
سینمای شیشه ای:صدور پروانه ساخت فيلمي با مضمون دفاع مقدس به نام جعفر پناهي به اندازه كافي حاشيهساز است و از همين روست كه «بازگشت» از همين روزهاي آغازين پيش توليد مورد توجه بسياري محافل سينمايي قرار گرفتهاست.
«تعدادي رزمنده ايراني در منطقه ای کويري در نزديکي مرزُ با اعلام قطعنامه 598 دست از پيشروي ميکشند و تصميم به بازگشت به شهرشان ميگيرند. اما در ايستگاه قطاري که حوالي آنجاست، هيچ قطاري حاضر به ايستادن براي سوار کردن آنها نيست...»
و اين داستاني ديگر از مجموعه داستانهاي كوتاه احمد دهقان؛ «من قاتل پسرتان هستم» است كه بار ديگر در متن اتفاقي سينمايي قرارگرفته است و شايد همانگونه كه حواشي «پاداش سكوت» متفاوت از ساير آثار ساخته شده در خانواده سينماي دفاع مقدس بود اين اثر هم بتواند از اين منظر حضوري متفاوت را به نام خود به ثبت برساند.
پناهي مدت زمان زيادي طرح اوليه داستان «بازگشت» را در ذهن خود داشت تا در حاشيه جشنواره رتردام و زماني كه طرحش از ميان 500 طرح اوليه متقاضي سرمايهگذاري، جز 39 فيلمنامه برگزيده قرار گرفت، موفق شد موافقت يکي از کمپاني هاي اروپايي را براي ساخت اين فيلمنامه جلب کند و اين نشان از وسواس بالاي او در به بار نشاندن اين اثر داشت. اما او همزمان با چند تهيه کننده ايراني هم وارد مذاکره شده بود تا «بازگشت» را - برخلاف فيلمهاي قبلياش- با پروانه ساخت بسازد و در اين ميان سرانجام اين جواد نوروزبيگي بود که همکارياش با جعفرپناهي از طريق رسانه ها قطعي اعلام شد.
حضور نوروزبيگي كه پيش از اين به عنوان مدير توليد آثار فيلمسازاني چون مجيد مجيدي، رضا ميرکريمي و ابراهيم حاتميکيا در كارنامه داشت در راس فيلم جديد پناهي نکتهيي قابل تامل بود اما اين همكاري به سرانجام نرسيد و به دليل مشغوليت نوروزبيگي در دو فيلم سينمايي در مقام تهيه کننده (فيلم هاي بهرام توکلي و علي وزيريان) منتج به صدور پروانه ساخت فيلمي جديد به نام او نشد. به همين دليل درخواست مجوز ساخت به نام محمدرضا شرف الدين ارسال شد تا حضور او به عنوان رئيس انجمن سينماي دفاع مقدس تضميني هم براي پيشبرد سريعتر«بازگشت» شود.
اما فيلم «بازگشت» تا امروز اسامي مطرح ديگري را هم به عنوان عوامل سازنده با خود همراه كرده است كه هريك به نوبه خود كنجكاوي محافل سينمايي را نسبت به سرانجام اين پروژه افزودهاند.
فيلمنامه بازگشت حاصل همكاري پناهي با شادمهر راستين است، كه سال گذشته با نگارش فيلمنامه «به همين سادگي» توانست سيمرغ بلورين بهترين فيلمنامه را از آن خود كند.
حضور محمود كلاري نيز در جايگاه مديرفيلمبرداري «بازگشت» قطعي شده است كه با درنظر گرفتن لوكيشن اصلي فيلم و اينكه تمام صحنههاي فيلم جعفر پناهي در يك قطار ميگذرد اين همكاري نيز قابل توجه است. محمود كلاري كه پيش از اين آفسايد را با دوربين HD براي پناهي تصويربرداري كرده بود «بازگشت» را به صورت 35 ميليمتري فيلمبرداري ميكند.
پناهي همچنين قصد دارد مانند فيلمهاي قبلياش از نابازيگران در نقشهاي اصلي «بازگشت» استفاده كند و اين تمهيديست كه كارنامه كاري پناهي متضمن احتمال بالاي توفيق دوباره آن است.
جعفرپناهي سال گذشته و در حاشيه حضورش در مقام رئيس هيات داوران جشنواره نتردام هلند در گفت وگو با رسانه هاي غربي درباره انگيزه خود براي ساخت چنين فيلم متفاوتي در كارنامهاش گفته بود: جنگ و دفاع مقدس اتفاقي نبود كه بشود آن را ناديده گرفت. همه ما از اين اتفاق تلخ متاثر شديم. به ما در يك شرايط كاملانابرابر و ناعادلانه حمله شد و تمام جهان براي شكست ما دست به كار شد.
پناهي همچنين معتقد است: همه ما زندگي خود را مديون كساني هستيم كه شجاعانه در اين جنگ حضور يافتند و جان خود را براي تضمين آينده ما از دست دادند. اين ديني است كه من سال ها بر گردن خود احساس مي كنم و منتظر فرصتي هستم تا با ساخت فيلمي درباره جنگ ايران و عراق، آن را ادا كنم.
