي فيلم توقيف شده سنتوري و تکاپوي تهيه کننده فيلم و مسوولان سينما براي مقابله و کنترل اين اتفاق در کنار عزم مجلس و کميسيون فرهنگي (که شنيده مي شود امروز طي جلسه يي اين اتفاق را بررسي مي کنند) فرصت ايده آلي را براي يکسره کردن و از ريشه قطع کردن اين معضل بزرگ فراهم ساخته است. مي توان از يک تصميم سمبليک آغاز کرد مثلاً ايجاد يک کمپين براي حمايت از اکران فيلم و مبارزه با قاچاق سي دي (که صنعت ناتوان سينماي ما را نيز به شدت تهديد مي کند) و در کنار آن اکران هرچه سريع تر سنتوري مهرجويي. شايد بتوان اين گونه هم مردم را ترغيب کرد تا حتي اگر سي دي قاچاق فيلم را خريده اند براي حمايت از سينماي ملي راهي سالن هاي سينما شوند و هم جلوي ضرر هرچه بيشتر تهيه کنندگان فيلم را گرفت. اگر اين عزم در بين مسوولان سينماي کشور به وجود بيايد و آنها هم همپاي اهالي سينما و مطبوعات متوجه تهديد بزرگي شوند که اين نوع سينماي زيرزميني، سينماي ملي ما را تهديد مي کند، مي توانيم شاهد خروج سينما از وضعيت بحراني امروز باشيم.

 

به عنوان يک فيلمساز اين شانس را داشته ام که به خاطر حضور يک پخش کننده خارجي، فيلمم (يک شب) به رغم قرار گرفتن در بلاتکليفي اکران، از خطر تکثير غيرمجاز فيلم، در امان بماند، اما وقتي خودم را جاي کارگردان و تهيه کننده يي مي گذارم که ثمره ماه ها و شايد سال ها سرمايه گذاري هنري و مالي شان، اينگونه به شکلي قاچاق وارد بازار سي دي فروشي ها شده و عوايد مالي آن نصيب گروهي دلال و فرصت طلب مي شود، چاره يي ندارم جز يک درخواست مصرانه براي چاره انديشي هرچه سريع تر مسوولان سينمايي کشور.

 

منبع : روزنامه اعتماد


 

نوشته شده توسط محمد صابری در سه شنبه 30 بهمن1386 ساعت 12:19 موضوع دیگران (آرشیوی) | لینک ثابت


"دايره زنگي" هم...!!

دايره زنگي

جمال ساداتیان تهیه کننده "دایره زنگی" خبرداد: پس ازدریافت پروانه نمایش "دایره زنگی" را برای عید نوروز اکران خواهیم کرد.

ساداتیان درگفتگو با پايگاه اطلاع رساني سينماي ايران گفته است: درحال حاضر منتظر صدور پروانه نمایش هستیم وبرنامه ریزی کردیم تا فیلم رابرای نوروز آماده نمایش کنیم.

او گفت: یک سری اصلاحیه هم که طبق ضوابط ارشاد مشخص شده باید انجام شود که درصدد هستیم آنها راانجام دهیم تا مشکلی دراین میان نداشته باشیم.

"دايره زنگي" نخستين ساخته پريسا بخت آور است كه فيلمنامه آن را همسرش اصغر فرهادي نویسنده وكارگردان  سينما نوشته و درآن بيش از20 بازيگر بازي كرده اند که 10 بازيگر مشهور سينما نیزدر آن حضوردارند.

 داستان فيلم درباره دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمي‌دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي‌رود، اما طولي نمي‌كشد كه تصادف مي‌كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه‌هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه‌اي در شمال شهر مي‌روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.

مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوش‌خلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در "دايره زنگي" به ايفاي نقش پرداخته‌اند. فيلمنامه "دايره زنگي" تصويري متفاوت از شهر تهران و جامعه ايران نشان مي‌دهد.

حضور دايره زنگي در جشنواره فجر حواشي جالبي را به همراه داشت كه از آن جمله ميتوان به جرح و تعديل چندباره آن به درخواست ناظران جشنواره اشاره كرد. اگرچه اين تعديلها هم تنها در يك نوبت فرصت حضور در جشنواره فجر را برايش فراهم آورد. يك نوبتي كه تا ۱۷۰۰۰ تومان قيمت بليط در بازار سياه  جشنواره را به نام خود ثبت كرد!!

اما بعد از لبريز شدن كاسه صبر عوامل و صرفنظرشان از ادامه حضور در جشنواره هم نامه اعتراض آميز اصغر فرهادي(كه در بخش ادامه مطلب همين پست آمده است) به نوبه خود شذيذترين انتقاد به سياستگزاران فرهنگي را رقم زد. نامه اي كه بسياري آنرا به كم تجربه گي فرهادي در مقايسه با واكنش بزرگاني چون مهرجويي در جشن گذشته سينماي ايران(بواسطه رفتار مشابه با فيلم سنتوري) نسبت دادند.

با تمام اين تفاسير اخبار رسيده درباره توافقات صورت گرفته، خبر از پذيرش دست اندركاران توليد دايره زنگي جهت گام نهادن در مسير محتوم تمامي اهالي سينما دارد، كه سرانجامي چون سرانجام آفسايد و سنتوري و... طبيعي ترين فرجام آن را رقم ميزند...!

 نامه اصغر فرهادي را در ادامه مطلب بخوانيد...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد صابری در دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت 18:12 موضوع دیگه چه خبر..!؟ | لینک ثابت


نگاهي متفاوت در آسيب شناسي سينماي ايران

 (قبل التحرير: بحث كپي غير مجاز فيلم سنتوري كماكان بستر تبادل نظر اهالي سينما در آسيب شناسي پديده اي ديرپا در عرصه سينماي ايران شده است. پديده اي كه شايد وراي تعاملات صرف سينمايي هم بتوان بستري براي طرح و نقدش در نظر گرفت.

عليرضا داوود نژاد در نامه اي كه در سايت ايسنا منتشر شد از زاويه نگاه خود به اين معضل پرداخته است. بدون رد يا تاييد و صرفاً جهت طرح يك زاويه نگاه خاص خواندن اين نامه خالي از لطف نيست...)

