تبليغاتX
سینمای شیشه ای

سینمای شیشه ای

متن و حاشیه نگاری از سینمای ایران

حرفهای یک مرد...

 

این شهر خفه­ام میکند...

استاد حاتمی کیا

(بالاخره ابراهیم حاتمی کیا سیاست سکوت را زیر پا گذاشت و با هفته نامه شهروند امروز به گفتگو نشست. خواندن حرفهای این "مرد" نه خالی از لطف نیست که لازم است...)

-برای ایجاد بُعد یعنی پرسپکتیو در طراحی ما به اولین چیزی که احتیاج داریم ، تعیین نقطه دید طراح است. به تعبیری تا نقطه دید مشخص نشود ، نسبت ما با اشیاء پیرامون بی معناست. من معتقدم در بعضی هنرها این نقطه دید آشکار و صریح است ، و در بعضی پنهان ، ولی محال است هنرمند صاحب نقطه دید نباشد. این دیگر رندی هنرمند است که به نحوی آنرا پنهان کند.

-من بیش تر با نگاهی عرفانی به جبهه خودی پرداختم. کاوش در میان مردانی که اختلافاتشان لزومأ آنها را در جبهه خیر یا شر قرار نمیداد ، بلکه نوع برداشت و تلقی شان از جنگ ، چالشی از درک مراتب عرفانی داشت. با همین جنس نگاه وارد شهر شدم.شهر پیچیده تر است. گرافیک جنگ واضح بود ، یک خط مقدم. یک خط خاکریز. یک اسلحه. یک هدف؛ ولی شهر جور دیگریست. پر از موقعیت های دراماتیک و تناقض نما که من دوست دارم. جایی که اگر به دیگری حق دهی دیگر دلیل وجودی برای خودت نداری. اگر مدح جنگ کنی ، جنگ طلب میشوی و مقابل خانواده ات میایستی و اگر نفی جنگ کنی ، تاریخ مهمی از دوران گذشته ات زیر سوال خواهد رفت. این تناقض ها همیشه برایم شیرین بوده.

سریال حلقه سبز

-سریال حلقه سبز دو سال و نیم از عمرم را گرفت.بارها بازنویسی شد. چهار فیلمنامه نویس چندین ماه قلم زدند. حلقه سبز خیلی بیش تر از سریال خاک سرخ از من وقت و انرژی گرفت. خوشبختانه هنوز کم فروشی را یاد نگرفته ام. اینکه یک اثر توفیق بیشتری دارد و اثری کم توفیق. به هزار و یک دلیل ارتباط دارد. متاسفانه حلقه گمشده ای که در این دایره جایش بسیار خالیست ، حلقه نقد است. نگاهی به قلمهایی که در باره این سریال نوشته اند بیندازید. وقتی صاحب قلمی به خودش اجازه میدهد که طومار یک سریال را چنین راحت در چند جمله ببندد و آب از آب تکان نمیخورد، چه میشود کرد.ای کاش جایی برای نقد این قلم های مریض و تنبل بود.در این شرایط ترجیح میدهم ساکت بنشینم و منتظر خارج شدن ماه از زیر ابر باشم.

-"موج مرده" از طرف دولت توقیف نشد بلکه تهیه کننده آن مانع ایجاد کرد. همینطور "به رنگ ارغوان " چنین اتفاقی برایش رخ نداد.فیلم اجازه نمایش در جشنواره را داشت که وزارت اطلاعات مدعی شد. فیلم "به نام پدر" محصول دوران انتقال دو دولت است. یعنی در دولت قبلی اجازه ساخت گرفت و در دولت جدید به نمایش درآمد. فیلم سینمایی "دعوت "که الان در حال ساخت دارم محصول این دوران است، باید دید چه برخوردی با این فیلم میشود.متاسفانه من هیچ شناخت واضحی از سلیقه فرهنگی این دوران ندارم. این به این معنا نیست که من با سلیقه دولت وقت فیلم میسازم. من معتقدم شرایط فرهنگی این دوران برای من متر و میزان واضحی ندارد و قطعأ این شرایط مبهم در فیلم تاثیر میگذارند.

-یک نوع بی وزنی. گرد و غبار. بلاتکلیفی. مبهم بودن مانیفست فرهنگی. پیدا نکردن نقاط مشترک . شرایط این دوران شبیه نوعی حالت تعلیق است. در چنین فضایی نگاه فیلمساز برونگرایی مثل من به دورنگرایی چرخش پیدا میکند. ترجیح میدهم به چیزی خارج از حوزه های دیداری رایج بپردازم.

-بی آنکه قصد بی ادبی به فیلمها را داشته باشم به نظرم این روزها هر چه بی خاصیت تر باشی ، مقبولتری.