با تمام اين شنيدهها اما بنابر گفته شرفالدين تهيه كننده فيلم هنوز زمان قطعي آغار فيلمبرداري اثر مشخص نيست. شرفالدين در گفتگو با خبرگزاري فارس گفته است: «بازگشت» فيلم جديد جعفر پناهي اتفاقي خاص در سينماي دفاع مقدس خواهد بود. اميدواريم در اين هفته بتوانيم پروانه ساخت «بازگشت» را بگيريم و پس از آن چگونگي ساخت فيلم و شرايط توليد آن مشخص ميشود.
شرفالدين همچنين افزود: در اداره ارزشيابي و نظارت بر سينماي حرفهاي، اين اشتياق وجود دارد كه افراد پرتوان و باقريحه در سينما فيلم بسازند و همواره، اين اداره به دنبال همواركردن اين راه بوده است.
وي گفت: همه معتقدند «جعفر پناهي» بايد كار كند و فرصتي براي او ايجاد شود كه دينش را به جنگ ادا كند. در صحبتهايي كه هم با او كردم حس كردم اين خواست قلبي خود او است.
به اعتقاد مديرعامل انجمن سينماي انقلاب و دفاع مقدس: در صورت ساخته شدن «بازگشت»، اين فيلم كاملا متفاوت خواهد بود و همه چيز براي رخ دادن يك اتفاق خاص در سينماي دفاع مقدس آماده است.
جعفر پناهي تاكنون با ساخت فيلم هايي نظير بادكنك سفيد، دايره، طلاي سرخ و آفسايد از فيلمسازان مطرح سينماي ايران به شمار مي رود كه حضور فعالي در عرصه هاي بين المللي داشته است و در عين حال جزو فيلمسازانيست كه بيشترين آثار به نمايش در نيانده در ايران را در كارنامه كاري خود دارند. از همين رو پروژه «بازگشت» ميتواند بازگشتي ميمون براي او و نيز سينماي دفاع مقدس باشد اما امروز همه چيز در رد يا تاييد اين گمانهها منوط به گذشت زمان و انتظار براي به سرانجام رسيدن اين «بازگشت» است.
نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 ساعت 17:54 موضوع | لینک ثابت

اختصاصی سینمای شیشه ای: مسعود فراستی عصر دیروز در نشست نقد و بررسی فیلمهای "فتنه" و "پرسپولیس" در دانشگاه تهران گفت:ما در عرصه اجتماعی و سیاسی واقعاً فعال عمل کردهایم و اما در عرصه سینما واقعاً هیچ چیز برای گفتن نداشتهایم.
به گزارش سينماي شيشه اي،نشست نقد و بررسی فیلمهای "فتنه" و "پرسپولیس" با حضور دکتر نادرطالبزاده و دکتر مسعود فراستی در دانشگاه تهران برگزار شد.این نشست که عصر روز سه شنبه و در تالار فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد با استقبال گسترده دانشجویان مواجه شد.
*فتنه؛ سیاه مشقی از سر استیصال
در بخش نخست این نشست پس از اکران فیلم ضد اسلامی "فتنه" دکتر نادرطالب زاده درباره خبرساز شدن این فیلم گفت: آنچه باعث مورد توجه قرار گرفتن فیلم شد، نه تکنیک و یا ویژگی مفهومی خاص آن که شانتاژ تبلیغاتی گسترده ای بود که از ماهها قبل درباره ساخت آن صورت گرفت، که فیلمی با این مضمون در حال ساخت است.
طالبزاده با اشاره به روند رو به رشد گرایش به اسلام در اروپا گفت: این فیلم واکنشی طبیعی و از سر استیصال به این روند است، امروز غرب با خلاء معنویت مواجه است و آنچه در این اثر مشهود است نگرانی از همین پایان معنویت در غرب است.
مسعود فراستی نیز در ادامه این نشست درباره ساختار تکنیکی فیلم فتنه گفت: این فیلم در نگاه نخست فاقد ساختار یک فیلم است و بیشتر به یک سیاه مشق دانشجویی میماند. فراستی با اشاره به غیر سینمایی بودن و برجسته بودن وجه سیاسی کارگردان اثر افزود: ذات امپریالیسم جنگ است و برای جنگ، امروز در غرب به خوب تمی رسیده اند؛ تم تروریست. وی افزود: اما امروز می بینیم که در همین مسیر هم اینها به یک منگلیسم در ساخت فیلمهایشان رسیدهاند و به نظرم میرسد که مخاطبان اصلی این فیلم نیز خارج این منگلیسم نباشند.
*پرسپولیس؛ حکایت یک شکست خورده
در ادامه این نشست فیلم پرسپولیس ساخته مرجان ساتراپی به نمایش درآمد. دکتر نادرطالب زاده در ابتدای جلسه نقد و بررسی این فیلم گفت: آنچه به نام پازل ایرانی از آن یاد میشود و اینکه ایران در این 27-8 سال چگونه به اینجا رسیده است همیشه برای غرب حائز اهمیت بوده است و حال که روایتگر این پازل یک ایرانیست بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. طالب زاده با اشاره به اینکه در این گونه آثار نخستین اثر "سفر به کشورم" ساخته کریستین امانپور بوده است گفت: پرسپولیس به گونهای بحران هویتی یک زن ایرانی را مطرح میکند اما این فیلم قطعاً یک فیلم سیاسی است و امروز در این بازار گرم کوبیدن ایران به این صورت درآمده است و مورد استقبال هم قرار گرفته است.