 

«داريوش مهرجويي را بسياري از ما مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه فيلم‌سازي پيشگام و اثرگذار و تعيين‌كننده در شكل‌گيري سينماي ملي ايران بوده است. او فيلم "گاو" را در شرايطي توليد كرد كه سينماي ايران در زير تسلط كليشه‌هاي وارداتي پرپر مي‌زد و حيات زنده و جاري ما ايرانيان به‌ندرت فرصت مي‌يافت كه رد پايي بر آثار سينمايي كشور برجا بگذارد.»

عليرضا داودنژاد در ادامه‌ي يادداشتهايش پيرامون شگردشناسي دشمنان سينماي ايران، همزمان با عرضه‌ي نسخه‌ي قاچاق "سنتوري"  آورده است:« آيا سينماي ايران دشمن دارد؟ چه كسي دشمن سينماي ايران است؟ علت اين دشمني چيست؟

آن‌چه را مي‌توان دشمني با سينماي ايران خواند بيش از آن‌كه ناشي از اميال و اراده‌هاي شخصي باشد، وابسته به گرايشاتي است كه در حوزه "قدرت" به مفهوم معاصر آن قابل تعريف است. نفس قدرت امري گريزپا و معمولا به دور از دسترس عقل پژوهشگر است و آن‌چه را ما در قلمرو واقعيات‌ روزمره مي‌توانيم به معاينه دريابيم، بيشتر مربوط به نحوه موضع‌گيري در مقابل قدرت و شيوه‌هاي برخورد با آن است. مثلا در ايران رويكرد اغلب حاكمان به موضوع قدرت حاكي از گرايش آن‌ها به سلب اختيار از اراده عمومي و انحصار قدرت به صورتي متمركز در دست پادشاه بوده است؛ و اين درست برعكس آن‌چيزي است كه ما در بعد از انقلاب از امام (ره) ديديدم و آن تمايل به توزيع قدرت در بين همه آحاد ملت بود. اين امام (ره) است كه فرديت انساني را در گرو باور او به استقلال وجودي از ديگران مي‌داند و كليد اين استقلال را در عبوديت براي خداوند يكتا تعريف مي‌كند.»....ادامه مطلب را هم بخوانيد .


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد صابری در دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت 16:3 موضوع دیگران (آرشیوی) | لینک ثابت


دیگه بیش از این لازم نیست جلوی خودمونو بگیریم..!!

 

(قبل التحریر:راستش خیلی بنا به کپی برداری نیست اما بعضی ابتکارها در عرصه رسانه هست که واقعاْ باید حق کپی رایت، براش قائل باشیم! مثل همین اقدام روزنامه اعتماد ملی در حمایت از سنتوری که صرفاْ جهت اطلاع دوستان عیناْ در اینجا آوردم! تا الان که تمام دوستان از این حرکت حمایت کردن، شما هم به این حرکت فرهنگی بپیوندید...لطفاْ!)

 

گلشیفته فراهانی اعتمادملی:فاجعه قاچاق «سنتوري» آخرين ساخته داريوش مهرجويي همچنان نقل محافل است و واكنش تند سينماگران را در پي دارد. روز گذشته ايده‌اي در گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي شكل گرفت مبني بر اينكه هركس طي روزهاي اخير سي‌دي يا DVD «سنتوري» را به شكل غيرقانوني خريداري كرده، مبلغي به حساب تهيه‌كننده اين فيلم واريز كند. يادمان هست كه كارگردان اين فيلم و موكلش اعلام كرده بودند خريدن اين سي‌دي شرعا حرام است. همچنين طي ماه‌هاي گذشته بسياري از سينماگران، فعالان و مسوولان فرهنگي اين كار را تقبيح كرده و آن را به‌مثابه نوعي «سرقت» دانسته بودند. از اين رو خريداران سي‌دي «سنتوري» كه به واسطه همين سي‌دي اين فيلم را ديده‌اند براي آنكه در «سرقت» و «قاچاق» سهيم نباشند مي‌توانند بهاي بليت آن را به شماره حساب مشترك تهيه‌كننده و كارگردان فيلم واريز كنند. اين ايده روز گذشته ابتدا با داريوش مهرجويي (كارگردان «سنتوري») و در ادامه با فرامرز فرازمند (تهيه‌كننده آن) در ميان گذاشته شد. مهرجويي و فرازمند، هم از اين ايده استقبال كردند و هم نگران بودند. استقبال آنها از اين جهت بود كه معتقد بودند اين حركت باعث وحدبهرام رادانت سينماگران مي‌شود، اما نگراني‌شان از آن بابت بود كه مي‌گفتند مبادا طرح اين ايده به معناي «محتاج بودن» آنها تلقي شود. نهايتا هر دو ضمن موافقت با اين ايده، اعلام كردند كه عوايد احتمالي آن صرف امور خيريه خواهد شد. مهرجويي در اين باره به اعتماد ملي گفت: «من شخصا با اين ايده موافقم. ژست قشنگي است و يك نوع وحدت و همدلي را مي‌رساند. ما مي‌توانيم شماره حسابمان را اعلام كنيم، ولي اميدوارم مردم عزيز در جريان باشند كه ما محتاج نيستيم و هرچه به حسابمان واريز شود، صرف امور خيريه مي‌شود.» فرازمند هم كه قاچاق سي‌دي «سنتوري» را «ضربه به سينماي ايران» مي‌دانست، گفت: «اينجا مساله پول در ميان نيست. ما بايد به ضربه روحي فكر كنيم كه به مهرجويي و بقيه عوامل فيلم وارد شده است. بحث من اين است كه مي‌گويم اگر قرار بود سنتوري اكران نشود، چرا پروانه ساخت داديد؟!» او همچنين درباره ايده گروه «ادب و هنر» اعتماد ملي اضافه كرد: «من قبلا هم گفته بودم كه اگر «سنتوري» فروش داشت 50 درصد آن را صرف امور خيريه مي‌كنم. حتي مي‌توان صرف كمك به زحمتكشان و فعالان عرصه سينما كرد كه نيازمند ياري هستند. به هر حال شخصا با اين ايده موافقم و اعلام مي‌كنم كه عوايد احتمالي اين طرح را صرف امور خيريه مي‌كنيم.» فرازمند در ادامه به درخواست خبرنگار اعتماد ملي، حساب مشترك خود و مهرجويي را اعلام كرد. اين حساب مشترك به نام «داريوش مهرجويي و فرامرز فرازمند» و از اين قرار است:

0116407795 (بانك تجارت شعبه چهارراه پارك كد 032).