-من همیشه فیلم خودم را ساخته ام و کاری به تشویق و تنبیه دیگران نداشتم. ولی تصور کنید بخواهم آژانس شیشه ای سال 87 را بسازم و شرایط زمانه را نقد کنم. فکر میکنید این تحمل در دستگاه فرهنگی باشد؟ به نظرم در "موج مرده" پایان یک دوره از فیلمسازیم را اعلام کرده ام. اما این که چرا در فیلم آخرم "دعوت" با ستاره ها کار کرده ام و از فضای همیشگی آثارم فاصله گرفته ام، اجازه بدهیم که "دعوت " به نمایش دربیاید و بعد درباره اش حرف بزنیم. در ضمن مگر پرویز پرستویی ستاره نبوده که در فیلم های من بازی کردند؟

پرویز پرستویی در کنار حاتمی کیا

-شده ایم مثل کشورهای تازه استقلال یافته ای که پیش از این جزو شوروی سابق بودند و از زندگی اشتراکی و در بسیاری از موارد رایگان استفاده می کردند، اما حالا وارد فضایی شده اند که برای دکتر رفتن هم باید پول خرج کنند و اگر نداشته باشند، بمیرند. به نظرم این اتفاق الان برای سینمای ما افتاده است. نه این که فکر کنی ریخت و پاش زیاد و پول فراوانی وجود دارد، اما در همین حد و اندازه هم می بینیم که اوضاع سینمای ایران تغییر کرده است. قبلا در شرایطی فیلم می ساختیم که امکان تجربه داشتیم. ولی حالا چرتکه وسط است. یک درجه بخواهی پس و پیش بروی، معلوم نیست سر از کجا درمی آوری.

-این یک واقعیت است که سینما را برای سینما دوست ندارم. شاید فیلم هایی در این دست را با لذت نگاه کنم ، ولی برای خودم وظیفه ای قائلم که نمیتوانم نسبت به آن بی اعتنا باشم.

-ماجرای درخواست من از رهبری، ظاهرا برای خیلی ها ایجاد شبهه کرده. من منظورم از آن درخواست این بود ، حالا که سلسله مراتب تعریف شده و هر کدام از آقایان برای خودشان درجه ای دارند و به ما به عنوان ارباب رجوع نگاه می کنند، به ما هم درجه هم شان خودمان را بدهید که فکر نکنند ما سرباز ایشان هستیم و با ما این طور رفتار نکنند. باور کنید دلم می گیرد.آن همه حرفهای گفتنی و داستان شنیدنی در این گنیجینه سینمای جنگ هست که می شود گفت . اما چه کنم که نگهبان های تنگ نظری وجود دارند که نمی گذارند کارم را بکنم. این شهر خفه ام کرده. دیگر خسته شده ام از فیلم ساختن در این چهار دیواری های تنگ. می خواهم بزنم بیرون. نگاه من به افق های باز بود، به دشت، و حالا گرفتار شده ام. به هیچ عنوان هم دوست ندارم نگاه غمگسارانه بی معنی به گذشته ای داشته باشم. حرف روز دارم.اما چه کنم که نقل این داستان ها، توپ و تفنگ و تق و توق می خواهد، و این ها همه دست کسانی است که با امثال من مثل یک سرباز رفتار می کنند.

-از من پرسیدند چرا درباره امام زمان (عج) فیلم نمی سازی و من گفتم که ساخته ام. همین "بوی پیراهن یوسف". حتما که نباید مستقیما سراغ یک موضوع بروم. این فیلمی بود که تصور مرا از مفهوم انتظار مشخص می کرد.

-راست اش فکر می کنم دغدغه های همه ما مثل هم است. پای مسائل سیاسی که وسط می آید، ناگهان می بینم هر کسی یک طرف خط قرار دارد. یادم می آید که موقع ساخت "آژانس شیشه ای"، یکی از دوستان که فیلمنامه را خوانده بود، به ام گفت که ساختن این فیلم یک انتحار سیاسی است. من آن موقع واکنشی نشان دادم که بعد از آن همیشه سعی کردم به همان طریق عمل کنم..این که باز به قلب ام رجوع کردم.

(متن کامل مصاحبه را اینجا بخوانید.)


 

نوشته شده توسط محمد صابری در پنجشنبه 29 فروردین1387 ساعت 12:17 موضوع | لینک ثابت


حضور محمدرضا گلزار در یک فیلم کوتاه

حضور"گلزار"در یک فیلم کوتاه فصل جدیدی در فعالیت این چهره سینمایی در عرصه بازیگری حرفه‌ای‌اش محسوب می شود. حضوری که صدالبته در آشتی دادن مخاطبان با "فیلم کوتاه" نیز بی‌تأثیر نخواهد بود.