طالب زاده با اشاره به حضور گسترده پرسپولیس در جشنواره های جهانی گفت: این فیلم و ساخته شدنش به گونهای مرزجدیدی را در جشنواره های غربی بوجود آورد، به این صورت که انگار اعلام کردند از این به بعد فیلمهایی مورد توجه هستند که اینگونه بیمحابا و مستقیم به مبارزه با بعضی چیزها مانند حجاب و... بپردازند. با بها دادن به این فیلم بود که این مرز جدید را تعریف کردند.
وی با اشاره به عدم اهدای جوایز اصلی به فیلمسازان ایرانی در بازه زمانی پس از ساخت پرسپولیس گفت: با این شرایطی که بوجود آوردند، از آنجا که فیلمسازان ما هنرمندند نه شرور، امروز می بینیم که حداکثر ممکن است که جایزه بازیگری را به یک فیلم ایرانی بدهند. و این موید همین خط کشی جدید است.
دکتر مسعود فراستی هم فیلم پرسپولیس را کاملاً در سطح دانست و گفت: فیلم به نظر من هیچ سوال عمیقی را مطرح نمیکند و بیشتر انتقادات یک شکست خورده از گوشه ای از مشاهداتش است و از همین رو به نظر من اگر کل فیلم را بخواهیم در یک نما خلاصه کنیم میشود همان نمایی که مرجان در بازگشتش به ایران، در ماشین مشغول رانندگیست از دوستان خود می پرسد میخواهید روسریام را بردام و با تایید آنها روسریاش را بر میدارد شروع میکند به فریاد کشیدن.
فراستی گفت: به نظر من این فیلم بیشتر از روی شکمسیری ساخته شده است نه از سر دردمندی.
درادامه فراستی در پاسخ به سوال یکی از حاضران که معتقد به عدم شکست خوردگی ساتراپی با استناد به حضور او در جمع داوران کن گفت: به نظر من این حضورها اصلاً ملاک خوبی برای شکست نخوردن نیست. درست است که در جشنوارههای خارجی آدمهای موفق خودی را به جمع داوران میبرند اما با اطمینان میگویم که آدمهایی را که ازما به جمع خود دعوت میکنند از شکست خوردگان ما هستند.
فراستی همچنین در پاسخ به چرایی قرار گرفتن ما در موضع انفعال پس از گذشت این سالها گفت: ما متاسفانه هنوز سینما نداریم؛ در این میان کسانی دست و پا میزنند و هر از گاهی فیلم خوب در ایران ساخته میشود اما هنوز ما سینما نداریم. فراستی افزود: ما مرد حرف جدی زدن در سینما نیستیم. امروز تنها جریان سینمای ما سینمای جشنواره ایست که به نظر من جریانی کاملاً پرت است.
طالب زاده نیز در پاسخ به سوال چرایی قرار گرفتن ایران در موضع انفعال گفت: به نظر من این فیلمها که امروز میبینیم نشانهاند؛ نشانههایی از استیصال غرب نسبت به ایران. ما در این سالها به گونهای عمل کردهایم که امروز شاهد این سروصداها هستیم که بیشتر واکنش هستند تا کنش. اینها را آنقدر عقب راندهایم که امروز به یک دیوار رسیدهاند و دیگر نمیتوانند عقب بروند و اینگونه سروصدا راه میاندازند.
فراستی نیز در ادامه صحبتهای طالبزاده گفت: ما در عرصه اجتماعی و سیاسی واقعاً فعال عمل کردهایم و اما در عرصه سینما واقعاً هیچ چیز برای گفتن نداشتهایم.
سلسله نشستهای تحلیل فیلمهای سینمای جهان تحت عنوان "تماشاگه راز" توسط کانون کوثر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه تهران برگزار میشود.
نوشته شده توسط محمد صابری در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 ساعت 12:41 موضوع | لینک ثابت

اکران فیلم "به رنگ ارغوان" ساخته ابراهیم حاتمی کیا هنوز در هاله ای از ابهام قرار داردو پس از گذشت چهارسال از ساخت فیلم، هنور به نمایش در نیامده است.
به گزارش سینمای شیشه ای در تاره ترین اظهار نظر عوامل سازنده این فیلم، تهیه کننده به رنگ ارغوان گفت: ما منتظر مجوز نمايش و اكران فيلم هستيم. وی با گلایه از تاخیر در صدور این مجوز افزود: چون كارمان را خلاف قانون انجام ندادهايم. ما مستوجب اين عقوبت نبوديم.
سیدجمال ساداتیان در گفت وگو با یکی از روزنامه های اقتصادی گفت: متاسفانه اين وضعيت در كشور وجود دارد. حتي در سريالهايي كه نوروز از تلويزيون پخش شد هم چندين مورد شكايت از جاهاي دولتي وجود داشت، وی افزود: اگر روي عملكرد نهاد دولتي نقد شود آن ارگان چون قدرت دارد جلوي فيلم را ميگيرد. اگر ارگاني قدرت نداشته باشد فقط شكايت ميكند.(!)
این گفته ها در حالیست که ابراهیم حاتمی کیا کارگردان فیلم پیش از این به "خودخواسته" بودن عدم شرکت فیلمش در جشنواره فیلم فجر و پس از آن اکران عمومی اش اشاره کرده بود. یک منبع آگاه نیز در این باره می گوید: مشکل این فیلم اصلاً بحث نقد وانتقاد به سیستم های دولتی نیست بلکه در برخی موارد اشکالات امنیتی در زمینه استفاده از سازوکارهای اطلاعاتی وجود دارد که آن نیز قابل رفع است، وگرنه هیچ مورد انتقادی خاصی در این اثر وجود ندارد که موجب توقیف آن شده باشد.