استاد مهرجویی

همان‌طور كه كارگردان «سنتوري» گفته، اين طرح مي‌تواند قبل از هر چيز به همدلي و وفاق در سينما خصوصا سينماي فرهنگي و مستقل بينجامد؛ شايد مبلغ 1000 يا 1500 تومان بهاي يك بليت كه از سوي خريداران اين سي‌دي يا بينندگان آن به حساب تهيه‌كننده و كارگردان آن واريز مي‌شود، مبلغ چنداني نباشد و همگان، حتي آنهايي كه اين سي‌دي را نخريده‌اند، مايل به همراهي با اين طرح باشند، اما بايد بدانيم كه عوايد اين حركت بيش از هر چيز به ثبات سينماي مستقل كمك كرده و ضربه‌اي كه به اين سينما خورده را جبران مي‌كند. تاكيد مي‌شود همان‌طور كه كارگردان و تهيه‌كننده «سنتوري» متذكر شده‌اند اين حركت براي كمك مالي به آنها نيست؛ بلكه هدف از آن، يادآوري پديده زشت «قاچاق» است.

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت 15:19 موضوع دیگران (آرشیوی) | لینک ثابت


وقایع‌نگاری یک فیلم هنوز اکران نشده

چيستا يثربي

 

رمان «وقایع‌نگاری یک فیلم هنوز اکران نشده» نوشته «چيستايثربي» براساس آخرین طرح «ابراهیم حاتمی‌کیا» ارديبهشت سال آينده منتشر خواهد شد. اين در حالي است كه قهرمان‌هاي اين رمان همگي واقعي هستند و هر كدام قصه‌اي جداگانه دارند.

«چیستا یثربی» نویسنده و کارگردان تئاتر در مورد رمان جدیدش که براساس آخرین ساخته «ابراهیم حاتمی‌کیا» نوشته شده به خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) گفت: این رمان بر اساس تمام وقایعی که از روز نخست پیش تولید فيلم «دعوت» به كارگرداني «ابراهيم حاتمي كيا» تا پایان مرحله فیلم برداری رخ داده، نوشته شده است.

اين نويسنده با بيان اينكه نویسندگی و انتخاب بازیگر فيلم «دعوت» را من برعهده داشتم، تصريح كرد:به همين منظور بر اساس یادداشت هایی که از روز اول آغاز طرح توليد اين فيلم برداشته بودم و همچنين تمام مسائل و وقایعي که در مورد کار روی داده بود، نگارش اين رمان را آغاز كردم.

وي افزود:نگارش اين اثر را از 8 دي ماه سال جاري آغاز كردم و قصد دارم آن را همزمان با بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران و قبل از اكران عمومي فيلم «دعوت»، در بازار نشر عرضه كنم.

استاد حاتمي كيا«چیستا یثربی» در ارتباط با زبان راوی این رمان توضيح داد:این رمان سه راوی دارد که هم زمان به نقل داستان می پردازند. یکی از آنها از زبان من و دیگری از زبان دخترم که در تمام کار همراهم بود، و با زبان کودکانه روايت مي شود. سومین راوي، دانای کل است که ما هم از وجودش بی خبریم.

وی با اشاره به اينكه، نگارش اين رمان با فضا و شخصيت هاي متفاوتي كه به همراه دارد، برای اولین بار است که طي 23 سال گذشته در كارنامه كاري او اتفاق می افتد، يادآور شد: قهرمان هاي اين رمان هر كدام قصه اي جداگانه دارند و تمامي شخصيت ها و اتفاقات مستند و واقعي هستند. به طور مثال چگونگي حضور و يا عدم حضور هنرمنداني چون «هديه تهراني» و «محمدرضا گلزار» و برخوردهاي تمام عوامل توليد فيلم با كارگردان و ... در اين رمان به نگارش درآمده است. 

يثربي افزود: در واقع رمان «وقایع نگاری یک فیلم هنوز اکران نشده» كه بر اساس وقايع و اتفاقات ريز و درشت و مستند پشت صحنه فيلم «دعوت» آخرين ساخته «ابراهيم حاتمي كيا» به نگارش درآمده است، اثري است كه مرز ميان واقعيت و خيال را برداشته است.

 

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 27 بهمن1386 ساعت 16:58 موضوع دیگه چه خبر..!؟ | لینک ثابت


باید حیرت کنیم...!؟

سنتوری

یک سال زمان کمی نیست که فیلمی چون سنتوری از دید مخاطبانش دور ماند و تمام انذار اهالی سینما به اینکه «اگر در بسته شود پنجره را نمی­توان بست» دقیقاً ناظر به چنین روزهایی بود. کپی غیرمجاز سنتوری وارد بازار شده است و در کنار افسوس و ای کاش­های علاقمندان سینمای مهرجویی، موضع گیری­های جالبی را هم از سوی مسئولان بابت مقصریابی سبب شده است؛

مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه‌اي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفته است: «نمي‌توانيم با اطمينان بگوييم، فيلم "سنتوري" از چه مرحله‌اي وارد عرصه‌ي قاچاق شده است، اما در هر حال مسئوليت اين ماجرا با شخص تهيه‌كننده فيلم است.»

 محمود اربابي درپي عرضه‌ي نسخه‌ي قاچاق فيلم "سنتوري" با بيان اين مطلب به ايسنا،اضافه کرد:«به هر حال فيلم‌ها براي آماده‌سازي براي نمايش در اختيار آدم‌هاي مختلفي قرار مي‌گيرد، به همين دليل اظهار نظر كه مشخصا از كجا اين فيلم درآمده است، سخت است.»