 

به گزارش سینمای شیشه ای "شهرام میرآب اقدم"  کارگردان فیلم کوتاه "مثل آن شب" در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی سینمای ایران ضمن اعلام حضور گلزار در فیلم خود گفت: حضوراین بازیگر  در این فیلم برای آشنایی مخاطب عام و جذب بیننده بوده است.وی افزود: این اولین تجربه گلزار در فیلم کوتاه است که به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده است."محمد رضا گلزار "و"خاطره حاتمی"در این فیلم نقش آفرینی کردند.

حضور محمدرضاگلزار در سینمای ایران مدتی است که تحت عناوینی چون "سوپر استار" و "ضامن گیشه موفق" بدل به حاشیه امن فروش فیلمهای سینمایی شده است و همین امر جنبه‌ای فرامتنی در سینمای ایران به وی داده است. این نکته سبب شده است که درکنار اقبال مخاطب عام به فیلمهای او، از انتقاد منتقدان نیز بی نصیب نماند منتقدانی که قائلند رسم حرفه‌ای‌گری در عرصه بازیگری سینما اینچنین نیست.

اما آنچه واضح است این است که نظر مخاطب ایرانی کماکان نسبت به حضور گلزار بر پرده سینما مساعد است و از این رو شاید هدفمند کردن این حضور از سوی خود گلزار و صاحبنظران تاثیرگذار، بیش از حذف و تخریب چهره ای مقبول از سوی مخاطبان ، مفید فایده به حال سینمای ایران باشد.

حضور"گلزار"در یک فیلم کوتاه  فصل جدیدی در فعالیت این چهره سینمایی در عرصه بازیگری حرفه‌ای‌اش محسوب شود. حضوری که صدالبته در آشتی دادن مخاطبان با "فیلم کوتاه" نیز بی تأثیر نخواهد بود.

"شهرام میرآب اقدم" درباره مراحل فنی کار خود گفت: فیلمبرداری این فیلم به تازگی تمام شده ودر مرحله مونتاژ است.

فیلم کوتاه "مثل آن شب" داستان زوج جوانی به نام ژیلا و سیاوش است.آنها سالگرد ازدواج خود را به اصرار ژیلا در یک رستوران که آغاز زندگی مشترکشان از آن جا بوده را جشن می‌گیرند.

این فیلم به تهیه کنندگی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ومجری طرح :دفتر سینمایی سیاه و سفید،فیلمبرداری :"اشکان اشکانی"، صدابردار:"علی اعلایی"،مدیر تولید:"میثم لطفی"،دستیار کارگردان:"طلایه اطلسی" دیگر عوامل این فیلم هستند.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در چهارشنبه 28 فروردین1387 ساعت 16:27 موضوع | لینک ثابت


اين فيلم را از دست ندهيد...

پس از برگزاري دومين جلسه رسيدگي به تخلفات سينما عصرجديد، مقرر شد "پابرهنه در بهشت" از روز چهارشنبه 28 فروردين ماه جايگزين"دايره زنگي"، جهت اكران در سالن اصلي اين سينما شود.

به گزارش سينماي شيشه اي در آخرين جلسه شوراي صنفي نمايش مقرر شد تا فيلم"دايره زنگي" به طور كامل از پرده تمام سالن‌هاي اين سينما برداشته شود.

بنابر اعلام محمدرضا صابري، سخنگوي شوراي صنفي نمايش اين هفته به جز "پابرهنه دربهشت" كه اكران خود را آغاز مي‌كند، فيلم ديگري تغيير نخواهد كرد.      

فيلم"پابرهنه در بهشت" اولين ساخته سينمايي بهرام توکلي است كه روايتگر داستان یحیی، روحانی جوانی است که محلی نامتعارف را برای ادامه خدمتش انتخاب می‌کند؛ قرنطینه بیماران لاعلاجی که علاوه بر درگیریهای جسمی، دغدغه‌های شدید و بی پاسخ ذهنی دارند. یحیی در کنار آنها زندگی می کند و خود به عنوان روحانی چیزهای بسیاری یاد می‌گیرد و احساس می‌کند زندگی او به عنوان یک روحانی واقعی از روز حضورش در آن قرنطینه شروع شده است.

فیلمنامه "پابرهنه در بهشت" را کیومرث پوراحمد و حبیب احمدزاده نوشته‌اند و حبیب الله کاسه‌ساز تهيه‌كنندگي آنرا برعهده داشته است اين فيلم در جشنواره بيست و پنجم مورد استقبال قرار گرفت و توانست سيمرغ بلورين بهترين فيلمبرداري (براي حميد خضوعي ابيانه)، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مکمل مرد (براي افشين هاشمي) و سیمرغ بلورین بهترين صدابرداري (براي حسن زاهدی و داریوش صادقپور) را از اين جشنواره از آن خود كند.