ابراهیم حاتمی کیا نیز در گفتکوی مفصلی با شبکه خبر گفت: فيلم "بهرنگ ارغوان"به يكي از فرزندان من ميماند كه پشت شيشههاي بخش نوزادان بيمارستان مانده و به پرستاري دلسوز نياز دارد كه او را در آغوش بگيرد. در واقع مشكل اين فيلم حلشدني است، اما در نوعي تبعيد خود خواسته بهسر ميبرد. به نظرم اكنون چند سالي از توليد فيلم گذشته و مشكلي براي نمايش آن وجود ندارد و من اميدوارم كه اين فيلم هم اكران شود تا ديگر هيچ فيلم توقيفي يا نمايشداده نشده در كارنامه من وجود نداشته باشد.
به رنگ ارغوان در سال 83 ساخته شد و در خلاصه داستانش آمده است: «شفق» يكي از عوامل گروهك هاي سياسي كه اوائل انقلاب با به پا كردن آشوب از كشور گريخته اند، پس از سال ها تصميم مي گيرد براي ديدن دخترش «ارغوان» كه دانشجوي دانشكده جنگلداري است مخفيانه به ايران بازگردد. يكي از مأمورين امنيتي به نام «بهزاد» به عنوان دانشجو وارد دانشكده شده و از تمامي امكانات مدرن امنيتي استفاده مي كند تا با كنترل ارغوان، شفق را به دام اندازد. در اين ميان بين او و ارغوان رابطه اي عاطفي بوجود مي آيد. از طرف ديگر همكاران سياسي شفق نيز تصميم دارند او را ترور كنند تا به دست مأمورين امنيتي نيفتد، اما....
حمید فرخ نژاد، خزر معصومی، فرهاد قائمیان و کوروش تهامی از بازیگران این فیلم سینمایی هستند و نویسندگی، تدوین و کارگردانی آنرا ابراهیم حاتمی کیا بر عهده داشته است.
نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت 18:16 موضوع | لینک ثابت

پس از اعلام ادامه اکران فیلم "به همین سادگی" به دلیل استقبال قابل توجه مخاطبان از این فیلم، برخی مخاطبان در یک نظرسنجی از این فیلم گفتند.
به گزارش سینمای شیشه ای فیلم متفاوت "به همین سادگی" ساخته رضا میرکریمی که در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر نظر داوران و مخاطبان را توأمان به خود جلب کرده بود، براساس آخرین گزارشهای فروش بهاری سینمای ایران، توانسته است در رقابت نفسگیر با فیلمهای پر ستاره اکران نوروز و در مقایسه با آثار مشابه سالهای قبل، رکورد قابل قبولی را به ثبت برساند.
در همین راستا پایگاه اطلاع رسانی سینمای ایران در یک نظرسنجی میدانی با برخی ازمخاطبان این فیلم به گفتگو پرداخته است.
یکی از تماشاگران فیلم به همین سادگی که این فیلم را در سینما فرهنگ دیده است دراین باره می گوید: به همین سادگی واقعا به همین سادگی بود. هنر کارگردان در این بود که با ظرافت به بخشی از زندگی طبیعی یک زن، بدون دخل و تصرف های دانای کل مآبانه، پرداخته بود و مهم ترین چیز این بود که با جرأت و اعتماد به نفس برشی از زندگی روزمره را انتخاب کرده بود و به اتکای دوربین هوشمند خود به گونه ای این برش را به نمایش گذاشته بود که مخاطب به لایه های عمیقی از بحران پنهان در زندگی، خانواده و... نقب بزند. اما به نظر من پایان فیلم چنان که انتظار می رفت پایانی اثرگذار نبود.
یکی دیگر از تماشاگران این فیلم نیز می گوید :یک روز از زندگی یک زن خانه دار که می خواهد زندگی موفقی داشته باشد اما عاقبت به رسم همان زن بودنی که به آن محکوم است می ماند. من از این فیلم خوشم آمد.البته کمی آخرش کش دار بود و بازیگر مرد فیلم بازثی خوبی نداشت اما هنگامه قاضیانی به نظرم انتخاب جالبی بود.
خانم ۲۴ سالهای که این فیلم را درسینما ایران دیده است میگوید: به همین سادگی یک روز بطالت بار یک زن ایرانی که مشابهش خیلی زیاد است را نشان می داد که این خسته کنندگی به بیننده هم به خوبی انتقال می یافت دراین نو ع فیلم ها فیلم چهارشنبه سوری رابیشتر دوست داشتم.
خانم۲۱ساله دیگری اما فیلم به همین سادگی را فیلم فوق العاده ای می داند و می گوید: یک بار این فیلم را در زمان جشنواره دیدم برای بار دوم درزمان اکران عمومی.
یکی ازدیگر تماشا گران هم معتقد است که این فیلم یک روز واقعی ازیک زندگی است که بسیار ساده و صمیمی ساخته شده است روزی که عادی است و قرار نیست درآن اتفاق خاصی بیافتد اما همه اتفاقاتش مانند زنجیر به هم متصلند.