او توضيح داد:« فيلم "سنتوري" قبل و بعد از نمايش درجشنواره‌ي فيلم فجر در اختيار تهيه‌كننده بوده است و بارها از اداره نظارت مشخصا خود بنده مستقيما با تهيه‌كننده در ارتباط بودم ـ با توجه به ماده 5 كه فعلا صلاح نيست فيلم اكران شود ـ مرتبا از آن‌ها مي‌خواستم مراقبت‌هاي لازم را از نسخه‌ي فيلم انجام بدهند.»

او با اشاره به نمايش‌هاي بدون مجوز اين فيلم طي يك‌سال گذشته در جشنواره‌هاي مختلفي چون "پوسان"،‌ "ژاپن" و نمايش عمومي از يك ماه قبل در آمريكا، ادامه داد:«تهيه‌كننده خود مسئوليت آن را بر عهده داشته و هر بار كه ما متوجه اين كار غيرقانوني مي‌شديم به آن‌ها اطلاع مي‌داديم كه اين فيلم براي خروج از كشور بايد پروانه نمايش خارجي از اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد بگيرد.»

اربابي توضيح داد:« "سنتوري" در برهه‌اي زماني پروانه نمايش داخلي داشت، اما براي خروج از كشور بايد پروانه مي‌گرفت، همه‌ي اين مراحل نشان اين است كه فيلم به شكل طبيعي مورد سرقت قرار گرفته است و تهيه‌كننده نمي‌دانم به چه دلايلي موضوع نمايش خارجي اين فيلم را با ما پيگيري نكرده است؟!»

او همچنین درباره‌ي پيگيري‌هاي انجام شده توسط اين اداره نظارت و ارزشيابي براي جلوگيري از نمايش غيرقانوني فيلم توضيح داد: «روزي كه اطلاع يافته‌ايم فيلم در سايت خارجي دانلود شده است، تمام تلاش خود را انجام داديم كه اين سايت‌ از نظر قانوني فيلتر بشود و از طريق مراجع قانوني در سطح شهر اين سي‌دي غيرمجاز جمع‌آوري شود.»

اربابي پيشنهاد داريوش مهرجويي پيرامون نمايش عمومي اين فيلم در اين روزها را هم بی پاسخ نگذاشته است: «اينكه اين فيلم در اين شرايط به اكران عمومي درآيد، دليل منطقي نيست و ما نمي‌توانيم منفعل عمل كنيم، اما از روز اول به تهيه‌كننده فيلم اعلام كرده بوديم با توجه به اينكه شما از لحاظ مالي دچار مشكلاتي خواهيد شد، رايزني‌هايي براي جبران خسارات انجام خواهيم داد، اما آن‌ها ترجيح دادند صبر كنند تا فرصت اكران فيلم فراهم شود. گزينه مطرح شده بابت نمايش عمومي "سنتوري" در اين شرايط ربطي به اداره نظارت و ارزشيابي ندارد و بايد از طريق معاونت سينمايي اين درخواست پيگيري شود.»

اما همزمان با این اظهارنظرات از سوی مدیرکل اداره ارزشیابی وزارت ارشاد، پليس امنيت نیز اعلام کرده است که به زودي عوامل اصلي تکثيرغيرقانوني فيلم سنتوري را معرفي خواهد کرد، عواملی که به گزارش خبرگزاري نیمه دولتی هنر، اعلام اسامي­شان باعث حيرت همگان خواهد شد...!!

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در جمعه 26 بهمن1386 ساعت 23:47 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


شد آنچه نباید میشد...!

سنتوری در اغماء...!

چه  قدر تلخ است، برای مایی که دلخوش به غلط بودن، از گفتن «سنتوری بالاخره دیده خواهد شد..!» ابا داشتیم ومی­ترسیدیم اعتراف ما به آن رنگی از حقیقت ببخشد، که امروز تعبیر کابوس­مان را در میان اخبار رصد کنیم؛ «کپی فیلم سنتوری به بازار آمده است...»

درپي چند نمايش از فيلم سنتوري در آمريكا كه از همان موقع نگراني‌هايي را مبني بر احتمال كپي غيرمجاز آن به وجود آورده بود، خبرهاي رسيده از دانلود غير قانوني اين فيلم  در چند روز اخير حكايت دارد. 

در پي انتشار اخباري مبني بر دانلود اينترنتي وانتشار سي دي غيرقانوني  و البته محدود فيلم سنتوري، استاد داريوش مهرجويي  از همه علاقه­مندان  فيلمهايش درخواست کرد که سي دي قاچاق «سنتوري» را در صورت مشاهده خريداري نکنند:« سي­دي غير­قانوني فيلم به مثابه اموال دزدي ومسروقه است واز مردم می­خواهم تا به هيچ عنوان سي دي اين فيلم را خريداري نكنند.»