  هومن سيدي، امین تارخ، افشین هاشمی، سیروس همتی، امیر کاوه آهنجان، مرضیه وفامهر و نگار جواهریان از بازيگران اين فيلم هستند.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت


میرکریمی: «به همین سادگی» سخت‌ترین آزمون بود

فیلم سینمایی به همین سادگی روز گذشته در باشگاه سینمایی تهران به نمایش درآمد.

به گزارش سينماي شيشه اي به نقل از پایگاه خبری فیلم کوتاه پس از نمایش فیلم جلسه پرسش و پاسخ با حضور رضا میرکریمی (کارگردان)، هنگامه قاضیانی (بازیگر)، شادمهر راستین (فیلمنامه‌نویس) و آنتونیا شرکا (منتقد) برگزار شد.

رضا میرکریمی در اين نشست درباره فیلم گفت: این فیلم برخلاف اسمش به همین سادگی ساخته نشد! مسیر طولانی‌ای طی شد که کار به این مرحله رسید. من فیلم‌های زیادی نساخته‌ام اما اگر هر یک از فیلم‌هایم را به یک سوال امتحانی تشبیه کنم؛ به همین سادگی سخت‌ترین آزمون بود.

وي افزود: وقتی یک ماجرای پرتنش را تعریف می‌کنیم مثل خیانت، جنایت و... موقعیتی فراهم می‌شود که مخاطب تحت تاثیر قرار بگیرد و کارگردان در چنین شرایطی می‌تواند ضعف کارگردانی‌اش را بپوشاند. حتی استفاده از سوپراستار هم به کارگردان کمک می‌کند که کاستی‌های فنی را بپوشاند. اما وقتی فیلمی تهی از این مولفه‌هاست کافی است کوچکترین اشتباهی بکنید تا تماشاگر را از دست بدهید. این فیلم از این جهت برای من تجربه بسیار بزرگی بود.

شادمهر راستین نيز در مورد فیلمنامه این کار گفت: وقتی فیلمنامه این فیلم نوشته شد 10 نسخه با خودکار قرمز کپی شد و میرکریمی آنها را به 10 نفر از بزرگان سینما داد که بخوانند و نظرشان را بگوید. به جز یک نفر همه گفتند این فیلم را نساز چون شکست بزرگی می خوری!

راستين ادامه داد: حتی زمانی که فیلمنامه را می‌نوشتیم هربار که احساس می‌کردیم قصه جلو نمی‌رود می‌خواستیم از نریشن استفاده کنیم. اما در نهایت به نظرم این کار تجربه جدیدی بود.

هنگامه قاضیانی؛ بازيگر برگزيده جشنواره بيست و ششم فجر، در مورد چگونگی نزدیک شدنش به نقش‌ گفت: یکی از وظایف بازیگر نگاه، جستجو و شناخت است. من تمام نوستالژی‌های طاهره را درک می‌کردم اما به طور کل خیلی از من دور بود. رسیدن به طاهره برایم خیلی سخت بود. فیلمنامه این فیلم قبل از کار فقط 2 ساعت دست من بود. بنابراین با توضیحاتی که آقای میرکریمی و راستین به من دادند سعی کردم حس‌اش کنم و چیز دیگری که برای رسیدن به این نقش خیلی برایم سخت بود لهجه ترکی طاهره بود. چون هیچ آشنایی با این زبان نداشتم.

آنتونيا شرکا در خصوص این فیلم اظهار داشت: به همین سادگی به درونیات یک زن می‌پردازد. بزرگترین ویژگی‌ای که این فیلم دارد شجاعت است. این فیلم بدون موسیقی، نریشن و با دیالوگ کم زندگی یک روز یک زن خانه‌دار را به تصویر می‌کشد. که می‌دانم ریسک بزرگی است چون سوژه به لحاظ دراماتیک زیاد جذاب نیست و به همین دلیل انتخاب شجاعانه‌ای است.

وی ادامه داد: فیلم‌های قبلی میرکریمی به لحاظ ساختار خیلی با این فیلم متفاوت بود. در این فیلم ما با زنی روبرو هستیم که زیاد حرف نمی‌زند و ما نمی‌توانیم بفهمیم دلهره و اضطرابش برای چیست. ورود به دنیای زن از جانب یک مرد کار دشواری است. کم نبودند مردهایی که وارد این دنیا شدند و نتوانستند حق مطلب را ادا کنند.