خوب یا بد بودن یک فیلم فارغ ازالمانهای تکنیکی، درارتباط با مخاطب هم میتواند قابل تعریف باشد واین بیشک بادیده شدن فیلم توسط مخاطبان قابل داوریست. واکنشهای متفاوت در برابر "به همین سادگی" کماکان ادامه دارد اما آنچه درباره این فیلم قابل توجه و تحسین است توفیق در"دیده شدن" است؛ ویژگیای که بسیاری آثار ساخته شده در این سبک سینمایی به کل از آن بازماندند.
نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 21 اردیبهشت1387 ساعت 18:5 موضوع | لینک ثابت

مفاهیم معلق در سینمای ایران کم کم اصرار بر خروج از تعلیق دارند و گویی دیگر نباید انتظار سکوت در برابر بی تفاوتی خود را از آنان داشته باشیم.
آنچه پس از چند دوره برگزاری، در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر بیش از پیش برجسته شد، تمایل نسل نوی سینمای ایران بالاخص تازه کاران عرصه فیلمسازی، نسبت به ورود به زاویه های تاریک معانی و مفاهیم است. زوایایی که هر چند پیش از آنها عده ای زیر پرچم "معناگرایی" قصد روشناییشان را کرده بودند اما بی شک این روشنایی به مذاق نسل نوظهور و نواندیش خوش نیامده است.
"پابرهنه در بهشت" نخستین تجربه بهرام توکلی در عرصه فیلمسازیست و او نیز اگرچه دوسال پیش تر، اما همانند سایر هم نسلانش "دست به چراغ" سعی در گره گشایی از همزیستی رمزآلود معنویات و سینمای ایران داشته است.
توکلی بی شک از بسیاری از هم دوره هایش سربلندتر ظاهر شده است و با تکیه بر تکنیک و احترام به المان های سینمای مخاطب پسند تا حدودی از دیگران پیشی گرفته است لیکن به طور کامل نتوانسته است از دایره اما و اگرها خود را برهاند.
"پا برهنه در بهشت" بعنوان تجربه نخست کارگردان فیلمی قابل تقدیر است و از این منظر می توان توکلی را در زمره پتانسیلهای جریان نوظهور سینمای ایران قلمداد کرد اما او نیز با تمام زکاوت نتوانسته است مسیرش را تا انتها برود و خواسته یا ناخواسته گره هایی را همچنان دست نزده باقی گذاشته است.
توکلی به خوبی از توانای حمیدخضوئی ابیانه در مقام فیلمبردار و نیز هومن سیدی و افشین هاشمی(برنده سیمرغ بلورین جشنواره بیست و پنجم به خاطر ایفای این نقش) در جایگاه بازیگر بهره می گیرد و از همین رهگذر نیز تا حدودی غبار کسل کننده این قبیل فیلمها را از چهره معنویات فیلمش می زداید اما آنچه نمی توان از قلم انداخت درغلتیدن فیلمنامه این فیلم همچون نمونه های قبلی، در ورطه تقدس زایی و تقدس زدایی توامان است، نقطه تقابل مطلق سیاهی و سفیدی. و این درست همان نقطه تاریکی است که پیش از این نیز وجه غالب معناگرایی سینمای ایران را به خود اختصاص می داده است.
شخصیتهای فیلم توکلی نتوانسته اند به طور کامل از چنبره سیاه و سفید انگاری، بیرون بیایند و اگرچه در شخصیتهایی چون ، مستخدم، همسرش و تاحدودی بیماران، تقلایی برای این خروج مشاهده می شود اما حضور پررنگ یحیی و دکتر(در پوشش خیر و شر مطلق) خود چنان بار معنایی سنگینی بر دوش فیلم می نهد که گویی مخاطب ناگزیر، دیگر شخصیت ها را هم باید به نسبت آنها به داوری نشیند.
"پابرهنه در بهشت" فیلم موفقی در کارنامه بهرام توکلی است اما در جغرافیای سینمای ایران گویی حلقه ای از زنجیره همان معناگرایی نارس سالهای پیش است.
خرق عادت حلقه مفقوده پرداختن به معنویات در سینمای ایران است و از همین روست که رستگاری سینمای ایران همیشه در پس پرده های نقره ای و در انتظار نگاه و زاویه دوربینی تازه باقیمانده است تا شاید روزی در بزم تولد جریانی به واقع نو و صد البته بومی عازم پیچ و خم ذهن مخاطبانش شود.
نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 ساعت 17:52 موضوع | لینک ثابت

نشریه رویش به سردبیری رضا رشیدپور در فضایی مکتوب توانسته است خلاء گفتگوهای شیشه ای تلویزیونی او را در چند ماه اخیر پر کند. گفتگوهایی که تا کنون بازتابهای فراوانی داشته است. سردار رادان، مسعود ده نمکی و محمد علی ابطحی از جمله سوژه های پر حاشیه این گفتگوهای "غیرقابل چاپ" بوده اند.
در نخستین شماره سال 87 رشیدپور در قالی گفتگوی غیرقابل چاپش سراغ محمدرضاشریفی نیا رفت که این مصاحبه نیز تاکنون بازتابهای زیادی را داشته است.