داريوش مهرجويي درباره جلوگيري از نمايش «سنتوري» به روزنامه اعتماد گفت؛ «در جريان جلسه يي که قبل از سوم مرداد برگزار شد، آقاي جعفري جلوه به شخصه صرفاً به خاطر سليقه و خواست خودش تصميم گرفت جلوي نمايش اين فيلم را بگيرد. الان تکنولوژي جديد نمايش طوري است که فقط منوط به سالن نمايش سينما نمي شود و يک فيلم وقتي ساخته مي شود، امکانات متعدد براي پخش و نمايش آن وجود دارد. يکي از اينها همين مساله سي دي است که همه مي دانيم چه بلايي به سر سينما آورده است. آن زمان گفتم اگر اين کار را بکنيد خواه ناخواه روزي سي دي قاچاق و دي وي دي فيلم بيرون مي آيد. فيلم وقتي از لابراتوار بيرون آمد ديگر سرنوشتش دست ما نيست. فيلمي که 10 بار در جشنواره روي پرده مي رود و در محافل مختلف نمايش داده مي شود، معلوم است که ديگر سرنوشتش دست ما نيست و نسخه يي از اين فيلم بالاخره يک جور به بيرون راه پيدا مي کند.»مهرجويي درباره نحوه ورود «سنتوري» به بازار قاچاق گفت؛ «همين يکي، دو روز گذشته اين اتفاق افتاده است. گويا از جايي درز پيدا کرده و آن را فروخته اند. يک سًرور ايراني در روسيه که قاچاق فيلم مي کند اين فيلم را به طور قاچاق وارد اينترنت کرده است. همين سرآغاز ورود سي دي قاچاق فيلم شده و جالب اينکه «سنتوري» از ايران به بيرون فرستاده شده است يعني فيلم بدون زيرنويس بوده و رفته آنجا و بعد آنها کادرش را عوض کرده و يک زيرنويس جديد برايش گذاشته اند.» مهرجويي درباره تصميماتي که باعث جلوگيري از اکران فيلمش در ايران شد، معتقد است؛ «باعث تاسف است که چنين تصميماتي گرفته مي شود و لطمه بزرگي به سينما مي زند. آن هم درباره فيلمي که مي توانست خيلي معقول و درست روي پرده بيايد و اکران شود. همان طور که در جشنواره به نمايش درآمد و هيچ کس درباره اش حرفي نزد.» مهرجويي درباره سرنوشت فيلمش مي گويد؛ «سرنوشت «سنتوري» هم اکنون در دست ارشاد است. آنها بايد اقدامي سريع انجام دهند و زمينه اکران فوري فيلم را فراهم کنند. لازم است يک درخواست همگاني از جانب فيلمسازان به ارشاد و آقاي جعفري جلوه ارسال شود که اين فيلم را هر چه سريع تر اکران کنند. سود اين فيلم مي بايست به سرمايه گذاران آن، تهيه کنندگان، پخش کنندگان و سينماداران برسد. پخش کننده اين فيلم حدود 50 کپي از فيلم را براي سينماها فرستاد، کلي تبليغات کرد و پوستر و بيلبورد چاپ کرد، ولي يکباره جلوي نمايش آن را گرفتند. ما هنوز پروانه نمايش داريم و اين پروانه هنوز لغو نشده. هنوز هيچ نامه کتبي به دست ما نرسيده که از نمايش اين فيلم خودداري کنيد. ما فقط به احترام وزارت ارشاد فيلم را اکران نکرديم.» مهرجويي در ادامه درباره اقداماتي که براي حل مشکل اين فيلم انجام داده، گفت؛ «ما چند هفته پيش نامه يي به مقامات کشور نوشتيم و تمام ماجرا را توضيح داديم. گفتيم که چه اجحافي به اين فيلم شده است.گفتند که برويد گزارش جامعي از فيلم تهيه کنيد. حاج آقا رفيعا هم که مسوول رسيدگي به اين قضيه بود، رفتند و اين گزارش را از ارشاد و فارابي و ديگر دستگاه هاي مربوط تهيه کردند. نتيجه گزارش آنها نامه اعتراض آميز ما را تاييد کرد و حق را به ما دادند. حتي من شنيده ام که وزارت اطلاعات هم با اين فيلم موافق است و دائم از ما مي پرسند چرا سنتوري اکران نمي شود. اما آقاي جعفري جلوه هيچ اقدامي انجام نمي دهد.»

استاد مهرجویی

و این نهایت استیصال فرهنگی یک جامعه است که استادی نهایت "مهر" جویی خود را ضمیمه اخبار دزدیدن اثرش میکند تا جامعه­ای، ازآن بی بهره نماند...!

مرثیه سرایی برفرهنگ وپیکر نیمه جان سینمای ایران، حدیثی مکرر و دیگر نابه­جاست، اما چه کنیم که به این فرهنگ مصلوب دیگر نمی­توان دل بست و گویی برای نجات جامعه­ای که حتی اجازه نمی­دهند در آینه­ی تمام قدی چون سنتوری حسن و قبح خود بازشناسد، چاره­ای جزمرثیه نمانده است!

اما بیایید آقای وزیر محترم را تقدیر کنیم که از فروکاستن سلائق سینمایی، نجاتمان داد و نگذاشت با اکران سنتوری به حرمت سینمای ایران خدشه وارد شود! یعنی هنوز هم آقای وزیر محترم سربلند است و درباره سنتوری می­گویدهمین اتفاقی که افتاده، فعلاً درست است. همین درست است(!)»

همین درستی­هاست که نَفَس (علی الظاهر نادرست!) فرهنگ ایران را به شماره انداخته است و تمام فعالیت فرهنگی­مان را در امیدواری به دست­بند مامورانی خلاصه کرده است که  احتمالاً بناست اجازه ندهند کسانی برای نان شبشان در کنار خیابان پیکر مثله شده سنتوری را حراج کنند!

بالاخره سنتوری هم دیده شد اما افسوس این همه چیز که هست و نمی­بینیم را چه کنیم...!!

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در پنجشنبه 25 بهمن1386 ساعت 22:20 موضوع دیگه چه خبر..!؟ | لینک ثابت


همه بودند...جای "سینما" خالی!!

جای سینما خالی...!!

خب،تمام شد...!

با اعلام برگزیدگان بخش سینمای ایران(سودای سیمرغ) بالاخره پرونده بیست وششمین جشنواره فیلم فجر بسته شد و باردیگر دیده­ها به فردایی پرازشاید و ای­کاش خیره ماند...! نه اشتباه نشود، اینبارتقریباً همه چیز خوب بود؛ اختتامیه نسبت به افتتاحیه عالی بود، داوری­ها قابل قبول بود، حواشی حداقل بود و در یک کلام جشن، جشن بود اما جای یک چیز خالی بود؛سینما!

جشن بیست وششم فیلم فجر فارق از برخی خلاءهای مدیریتی واجرایی (که گویی جزء لاینفک آن شده­اند)، بیست وششمین «ده روزاهمیت یافتن سینمای ایران» بود و بیست و ششمین «مقطع مدیریت فرهنگ»، وبه طبع باید آن را درهمین جغرافیا به داوری نشست.

وقتی یکی از خبرنگاران در میان بی برنامگی­های سینما صحرا در روز نخست بخش سینمای ایران، اعتراض می­کرد که «بعد از 26سال مدیریت جشنواره هنوز ابتدایی­ترین مشکلات مخل اکران در جشنواره بین المللی ما می­شود»، گفتم:« کدام 26سال!؟ در بهترین حالت ما 26 تا ده روز برای سینما و جشنواره مدیریت کرده­ایم...کو تا یه سال..!!»