در نهایت برای من به عنوان یک زن به همین سادگی فیلم مایوس‌کننده‌ای است. در این فیلم آن تصویری را از زن می‌بینیم که مورد پسند همه است. در حالی که انتظار داریم دلشوره‌های کاراکتر فیلم به سرانجامی برسد به انتخاب و تصمیم جدیدی؛ اما او در موقعیت قبلی خود می‌ماند و این چیزی است که به لحاظ مضمونی من را مجاب نکرد.

فيلم "به همين سادگي" بعنوان يكي از فيلمهاي اكران نوروز، علي رغم تصور بسياري مبني بر استقبال مخاطبان خاص، تاكنون با استقبال راضي كننده‌اي از سوي تماشاگران مواجه بوده است.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در دوشنبه 26 فروردین1387 ساعت 17:40 موضوع | لینک ثابت


حرفهای خواندنی افخمی در مراسم بزرگداشت شهید آوینی؛

 

نسل فعلی تا حدودی حق دارد با شک و تردید،

به آن دوران(دفاع مقدس) وآدم هایش نگاه کند

 

بهروزافخمی

بهروز افخمی گفت :بعد از گذشت سالها از شهادت سیدمرتضی و جنگ،‌ما در دوران کاملا متفاوتی زندگی می کنیم. در حال و هوای امروز ما صحبت کردن درباره سیدمرتضی(آوینی) و همکارانی که با او کار می‌کردند و فیلم می ساختند بسیار دشوار است.

مراسم بزرگذاشت پانزدهمین سالگرد شهادت شهید آوینی عصر روز سه شنبه (۲۰/۱/۸۷)در تالار بزرگ وزارت کشور برگزار شد. در این مراسم  بهروز افخمی بعنوان یکی از شرکت کنندگان در میزگرد بیان خاطرات، گفت:« دوران هشت سال دفاع مقدس دوران عجیبی بود؛ ارزشها و دیدگاه‌هایی که بین بچه‌های جنگ وجود داشت در حال حاضر خیلی قابل فهم نیست. ما از آن فضا و دوران دور شده‌ای،. به همین خاطر در حال حاضرو  برای نسل فعلی هر حرفی که می خواهم بزنم می ترسم ریا باشد یا دروغ به نظر برسد.» وی افزود:« نسل فعلی تا حدودی حق دارد با شک و تردید به آن دوران و آدم هایش نگاه کند. زیرا ادبیات، ارزش‌های مسلط و گفتمانها نیز در حال حاضر عوض شده و کاری هم نمی توان با آن کرد. در واقع با حرف زدن نمی توان حال و هوای آن روزها را باردیگر به وجود آورد.»

افخمی افزود:«‌منظور من از اینکه حرف‌های ما ریا و تزویر به نظر می رسد این نیست که ما ریاکاریم. ولی آن آدمها در این دوران دیگر قابل باور نیستند. این دوران هنوز پهلوانان خودش را ظاهر نکرده است. اگر در دهه چهل تختی پهلوان و تجسم پهلوانی و مردانگی بود، در دهه شصت آوینی هم علاوه بر مستندسازی ارزش‌های پهلوانی مختص به دوران خودش را منعکس می‌کرد. آوینی پهلوانی مانند تختی نبود، او از یک فرهنگ مدرن وارداتی عبور کرده بود و پهلوان دوران خودش شده بود که تفاوت عمده‌ای با پهلوانان دهه چهل داشت و به همین خاطر می‌گویم که صحبت از آوینی و تختی ممکن است با فرهنگ امروز بیگانه باشد. »

وی در بخش دیگری از میزگرد گفت:« سیدمرتضی در اصل از موقعی که وارد مستندسازی شد داستان پرداز نیز بود و یک فضای داستانی و اتمسفری را بیان می کرد که مخاطب با آن ارتباط برقرار می‌کرد. قصه‌ای که آوینی تعریف می‌کرد، برای هم دوره‌ای‌هایشان بسیار قابل باور بود و در جبهه همان داستانی را می‌دیدند که آوینی برای آنها تعریف کرده بود. داستان پردازی و استعداد استفاده کردن از مواد خام و تبدیل آنها به یک حال و هوا و اتمسفری که به آن اعتقاد داشت از خصوصیات شهید آوینی بود که می خواست دنیا را به آن سمت ببرد و به نظر من این توان را هم داشت. آدم‌های هم نسل من دنیا را همان جوری می‌بینند که آوینی باور داشت.»

افخمی همچنین افزود:« هر هنرمند بزرگی دنیا را ورز می‌دهد و دنیای خام را به چیزهای بهتری تبدیل می‌کند. شهید آوینی اگر زنده بود در حال حاضر مشغول به ساخت فیلم‌های داستانی بود و من مطمئنم فیلم‌های داستانی‌اش نیز چون آثار مستند تأثیرگذار می بود.»