محمد رضا شریفینیا در این گفتگو با اشاره به رابطه کاری خود با محمدرضا گلزار از خاطره همکاری او در فیلم "میهمان مامان" داریوش مهرجویی گفت. او گفته است: از طریق گروه آریان با گلزار آشنا شدم. عقیده داشتم که گلزار باید با یک کار دیگر به جز فیلم آقای قادری وارد سینما میشد او باید چند وقتی در تئاتر کار میکرد و بعد وارد سینما میشد.
به نوشته «رویش»،شریفینیا ادامه داده است: رضا به من گفت دوست دارد در یک کار خاص بازی کند من هم در اولین کاری که پیش آمد او را برای نقش معتاد فیلم میهمان مامان انتخاب کردم. ابتدا مهرجویی از کارش راضی نبود اما من به او گفتم که گلزار را برای کار آماده میکنم. او برای نقش یک ریش 15 سانتیمتری گذاشت و تستگریم هم شد. در همین زمان آقای فرحبخش میخواست کما را بسازد و در نظر داشت از گلزار استفاده کند.
وی ادامه میدهد: ما قبل از شروع میهمان مامان با آقای مهرجویی سفری به فرانسه داشتیم. در آنجا یکی از دوستان تماس گرفت و گفت گلزار ریشش را زده است. من به آقای فرحبخش زنگ زدم و او گفت که ما حرفی نزدیم خود گلزار ریشش را زده است. من همان موقع با پارسا پیروزفر تماس گرفتم و گفتم ریش بگذارد برای بازی در نقش معتاد. از پاریس که برگشتیم گلزار به من زنگ زد و گلایه کرد. به او گفتم طبق قراری که داشتیم عمل نکردی و و تمرد کردی. گفت تا شروع کار شما من اینطرف کارم تمام میشود و ریش میگذارم. گفتم ما هفته دیگر کار را شروع میکنیم. من هم این کار را نمیکنم تا بدانی وقتی قراری میگذاریم باید سر آن بمانی.
اما قسمت اصلی و حاشیه ساز این مصاحبه بخش پایانی آن است. بخشی که شریفی نیا در مقابل برخی اسامی نظرات خود را اینگونه اعلام کرده است:
- بهرام رادان؟
انگور یاقوتی
- قالیباف؟
انگور شاهانی.
- ابراهیم حاتمیکیا؟
درخت انگور.
- تهمینه میلانی؟
دلمه برگ مو.
- محمدرضا گلزار؟
کفشدوزک درخت مو.
- داریوش مهرجویی؟
باغ انگور.
- سید محمد خاتمی؟
تاکستان.
- مسعود دهنمکی؟
هستهانگور.
- میشود توضیح بدهید؟
شما میتوانید خود انگور را بخورید و به هستهاش اعتنا نکنید، یا این که آن هسته را بکارید و یک تاکستان ازش بسازید.
- محمود احمدی نژاد؟
سرکه.
- یعنی چه؟
من شنیدم که یک خبرنگار خارجی از آقای احمدی نژاد سوال کرده که چهره شما زیبا نیست و به درد ریاست جمهوری نمیخورد، ایشان هم پاسخ داده که اگر به درد ریاستجمهوری نمیخورد به درد نوکری مردم که میخورد. این جمله مرا تکان داد و اگر قبل از انتخابات شنیده بودم حتما به ایشان رای میدادم.
- آزیتا حاجیان؟
شراب حلال.
- هدیه تهرانی؟
شراب حرام
- خب بهتر است تا قضیه بیخ پیدا نکرده مصاحبه را تمام کنیم.
من هم موافقم...(!!)
نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت 22:48 موضوع | لینک ثابت

بزرگداشت رخشان بني اعتماد و معرفي آثار اين كارگردان ايراني در لندن در حال برگزاریست.
بزرگداشت این کارگردان که از ۲۵ فروردين ماه آغاز شده و تا پنجم اردييهشت از سوي انستيتوي فيلم انگلستان ادامه داشت به صورت مشترك توسط مدرسه عالي مطالعات شرقي و آفريقايي دانشگاه لندن (سوآز)، موسسه فيلم بريتانيا (بي.اف.آي)، بنياد ميراث ايران (آي.اچ.اف) و موسسه فرهنگي و هنري اينسايت برگزار شد.
بنا بر این گزارش، لندن از ۱۹فروردين تا ۱۱ارديبهشت ميزبان چند برنامه با موضوع اين سينماگر ايراني ميباشد که در اين مدت، مجموعه فيلمهاي بني اعتماد در چند نوبت و براي ۲۰روز در سالنهاي مختلف به نمايش در خواهد آمد و كارگاه آموزش فيلمسازي توسط اين هنرمند ايراني و همايش يك روزهاي با هدف بررسي و تحليل زندگي و آثار اين سينماگر انجام میشود.
در اين همايش تخصصي كه به تلاش پروفسور "آنابل سربرني" و دكتر "سعيد زيدآبادي
این مراسم که به جز رسانههای بیگانه خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران نیز بدان پرداخته است، رخشان بنی اعتماد در صورتی نامتعارف حضور یافته و بعد از نمایش فیلم «خون بازی»، در جلسه گفتوگویی با «شیلا ویتاکر»، نویسنده و منتقد فیلم شرکت کرده و در پاسخ به پرسش او که چه عاملی باعث شد که از فیلمسازی مستند به فیلمسازی داستانی کشیده شدید، گفته است: من از تلویزیون و مستندسازی شروع کردم. ولی درسالهای بعد از انقلاب، شرایط کار در تلویزیون خیلی سخت و هر روز سختتر شد و تقریباً برای من غیرممکن بود!