البته میدانم کمی اغراق در این اظهارنظر هست، اما با کمی اغماض می­توان آنرا برای توصیف آنچه خوبیهای جشن بیست و ششم هم نتوانسب نبودش را جبران کند، به کار برد.

قبل از آغاز جشنواره، سیر در لیست فیلمها و اخبار حاشیه­ای مجابم کرده بود که در جشنواره امسال با تصویرعجیبی از سینمای ایران مواجهم تصویری که تا قبل از اکران نباید آنرا پیش بینی  و بعد از اکران نباید در داوریش تردیدکرد..! شاید تعبیر بهتر این وضعیت حرف خبرنگار یکی از سایتهای خبری باشد که وضعیت برنامه­ی اکران جشنواره را به لپ­لپی(!) تعبیر کرده است که کاملاً شانسی به دیدن فیلم فرامی­خواندمان! واین درست همان وضعیتی است که درآن هر فیلمی پس از تماشا یا «افتضاح» لقب می­گرفت یا «پدیده»!

همانطورکه در روزهای اول هیچ چیزقابل پیش­بینی نبود ، در چند روز آخر هیچ چیز برای حدس زدن نمانده بود و در اختتامیه هیچ چیز برای تعجب!

بزرگان همان بودند که بودند و گویی هیچ یک نخواسته بودند تعجبی را برانگیزند(و اگر هم چون کمال تبریزی چنین قصدی را کرده بودند نتوانستند و امیدوارانی را هم ناامید کردند!). برعکس جوانان گویی هیچ یک «خود» نبودند و قصد «همچون دیگری بودن» ، کرده بودند و ازهمین رو هم اصرار بر نگاه خاص و روشنفکرگرایی کسالت­آور، چاشنی تمام کادرها و قاب­های هنریشان شده بود....، واین همان داوری­ای است که در روزهای پایانی به آن رسیدیم.

جشنواره فجر امسال اصلاً نوید بخش سالی نکو نبود و از همین روست که باید به حداقل­های کنونی­اش بسنده کرد؛

-درمیان فیلمهای امسال دو فیلم اول واقعاً پدیده بودند(انگار) یکی«تنها دوبار زندگی میکنیم» و دیگری«فرزندخاک»، اولی از لحاظ روایت و دومی از لحاظ مضمون. تقریباً همه راضی بودند به خصوص فرزند خاک که برای اولین و آخرین بار تشویق ممتد اهالی رسانه در سینما رسانه را برانگیخت. به امید اکران فابل قبول و درخور هردو باد ماند!

اما ایندو، تنها شگفتی داوری امسال را هم رقم زدند زمانی که سیمرغ بهترین فیلم اول را تا روی شانه های روح الله حجازی کارگردان «در میان ابرها» بدرقه کردند. «فرزند خاک» با سیمرغ نگاه ملی(که خود از موالید جشن بیست وششم بود!) کمی قدر دید اما دیگری بالاجبار در انتظار اکران و قدر دیدن از گیشه باقی ماند...

«به همین سادگی» و «آواز گنجشکها» (که از نظر من تولیداتی کاملاً متکی به فرد و خارج از جریان کلی سینمای ایران هستند) آبروی جشن امسال بودند و توانستند برای ساعاتی هر چند کوتاه الفبای سینما را در جشنواره یادآوری کنند، الفبایی که حداقل پیامدش احترام به مخاطب است؛ بزرگترین حلقه مفقوده سینمای ایران!

توضیح بیشتر پیرامون فیلمها باشد برای یادداشتهای بعدی اما امسال هم «ده روز اهمیت یافتن سینمای ایران» تمام شد و ما کماکان چشم­انداز مجهول و مه­آلود سینما ایران را نظاره می کنیم، چشم­اندازی که در سطح جاده هایش سنگ ریزه های مانده برزمین بیش از ستاره های آسمان، فرصت بروز و ظهور می­یابند....

راستی می دانید چند مدیر فرهنگی امشب در فکر جشن بیست وهفتم سر بر بستر خود می گذارد!!؟

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در چهارشنبه 24 بهمن1386 ساعت 0:17 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


در این «بازار» خبری نیست: هست!

 

بازار فیلم تهران

(پی نوشت: یکی از بخشهای جنبی جشنواره فجر که من هم مثل بسیاری از آن هیچ نمی دانستم بخش بازار فیلم بود که اصلاْ علت وجودیش برایم جای سوال داشت! چرا که یازده دوره برگزاری بدون هیچ جلب نظری عجیب بود.

اما وقتی برای تهیه گزارشی مجبور شدم یک روز در بازار بگردم فضا خیلی برایم جالب بود، فعالیتها و مدیریت بازار جداْ قابل توجه بود. در اولین دیدار آنچنان نقاط مثبت بر نقاط منفی می چربید که ترحیح دادم در اولین گزارشم بیشتر نکات مثبت جلوه کند تا منفی.

دیروز و پس از یک روز تاخیر گزارشم چاپ شد و به خاطر رضایت خودم و با خودخواهی تمام(!) آنرا اینجاهم آوردم تا شما هم بخوانید و نظر بدهید...!)  

    پرونده «یازدهمین بازار جهانی فیلم و برنامه های تلویزیونی ایران» ساعت ۲۴ امشب(چهارشنبه۱۷ بهمن ماه) بسته می شود تا برگی دیگر بر دفتر قطور تجربیات متولیان این حركت فرهنگی - اقتصادی افزوده شود.«بازار فیلم» كه بی شك به واسطه بستری كه برای ارتباط مستقیم و بی واسطه تولید كنندگان و مصرف كنندگان عمده محصولات بصری در مقیاسی جهانی و فروش حقوق فیلم های سینمایی جهت اكران در سایر كشورها فراهم می آورد، امروز به بحثی جداناشدنی از بسیاری جشنواره های معتبر تبدیل شده است، امسال دومین دهه حضور خود در «جشنواره بین المللی فیلم فجر» را آغاز كرده است و گویی علی رغم این حضور مستمر هنوز آنچنان كه باید و شاید دیده نشده و قدر ندیده است.«بازار فیلم» در جشنواره فیلم فجر به ظاهر بخشی حاشیه ای است، اما همین «حاشیه» در بطن خود پایه ریز «اصول» بسیاری است؛ اصولی برای تحقق معنای واقعی «جشنواره بین المللی فیلم فجر».


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد صابری در جمعه 19 بهمن1386 ساعت 11:32 موضوع | لینک ثابت


گامی محکم در آغاز راهی بلند...

کنعان

(قبل التحریر:بالاخره بعد از چندبار تعویق و جابه جایی فیلم کنعان در سینمای صحرا  اکران شد. وقت برای حاشیه نگاری بسیار کم است و ترجیح به این دیدم که بیشتر در مورد خود فیلم ها بنویسم. این اولین یادداشت باشد تا از فردا که سیل فیلمهای ایرانی چقدر زمان برایم بگذارند که نقد کنم و بنویسم!)

سال 79 ، مجله نیویورکر، داستانی از نویسنده کانادایی «آلیس مونرو»؛ و این نقطه آغاز شکل گیری طرح اولیه فیلنامه­ای در ذهن مانی حقیقی بود؛«کنعان».

داستان آلیس مونرو به گفته حقیقی بیش از هفت سال ذهن او را مشغول کرده بود، هفت سالی که در سال نخستش مستند ماندن(1380) و در سال دومش فیلم بلند داستانی آبادان(1381) کم کم زمینه حضور در عرصه فیلمسازی را برایش فراهم می­آورد، اما بیش از این دو همکاری در نگارش چهاشنبه سوری اصغر فرهادی و ساخت و نمایش جشنواره ای فیلم کارگران مشغول کارند بود که جایگاه مانی حقیقی را در جغرافیای پیچیده سینمای ایران تثبیت کرد.

«کنعان» ورود رسمی «مانی حقیقی» به دنیای فیلمسازی است و به حق می­توان آنرا به گامی استوار برای آغاز پیمودن راهی بلند تشبیه کرد. «کنعان» دیگر نه یک اقتباس از داستان الیس مونرو که خود فیلنامه­ای مستقل و برآمده از همکاری حقیقی و فرهادی است که در بستری ایرانی طرح و روایت شده است.

داستان فیلم در نگاه اول درون مایه ای کلیشه­ای و پیش پاافتاده دارد؛ داستان زوجی که به واسطه پذیرش زن در دانشگاهی خارجی و مخالفت مرد با سفر با او، کارشان به مجادله و متارکه کشیده است و پس از وقوع حوادثی کارشان ختم به رجوع و سازش می­ شود، اما به نظر بیشترین حسن کار حقیقی همین جاست که داستانی اینچنین نخ نما را در قالبی نو و قابل قبول طرح و روایت کرده است. دیالوگهای روان، شخصیتهای چندبعدی در داستان، خط سیر منطقی حوادث و از همه مهمتر بازیگری فوق العاده بازیگران همه دست به دست هم می­دهند تا در تحلیل کنعان از ضعفهایی چون کندی ریتم و تدوین فیلم چشم­پوشی کنیم و آنرا به عنوان فیلمی خوب بپذیریم.

اما بی­شک آنچه «کنعان» را به این حد از رضایت مخاطب رسانده است بیش از هرچیز بازی بی عیب و نقص بازیگران آن است. بازیگرانی که اگرچه حقیقی حضورشان در فیلم را بادآورده تعبیر میکند اما به اذعان خود او هریک به بهترین شکل در نقششان حاضر شده­اند.«ترانه علیدوستی» «محمدرضا فروتن» و«بهرام رادان» بی­شک یکی از زیباترین حضورهای سینمایی خود را در این فیلم به ثبت رسانده­اند.

مانی حقیقی در کنار علیدوستی و بایگان در کنعان

«کنعان» فیلم قابل دفاع و قابل تماشایی است اما نباید از قلم انداخت که این قابلیت ها تنها ذیل عنوان اولین اثر سینمایی مانی حقیقی(با چشمپوشی از فیلم خاص کارگران مشغول کارند) فرصت تایید می­یابند و بدون تردید می­توان گفت که این سقف سینمای «حقیقی» نبوده است...

 ****

نکته جالب دیگر در مورد کنعان نام خود نام فیلم است، نامی که مانی حقیقی و اصغر فرهادی مشترکاْ به این نتیجه رسیده اند که در مورد وجه تسمیه اش چیزی نگویند تا تماشاگران خود به نتیجه ای برسند.

وقتی در نشست مطبوعاتی هم سوال را پرسیدم حقیقی گفت:« ترجیح میدهم من چیزی نگویم اما اطمینان میدهم به شما که من دلیل قاطع و موجهی برای انتخابم داشته ام...»

من هنوز به نتیجه ای نرسیده ام! با توجه به داستان شما چگونه این وجه تسمیه را برایخود توجیه میکنید؟ خوشحال میشوم اگر بدانم...!!چرا «کنعان»!؟

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در چهارشنبه 17 بهمن1386 ساعت 1:25 موضوع یادداشت فیلم | لینک ثابت


آقا عشق با "الف" درسته یا با "غین"...!!

دیروز در دومین روز جشنواره بیست وششم بالاخره توفیق یار شد تا در سینما صحرا و در جوار همکاران رسانه ای، مهمان این جشن باشم! همه چیز رو به راه و منظم بود. به خصوص بحث پذیرایی که هرجور حساب کنیم فعلاً در اولویت قرار دارد! (قابل توجه عزیزانی که منو محکوم به سیاه بینی کرده بودند!!)

البته در میان این صحت برنامه­ریزی بازهم نیم ساعت تاخیر تو برنامه اکران­ها بود که  دیگه کاریش نمیشد کرد!انگار!

تا ساعت 1:30 نیمه شب که سینما رو ترک میکردم 5 تا فیلم اکران شد، 3تا خارجی و دو تا ایرانی. فیلمهای خارجی که هر سه هم حصول 2007 بودند علی رغم روایت کندی که داشتند اما نسبت به دو شاهکار ایرانی(!) واقعاً راضی کننده­تر بودند.