بهروز افخمی در سال جاری فیلم فرزند صبح (ساخته شده براساس زندگی امام خمینی) را آماده نمایش دارد. /


 

نوشته شده توسط محمد صابری در پنجشنبه 22 فروردین1387 ساعت 11:26 موضوع | لینک ثابت


جسارت در نمایش سادگی

به همین سادگی

«به همین سادگی» نه تنها پنجمین فیلم که پنجمین تجربه متفاوت «سیدرضا میرکریمی» در عرصه فیلمسازی هم محسوب می­شود و همین اصرار بر نو بودن و ریسک­پذیری است که تا کنون کارنامه متفاوت و البته قابل تقدیر را برای میرکریمی رقم زده است.

درباره کارگردان؛

سید رضا میرکریمی متولد 1345 درتهران و فارق التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه تهران است. میرکریمی کارگردانی را با ساخت چند فیلم کوتاه با نامهای؛ برای او، روزبارانی و خروس، آغاز نمود و با مجموعه­های موفقی چون، آفتاب و عزیزخانم و بچه­های مدرسه همت، کار در مدیوم تلویزیون را هم تجربه کرد.

اما کودک و سرباز نقطه شروع کارگردانی میرکریمی در سینما بود؛ شروعی که با زیرنورماه، اینجاچراغی روشن است و خیلی دور خیلی نزدیک، کم­کم مبدا ظهور کارگردانی خوش قریحه و درعین حال تنوع­طلب در عرصه سینمای ایران نام گرفت.

میرکریمی در تمام آثار خود ضمن تاکید بر اصول فکری و دغدغه های شخصی­اش هربار قالبی متفاوت را تجربه کرد و هیچگاه حاضر به تکرار خود در قالبی که پیش­تر در آن به توفیقاتی رسیده بود، نشد. همین خصلت بود که سبب شد بسیاری پیش از جشنواره بیست وششم فیلم فجر تکرار فضای خیلی دور خیلی نزدیک در فیلم تازه میرکریمی را فقط امیدوار باشند اما میرکریمی بازهم چون همیشه ترجیه را به غافلگیری مخاطبانش دانسته بود تا تضمین رضایتشان.

سیدرضا میرکریمی

درباره فیلم؛

«به همین سادگی» فیلمی سهل و ممتنع است؛ سهل از آن رو که روایتگر ساده­ترین لحظات یک زندگیست و ممتنع از آن رو که لذت تماشایش در درک پیچیدگی همین سادگی­هاست!

فیلم «به همین سادگی» فیلمی فاقددرام و پیچیدگی­های روایی یک داستان است و تمام اصرارش بر این است که مخاطب خود را بیش از داستان درگیر شخصیتهایش کند؛ شخصیتهایی که همگی برای مخاطب آشنایند، بارها در طول شبانه روز رودررویش بوده­اند اما گویی کمتر دیده شده اند.

جزییات به شدت بر فیلم سوارند و این شگردیست که میرکریمی و شادمهرراستین(نویسنده فیلمنامه) برای ورود به لایه­های زیرین ساده­ترین لحظه­های زندگی بکار برده­اند؛غلطیدن خودکار زیر کابینت، دم کردن چای، شستن ظرف و لباس، آشپزی و...در حکم همین جزییات، کلیت اثر متفاوت و درعین حال تامل برانگیز میرکریمی را تشکیل می­دهند.

کارگردانی و تدوین توامان اثر دست میرکریمی را باز گذاشته و فضای لازم را برای تصویرگری آنچه در ذهن داشته است فراهم آورده است و به جد باید توفیقش در این تصویرگری را ستود. همه چیز خبر از فکر می دهد و تدبیر و همین احترام به حضور مخاطب است که در عین سادگی فیلم،حضور کارگردان را در خلق پیچیدگیهای فیلم به رخ می کشد.

بازی بازیگران در فیلم بسیار روان و باورپذیر است، به خصوص حضور تأثیرگذار هنگامه قاضیانی که به حق توانست، با اولین حضور سینماییش سیمرغ بهترین بازیگری جشنواره فجر را از آن خود کند. کودکان فیلم هم چنان دقیق انتخاب شده و مورد بازیگردانی قرارگرفته­اند که خود به پتانسیلی فرعی در برقراری ارتباط بیشتر مخاطب با شخصیت اصلی فیلم شده­اند.

«به همین سادگی» را نمی­توان به این سادگی دید و از کنارش گذشت و فیلمی هم نیست که بتوان بیش از این درباره اش نوشت؛فیلمیست که باید دید.