وی در پاسخ به مساله سانسور و محدودیتهای سینمای ایران در تصویر کردن زنان هم گفته است: میبینید که چقدر سخت است که ما با امکاناتی که نداریم، چطور باید فیلم بسازیم. امروز داشتيم با حميدرضا صدر حرف میزديم و ديديم که بازيگر زن در سينمای ايران، نمیتواند از عنصر بدن و مو برای نشان دادن موقعيت انسانی استفاده کند و تنها بايد از ژستهای صورت استفاده کند. فيلمنامهنويس و کارگردان هم بايد دایم به اين فکر کنند که چطور با اين محدوديت ها کنار بيايند.
بنیاعتماد همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با توجه به محدودیتهایی که
اخیراً از سوی وزارت ارشاد در سینما اعمال شده، چطور خودتان را با اين شرايط تطبیق میدهید؟، پاسخ جالبی داده است: خدا نکند خودمان را تطبیق بدهیم. وقتی توی ایران هستید و در طول نزدیک به سی سال هر روز با یک شرایط جدید روبهرو میشوید، برایتان دیگر راه رفتن از کنار این شرایط، عادی میشود. یعنی به این معنا نیست که شرایط سخت نمیشود، بلکه به این معنا که شما یک وجه سختترشدن را میبینید و ما هر روز داریم بالا و پایین را میبینیم در داخل.
وی همچنین در پاسخ به سوالی که نظر منتقدانی چون امير قادری و نيما حسنینسب را شاهد مثال گرفته بود، گفت: من فکر میکنم که اين نظری که از اين دونفر آورديد و من نمی دانم که کی اند، اصلا نقادی فيلم نيست بلکه يک جور شبيه گله گذاری خانوادگی است.
نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 7 اردیبهشت1387 ساعت 21:57 موضوع | لینک ثابت

حجت "ف" كه مدتي قبل به عنوان اصليترين پخش كننده قاچاق فيلم «سنتوري» دستگير شده گفت: از غيرقانوني بودن فروش اين فيلم اطلاعي نداشتهام.
با گذشت بيش از سه ماه از عرضه غير قانوني نسخه قاچاق فيلم «سنتوري»، امروز عامل اصلي قاچاق اين فيلم كه اسفند ماه معرفي شده بود، در يك برنامه راديويي به همراه مرتضي شايسته پخشكننده و فرامرز فرازمند تهيهكننده سنتوري حضور پيدا كرد و گفت: من از ابتدا سينماي ايران و فيلمهاي داريوش مهرجويي را از فيلم «گاو» دنبال ميكردم. حتي دليل انتخاب شغلم نيز علاقهام به فرهنگ و سينما بوده است و مسائل مادي آن برايم اهميت چنداني نداشته است.
او خود را 24 ساله و ديپلم رياضي معرفي كرد و ادامه داد: در مغازه كوچكي كه واقع در يكي از فقيرترين محلههاي تهران است، فيلمهاي مجاز را عرضه ميكردم و فيلم «سنتوري» تنها فيلم غير مجازي بود كه مسوولان در محل كارم يافتند.
حجت ف كه در حال حاضر به قيد ضمانت آزاد شده است، از تهيهكننده اين فيلم طلب بخشش كرد وعنوان كرد: بعد از آزادياش كار عرضه فيلم را به صورت قانوني ادامه خواهد داد.
وي در مورد چگونگي ورود اين اتهام نيز اظهار كرد: عده زيادي به اين دليل دستگير شدند. اما از آنجا كه تعداد فيلمهاي من بيش از سايرين بود، به عنوان متهم اصلي شناخته شدم. در صورتيكه خود من هم اين فيلم را از طريق فرد ديگري تهيه ميكردم، اما از آنجا كه نتوانستم او را پيدا و معرفي كنم به عنوان عامل اصلي قاچاق اين فيلم شناخته شدم.
بنا بر اين گزارش، فرامرز فرازمند تهيهكننده «سنتوري» در بخش ديگري از برنامه «ساعت 25» كه از راديو جوان پخش ميشد با تاكيد بر اينكه همچنان علت اصلي چگونگي اين اتفاق نامشخص است، گفت: يكي از علل اين حادثه را عطش مردم براي ديدن فيلم ميدانم و ما نيز براي جلوگيري از چنين اتفاقي هيچگونه اكران خصوصي را براي فيلم نگذاشته بوديم.
او با اشاره به ايراداتي كه در زيرنويس نسخه موجود در بازار وجود دارد، افزود: امروزه براي نمايش فيلمها در خارج از كشور، زيرنويس توسط دستگاههاي خاص به زبان كشورمقصد، بر روي فيلم حك ميشود بنابراين نسخه موجود در بازار، در هيچ كشوري به اين شكل اكران نشده است.
مرتضي شايسته، پخشكننده اين فيلم هم بدترين وضعيت را وضعيتي دانست كه فرد هم مال خود را از دست بدهد و هم در معرض اتهام قرار بگيرد.
وي با اشاره به اين نكته كه تمامي عوامل فيلم افراد حرفهاي هستند، اعتقادش را اينگونه مطرح كرد: افراد حرفهاي به دليل عشقي كه به سينما دارند و به دليل علاقهاي كه براي ديدن فيلمهاي خود بر پرده نقرهاي سينما و در كنار مردم دارند، چنين عملي را انجام نميدهند و بيان اين اتهامات ميتواند باعث فرافكندن پوشش امنيتي براي دزدان وعاملين قاچاق باشد.
او همچنين به قوانين سخت كشورهاي ديگر در زمينه قاچاق فيلم اشاره كرد و افزود: امروزه بسياري از فيلمهاي سينمايي ما توسط كشورهاي ديگر بر روي سايتهاي اينترنتي قرار ميگيرند و در اين راستا ما از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت امور خارجه ميخواهيم جلوي اين روند را بگيرند.
نوشته شده توسط محمد صابری در سه شنبه 3 اردیبهشت1387 ساعت 19:8 موضوع | لینک ثابت
اگر او می بود...!

یالطیف!
از وقتی مرتضی رفت، هرچه کردم درباره او حرفی بزنم، زبانم باز نشد. دستگاه رسمی از مرتضی موجی ساخت و عدهای دانسته و ندانسته سوار آن موج شدند و عملاً مرتضی منجمد شد. آنانی که مرتضی را از نزدیک میشناختند میدانند مرتضی اهل انجماد نبود. مرتضی منشساز بود. نحوه برخورد مرتضی در دوران جنگ و بعد از جنگ بهترین نمونهایست که میشود حرکت جوهری مرتضی را در آن دید.
واقعاً نمیدانم اگر مرتضی بود، الان در چه شرایطی بود. من سئوالاتی دارم که مطمئنم از طرف دوستان مرتضی جواب یکسانی به آنها نخواهم شنید؛
- آیا وقت آن نرسیده که مرتضی را تمام قد نشانش دهیم تا چشمهای بیشتری قادر به درک او باشند؟
- آیا این مرتضی معرفی شده بعد از شهادتش، همان مرتضیایست که میشناختیم؟
- آیا کسی مرتضی قبل از انقلاب را میشناسد؟ آنانی که در آن دوران با او حشر و نشر داشتند، از مرتضی تثبیت شده بعد از شهادتش راضیاند؟
- نزدیکان سببی و نسبی مرتضی از این مرتضی معرفی شده راضیاند؟
- آیا کسانی که بر مزار مرتضی میروند و در خلوت عارفانه شمعی روشن میکنند و ساعتها با او نذر و نیاز میکنند، ارحجترین کسانی هستند که باید مرتضی را میشناختند؟
- آیا اگر مرتضی بود، در این خیمه بندیهای رایج سیاسی، در کدامین آنها آرام و قرار میگرفت؟
-آیا مرتضی مرد ثابت نظری بود؟ مثلاً درباره اسلام، فرهنگ، سینما، جنگ. آیا هیچ تغییری در منش و روش و تفکر او در طول سالیان عمرش رخ نداد؟
کاش این قلم قدرت و جسارت داشت تا همان گونه که او درباره من نوشت، من نیز درباره او مینوشتم. مرتضی قایق نبود که فقط عدهای آن را مصادره کنند. او میتوانست کشتی نوح در عرصه فرهنگی باشد که نگاههای مختلفی را با خود همراه کند. مرتضی اگر بود خط سوم فرهنگی قویتر بود.
ابراهیم حاتمی کیا
نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 21:41 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
یک آلبوم؛ یک خاطره؛ یک یادبود...همین!
رستگاری در «مه»
تجربه عبور از دست انداز یک فیلمنامه
لکه قیر بر چهره «تیغ زن»
رضا کيانيان: سهراب انقلابي تر از شریعتی بود
كارشكني "مالكان سينما" سبب ناكامي يك "بازگشت"...!!
صدای آمریکا عامل انصراف موریکونه از همکاری با پروژه «فرزندصبح»!!
سینمای گیشه؛ متهم اما بیمدافع
«قرنطينه»ای برای مخاطب
درباره وبلاگ

فیلم ها تصویری مجازیند از آرزوهای حقیقی ما...
اندیشیدنی در مجاز و خیال، برای بهتر زیستن در واقعیت...
رویاهایی که می آیند و می روند، وبعضاَ می مانند، اگر حقیقتی را نماینده باشند، اگر "سینما" باشند...
فهرست اصلی
راهنما
حتماً بخوانید...!
عراق، جنسیت و رسانه...
محمدرضا گلزار و محدودیت در بازیگری!
یادنامه "رسول ملاقلی پور"
نگاهی تازه به فیلم "سنتوری"
مصاحبه خواندنی با مهرجویی درباره"سنتوری"
دوستان
شهر شیشه ای(م.صابری)
کاغذ بی خط (سمیرا سجادی)
سینما و من(سحر)
استاد حاتمی کیا (اقلیما)
پرشين استار(عليرضا)
فرهنگ و هنر ایرانی (احسان)
چیزی شبیه روزنامه (حبیب)
دلنوشته ها(اميد نجوان)
سینمای نو (سعیدحسینی)
درخت گلابی(امیر جلالی)
صدا...دوربین...حرکت!
سینما و ماوراء(سعیدخاتمی)
سینمای ایران و جهان(علیرضا نوری پرتو)
دونده(بهمن عبداللهی)
سینما در منطقه ممنوعه!
خاک صحنه(م.ج.صدیق)
سینمای ما
30 نمای ایران
راه فیروزه
(برنامه سينماهاي تهران)
نوشته های پیشین
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
طراح قالب
POWERED BY