«بسیار خوب، متشکرم» محصول کشور فرانسه، «میروش» محصول نروژ و«وقت مردن» محصول لهستان سه فیلم بخش بین­الملل بودند. از میان این سه فیلم هم فیلم «بسیار خوب متشکرم» بسیار زیبا بود. فیلمی که روایتگر زندگی ساده شهروندیست که در مواجهه با قانون و سیستم بروکراسی تصمیم به مبارزه می­گیرد تا ثابت کند که قانون الزاماً متضمن نگاه عادلانه به شهروندان نیست و در این راه سر ازبازداشتگاه و حتی تیمارستان در می­آورد! درانتهای فیلم هم برای بازگشت به زندگی طبیعی مجبور به جعل اسناد و تغییر هویت می­شود!

اما دو فیلم «هامون و دریا» و «در میان ابرها» دو محصول سینمای ایران بودند که در فواصل سه فیلم فوق به نمایش درآمدند و ما را وادار به شکرگذاری خدا کردند که جشنواره فجر واقعاً بین­المللی نیست!!

این هر دو فیلم در اصراری عجیب، سعی در تبیین مفهوم «عشق» داشتند و جالب اینکه اولی در بستری بومی( همچون روستاها و بیابانهای حوالی خراسان) و دومی در بستری ارزشی( همچون مناطق جنگی) سعی در این نگره پردازی داشت.

در مورد فیلمها ان­شاالله در آینده نزدیک قلمفرسایی خواهم کرد اما ذکر برخی حواشی جشنواره در روز دوم هم خالی از لطف نیست:

- مشکلات صوتی بازهم گریبانگیر اکران جشنواره بود که حتی کارگردان «هامون و دریا» مجبور شد از همه به خاطر«صدای واقعاً ناهنجار فیلم» عذرخواهی کند.

- در زمان اکران فیلم «زمان مردن» نزدیک به 20 دقیقه از فیلم به صورت صامت(!) و بی صدا پخش شد.

- در اواسط پخش فیلم «هامون و دریا» چراغهای سالن روشن و از حلقه فیلم رفع مشکل شد!

- نشست های خبری فیلمهای بین الملل یک وجه اشتراک جالب داشت و آن اعتراف مجری و مهمان به نشناختن کارگردان ودیدن همزمان فیلم با تماشاگران برای اولین بار بود!( البته در این مورد نمی توان از تحلیل­های جامع وزیبا ودرعین حال فی البداهه این عزیزان گذشت که به واقع جای تقدیر دارد.)

- فیلم کنعان که طبق قرار قبلی بنا بود سانش آخر اکران شود در واپسین ساعات جای خود را به فیلم در میان ابرها داد و در جدول اصلاح شده تا روز شانزدهم هیچ ساعتی برایش در نظر گرفته نشده بود

- فیلم مجیدمجیدی از جدول اکران روز بعد(امروز) حذف شد...

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 14 بهمن1386 ساعت 12:4 موضوع | لینک ثابت


بالاخره برنامه...!!

 

 جداول کامل اکران سینماهای مردمی

بعد از سردرگمی دوسه روزه و بی برنامگی عجیب دبیرخانه جشنواره در اعلام برنامه سالنهایی که مردم از پیش اقدام به تهیه بلیطشان کرده بودند بالاخره دیروز و مصادف با اولین روز جشنواره برنامه سالنها به تفکیک اعلام شد. این در حالیست که بسیاری از کسانی که برای روز اول بلیط تهیه کردع بودند تقریباً بدون اطلاع از فلیمی که می خواهند ببینند راهی سالنها شدند.

برنامه کامل را در ادامه مطلب ببینید. 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 13 بهمن1386 ساعت 11:33 موضوع | لینک ثابت


...پیش میاد دیگه!

بیست و ششمین جشن سینما

"در آستانه بیست و هشتمین پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی...از شما دعوت می­شود تا در آئین افتتاحیه بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر شرکت فرمایید."

این متن دعوتنامه­ایست که در آستانه "بیست و نهمین" سالگردپیروزی انقلاب اسلامی از سوی دبیرخانه جشنواره فجر برای مدعوین، ارسال شد و پیش پیش دقت نظرمسئولان برگزاری را مخابره کرد(!) دقت نظری که در طول مراسم مجری را مجبور کرد در کنار انواع و اقسام کلمات قصار در توصیف کرامات پیدا و پنهان سینمای ایران و مدیریت آن، در رثای مشکلات بوجود آمده دست به دامن طنازی شود و به این بسنده کند که:«...آقا پیش میاد دیگه!»(با تن صدای داریوش کاردان خوانده شود لطفاْ!)

کمی دیر به مراسم رسیدم، وقتی وارد سالن اصلی تالار شدم گفتم شاید مراسم تمام شده، جمعیت در مقیاس هنرمندانه(!) فضای سالن را پر کرده و گله به گله مشغول صحبت پیرامون مسائل حاشیه­ای بودند، مسائلی حاشیه­ای و در عین حال اصولی، چون:«دلیل فروش ویژه­نامه های جشنواره به جای توزیع رایگان»،«قشنگ بودن و کیفیت چاپ کتابچه جشنواره و چرایی قیمت 5000تومانی آن(!)»،«چرایی اتمام شیر کاکائو(!)»...ویا«سرده بریم تو سالن...!»

وزیر محترم به خاطر همراهی دولت در سفرهای استانی یکی از غایبین اصلی مراسم بود که البته به گفته مجری مراسم ایشان هم دلشان در تالار بزرگ وزارت کشر بود!

«تجلیل از دست اندرکاران بخش فنی سینما»،« نکوداشت پروانه معصومی و مسعود جعفری جوزانی»، «اهدای جوایز بخش مواد تبلیغی و اطلاع رسانی»، «یادبود استاد علی حاتمی و زنده یاد رسول ملاقلی­پور» و... هرکدام جزو مواردی بودند که مقدمه و موخره­ای را برای هریک در ذهنم ترسیم کرده بودم، اما در این مراسم به ضعف ذهنم در امور مدیریتی کلان(!) ایمان آوردم، چرا که هرگز امکان تحقق توم