 «به همین سادگی» داستان تنهایی قشر عظیمی از زنان جامعه است که در پیش چشم تک­تک اعضای جامعه مشغول خانه­داریند و انگار دیده نمی­شوند. نه این، که گویی داستان تنهایی انسان درمیان جمع انسانهاست؛ داستان امروز روز ما... 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در سه شنبه 20 فروردین1387 ساعت 1:1 موضوع | لینک ثابت


حميد فرخ‌نژاد، هنگام بازي در يك فيلم دچار سانحه شد!

حمیدفرخ نژاد

حميد فرخ‌نژاد بازيگر سينماي ايران هنگام بازي در صحنه‌اي از فيلم "پوسته" دچار حادثه شد.

 به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سینمای ایران، در صحنه‌اي از این فيلم، بايد شيشه اتومبيل حامل حمید فرخ نژاد می شکسته،که در زمان اجرای این صحنه، براده‌هاي چاشني تعبیه شده برروي شيشه اتومبیل در حين انفجار، به كمر حميد فرخ‌نژاد برخورد كرده است.

در پي اين سانحه،که در آخرین روز سال ۸۶ رخ داد، مصطفي آل‌احمد؛كارگردان اين فيلم كه نخستين فيلم سينمايي خود را پس تجربه طراحی صحنه و لباس در چند فیلم سینمایی، مي‌سازد فیلمبرداری را تا چهارم فروردين ماه ۸۷ تعطیل و به گروه استراحت داده است.

حميد فرخ نژاد متولد 1348 آبادان، فارغ التحصيل تئاتر از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. وي فعاليت سينمايي را سال 1369 با بازي در فيلم «در كوچه هاي عشق» به كارگرداني خسرو سينايي آغاز كرد.

حقیقت گمشده ،آتشکار و پوست موز سه فیلم آخر حمید فرخ­نژاد در سال 86 بود که جزحقیقت گمشده(آنهم بعنوان فیلم شرکت کننده در بخش مهمان) هیچکدام توفیق حضور در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر را نیافتند و با ممیزی مواجه شدند.

هنوز اخبار تکمیلی در مورد این سانحه مخابره نشده است، سینمای شیشه ای برای این بازیگر توانای سیمای ایران آرزوی بهبود و سلامتی کامل دارد.


 

نوشته شده توسط محمد صابری در سه شنبه 6 فروردین1387 ساعت 9:57 موضوع دیگه چه خبر..!؟ | لینک ثابت


مجنون بی لیلی

الناز شاکردوست و حامد بهداد در مجنون لیلی

مجنون لیلی از فیلمهای اکران نوروز۸۷ است که با محوریت عشق، اثری متفاوت در کارنامه قاسم جعفری به حساب می آید.

 

درباره کارگردان؛

«مجنون لیلی» بعد از ماه مهربان (1374)، قاصدک (1375)، بازنده (1383) و گرگ ومیش (1385)، پنجمین فیلم سینمایی کارنامه قاسم جعفری محسوب می شود.

«قاسم جعفری» علی رغم ورود به عرصه فیلمسازی، از کانال سینما، بی شک نخستین توفیقات خود را در تلویزیون به دست آورد. او با کارگردانی سریالهایی چون خط قرمز در سال80 و مسافری از هند در سال 83(که با 96% بیننده تاکنون عنوان پربیننده ترین سریال پس از انقلاب را از آن خود کرده است) توانست نام خود را بعنوان کارگردانی متفاوت و در عین حال موفق درعرصه سریال سازی مطرح کند.

اما این موفقیت بدست آمده در مدیوم تلویزیون نتوانست متضمن درخشش جعفری در ورود مجدد او به عرصه سینما شود؛ بازنده علیرغم برخورداری از پس زمینه سیاسی و بهره گیری از بازیگرانی چون محمدرضا فروتن ، میرا حجار و حمید گودرزی، در گیشه ناکام ماند و با حضوری بلند مدت بر پرده سینماها هم نتوانست نظر مخاطبان را به خود جلب کند.

گرگ و میش، اما به نوعی خرق عادت در کارنامه جعفری بود. او اینبار نه در پیچ و خم عشق که در حریم عرفان وارد شده بود؛ ورودی که از همان آغازین روزهای اکران خبر از ناکامی داشت. گرگ ومیش، بازنده دیگر در کارنامه جعفری شد تا او بار دیگر عشق را نه محور که داستان فیلم خود کند.

مجنون لیلی

درباره فیلم؛

«مجنون لیلی» را نمی توان در کارنامه جعفری نادیده گرفت که در جغرافیای تجربیات پیشین او بی شک گامی رو به جلو و امیدوارکننده محسوب می شود.

«بیست قرن پیش از میلاد مسیح ، ایرانیان باستان به پاسداشت زمین و باروری ، بهمن ماه را " سپندارمز " نام نهادند تا در این روز زنان به واسطه سه وجه مادری ، همسری و عشق مورد ستایش قرار گیرند ، در این روز زنان و مادران لباسهای نو بر تن می کرده و هدایائی از همسران و فرزندان می گرفتند . "سپندارمز" لقب ملی زمین یعنی گستراننده ، مقدس و فروتنی است . زمین نشانة عشق است که با فروتنی و تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد .

به همین دلیل در فرهنگ باستان " اسپندارمزگان " به عنوان نماد عشق شناخته شد و این روز به نام " روز عشق و مهرورزی " نام گذاری گردیده است .»

و این آغاز روایت قاسم جعفری از احساسی بومی و فراموش شده به نام عشق است؛ روایتی پر فراز و نشیب و البته قابل تأمل.

«مجنون لیلی» در یک سرازیری شدید آغاز می شود. دقایق آغاز فیلم در فضایی به شدت زرد و غیر سینمایی پیش می رود و جز بهره گیری اقراق آمیز از عناصری چون چهره و آواز دستاویز دیگری برای پیشبرد داستان ارائه نمی دهد و همین بدل به بزرگترین نقطه ضعف فیلم می شود. ادامه داستان اما با گذار از شخصیتها و تشخص جعبه عشق(نماد روز اسپندارمزگان) روندی سینمایی تر به خود می گیرد. داستان «مجنون لیلی» داستان شخصیتها نیست،بلکه داستان روابط است و همین سبب می شود که ورود بیش از حد به لایه های درونی زندگی کاراکترها روند اصلی فیلم را خدشه دارکند؛ به خصوص در دقایق ابتدایی فیلم.

منطق روایی داستان در تشخص جعبه عشق روندی قابل قبول دارد و کارکترها به موقع وارد و به موقع از داستان خارج می شوند اما این دقت در منطق زمانی داستان نادیده گرفته میشود؛ به خصوص در پایان فیلم که کلیت زمانی روایت در ذهن مخاطب از بین می رود.

حامد بهداد در مجنون لیلی

فیلم با ورود به جمع حاشیه نشینان شهر روندی بسیا خوب پیدا می کند و در سکانس ریل راه آهن به اوج خود می رسد؛ سکانسی که هم لحاظ بازی و هم از لحاظ کارگردانی سکانسی متفاوت در کارنامه جعفری محسوب میشود که اجرای بسیار خوبی هم دارد.

بازیها در «مجنون لیلی» به شدت برآمده از توانایی فردی بازیگران است و می توان گفت جعفری هنوز نتوانسته است شخصیت مستقلی را که به عنوان کارگردان در سریالهایش تثبیت کرده است را در سینما به دست آورد. گلزار طبق معمول خودش است نه بیشتر، نیما شاهرخ شاهی (که زیر نظر جیرانی حضوری قابل قلول در پارک وی داشت)، اینبار از جریان فیلم بازمی ماند، الناز شاکردوست هم که حضوری خنثی و صرفاً تصویری در فیلم دارد.اما در این میان بازی روان حمید گودرزی، یوسف تیموری، ابوالفضل پورعرب و رضا رویگری کلیت بازیگردانی فیلم را قابل قبول می کند. حضور درخشان حامد بهداد در سکانس ریل راه آهن هم غیرقابل چشم پوشی است، که البته آن هم (باتوجه به کارنامه شخصی بهداد) برآمده از تواناییهای خود اوست.

داستان «مجنون لیلی» با تمام این فراز و فرودها در روایت داستانی اصیل خود هم با یک خلاء بزرگ مواجه است و آن هم پرداخت یک سویه به مقوله عشق است.

عشق دو سو دارد؛ اگر عاشق را دردیست معشوق را هم عالمیست. اما جعفری عاشقی را بی معشوق تصویر کرده است و تمام لیلی های فیلمش در صورت باقی میمانند و این درحالیست که حسن لیلی را نمی توان، اگرچه از چشم مجنون، نادیده گرفت.در اساطیر نیز جز این نیست که نیاز عاشق و ناز معشوق را توامان باید دید تا زیبایی جنون عشق باورپذیر شود. اگر هدف تصویرگری عشق است، پرداختی عمیقتر باید تمهید کرد که امروز مرز عشق و هوس تارمویی بیش نیست.

«مجنون لیلی» را باید دید اما نه از آن رو که فیلمی خوب و یا مهم است، از آن رو که روایت گر مضمونی مهم است؛ مضمونی فراموش شده اما هنوز زنده و جاری!

*****

شنیدن صدای حامد بهداد هم در مجنون لیلی خالی از لطف نیست؛کلیک کنید


 

نوشته شده توسط محمد صابری در دوشنبه 5 فروردین1387 ساعت 14:45 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting