تبليغاتX
سینمای شیشه ای

سینمای شیشه ای

متن و حاشیه نگاری از سینمای ایران

مسیر سبز!

حلقه سبز

(قبل التحریر: سکوت رسمی ترین واکنش در قول پیرهادی و عمل حاتمی­کیا دربرابر موج انتقادات در چند روز پس از پایان حلقه سبز بوده است.سیاستی که کماکان باید انتظار تکرارش را، به تایید پیرهادی، در پروژه­های «حک فیلم» داشت. در این میان مستند «مسیرسبز» با موضوعیت پشت صحنه این سریال، فرصتی بود تا از زبان سازندگان، باردیگر حلقه سبز را به داوری بنشینیم. مشروح گفته­های حاتمی­کیا که اولین و شاید آخرین شنیده­های ما از زبان او، پیرامون حلقه سبز باشد را در ادامه بخوانید.)

بخش قابل توجهی از مسیرسبز به مباحث فنی کار اختصاص یافته بود، در همین زمینه حاتمی کیا گفت:«از همان ابتدا لازم بود که با آقای فخاری(مسئول جلوه های ویژه)، با حوصله تست زدن را شروع کنم؛ که چه کاری می­شود کرد و چه کاری نمی­شود؟ این برای من تازگی داشت. مطمئناً مخاطب حلقه سبز بخش­های عمده­ای از فیلم را به عنوان اینکه؛خب طبیعی بوده است و فقط رفته­اند و فیلم گرفته­اند، خواهد دید اما مابقی باید پنهان می­شد و برای همین پنهان شدن ها باید ظرافت و دقت بالا می­رفت.»

حاتمی­کیا در مورد اصلی­ترین بخش جلوه­های ویژه در سریالش گفت:« حلقه سبز در4 موقعیت اتفاق می­ا­فتد؛ یکبار از پرده سینما بیرون می­آید، یکبار در جنگل و از میان درختان بیرون می­زند، یکبار بالای برج میلاد و از میان ابرها از آسمان می­آید و یک جای دیگر هم در انتهای قصه و در اتوبان ظاهر می­شود. اینها هرکدام یک موقعیت تازه داشتند و به همین نسبت، باید حلقه هم تعریف تازه­ای پیدا می­کرد تا ما بتوانیم به جواب برسیم.» وی افزود:«خود من در ابتدا فکر نمی­کردم اینقدر سخت باشد، می­گفتم خب یک حلقه است دیگر، اما همین عینیت دادن به یک چنین چیزی که اصلاً وجود خارجی ندارد و همه چیز باید در کامپیوتر ساخته شود و فرم بگیرد، خودش وقت زیادی برد.»

حاتمی کیا گفت:«اوایل حتی فکر می­کردم که این آقای فخاری چقدر سخت مقصود من از حلقه را می­فهمد! اما در ادامه دیدم در ذهن من حلقه چیزیست و در ذهن او چیز دیگریست؛ حلقه بازیگوش باشد؟ تابع باشد؟ ذی­شعور باشد؟ بی­شعور باشد؟...وجود هر کدام از اینها رفتاری خاص به حلقه می­داد که من اصلاً به آن فکر نکرده بودم.»

حاتمی کیا

کارگردان حلقه سبز درباره حضور قاصدک در سریال گفت:« چیزی در قاصدک هست، بخصوص در فرهنگ ما ایرانی­ها، که انگار خبرآور است، از جایی می­آید؛ از یک عالم معنا، انگار رمز و رازی دارد؛ آن نرمش، آن کرشمه، آن آمدن، آن بی­صدا آمدن و بی وزن بودنش...همه اینها همیشه برای ما جنسی از خبررسانی را داشته است.من هم خیلی لازم داشتم با این احساس بازی کنم. مثلاً همین که روحی باشد و بخواهد با قاصدک بازی کند و اینکه آیا می­تواند این وزن را تحمل کند و بازی­اش بدهد..!؟» حاتمی کیا تاکید کرد:«جایی که جلوه­های ویژه به طرز مستقل، خوب و به تعبیری بدون سختی جلوه کرد، همین مسئله قاصدکها بود که به ظرافت ساخته شد و کار شد. البته من نمی­دانم اهل فن نظرشان درباره قاصدکهای حلقه سبز چه خواهد بود، اما از نظر من عامه، نگاه که می­کنم، لذت می­برم، چون احساس می­کنم هم واقعی است و هم غیرواقعی.!»

 وی در بخش دیگری درباره قسمتهای نخست گفت:«ما می­خواستیم در آغاز کار فضا کمی جنایی­تر به نظر برسد، اینکه یک روح خودش نمی­داند روح شده و بابت همین ندانستن یک احساس گناه و احساس وجدانی دارد که کسی را کشته است، اما در اصل خودش را به این وضع دچار کرده است، ولی تصور میکند برای کسی خارج از خودش اتفاق افتاده است؛ این تفکیکی که در این انسان رخ می­داد؛ تفکیکی که روح نسبت به جسم پیدا می­کند را باید زمانی برایش در  نظر می­گرفتیم، یک قسمت و نیم وقت از ما گرفت تا تازه خود حسن بفهمد که ،من روحم و جسم نیستم!» حاتمی­کیا ادامه داد:«برای فهماندن همین حس، تجربه نشده­هایی برای من بود که چگونه موقعیت­ها و میزانسن­ها را باید بسازم که تماشاگر هم درابتدا اینرا کشف نکند.»

حاتمی­کیا در ادامه بحث هماهنگیهای فنی کار گفت:«کار تجربه سختی بود، تجربه تلخ و شیرینی بود، یعنی جاهایی واقعاً مستأصل می­شدم که، خدایا چقدر باید تکیه کنم!؟» وی ادامه داد:«من اصلاً در این زمینه بد بینم؛ به اینکه می­رویم تهران و سر میز درمی­آوریم، اصلاً از این چیزها هیچ وقت در کار من نیست.»

حاتمی­کیا درباره استفاده از فولکس در سریال گفت:«ماشین­های دیگر مثل پراید و پیکان که الان رایج است از لحاظ شکل هیچ کادر گرافیکی­ای به ما نمی­داد در حالی که فولکس را از هر زاویه­ای که نگاه کنید فرم دایره­ای دارد که فرمی لطیف است؛ عاشقانه است و به نظر من بین ماشینها تنها ماشینی بود که این زیبایی را داشت.»

حلقه سبز

کارگردان حلقه سبز در بخش دیگری از مسیر سبز گفت:«عزیزی داشتیم به اسم آقای سیروان در طول فیلم، که بنا بود نقش جسم حسن گلاب را بازی کند، من میدانستم که اگر او وارد کار شود باید 6-7 ماه همینطور خشک بماند! شاید بگویید خب بازیگر است و انجام میدهد دیگر؛ اما زمانی که وارد کار میشوید زیر یک گریم به شدت سنگین، مشکل غذاخوردن، مشکل دستشویی رفتنو مشکلات دیگری پیش می­آید. ما هم روزی 10 ساعت فیلمبرداری داشتیم، من آدمی به این حوصله در عمرم ندیدم.»

حاتمی­کیا در خصوص سکانس حضور خانواده اهداگر عضو در بیمارستان گفت:«این یکی از سکانسهایی بود که وجه رئالش بقدری پرقدرت بود که من را می­ترساند. من میخواستم جست و خیزهای تخیلی خودم را داشته باشم که ناگهان(درفیلمنامه) با این مادر برخوردم که آورده­اند بیمارستان و باید از او بله بگیرند، که حاضر به اهدای عضو فرزندش هست یا نه!؟»وی ادامه داد:«من دیدم حس این صحنه آنقدر سنگین است که وحشت کردم و حتی پیش­بینی کردم ممکن است سر میز مونتاژ حذفش کنم! به تهیه کننده هم گفتم من از این فشار سنگین میترسم که مردم اذیت شوند و من اصلاً دوست ندارم این اتفاق برای مردم بیافتد. اما وقتی موقعیت شکل گرفت، خانمی که برای اجرا آمده بود آنچنان در نقش خوب فرو رفت که من دیدم هر رفتاری دارد درست است؛ قرآن باز میکند، درست بازمیکند، راه میرود، درست راه میرود،و در کل غم را درست بروز میدهد. من دیدم اصلاً جریان غم و عظمت این لحظه بقدری پرقدرت است که نمی­توانم کاری بکنم بجز اینکه با این سیل حرکت کنم.»

حلقه سبز

حاتمی­کیا در بخش دیگری یادآور شد:«من جایی احساس کردم که، خدایی اگر اینچنین چیزی برای بچه من اتفاق بیافتد پایش می­ایستم یا نه!؟ من که اینقدر بال تخیل را پرواز داده­ام و میگویم که باید این بشود، و به نوعی دارم فرهنگسازی میکنم قبول میکنم مادر یا پدر باشم و ببینم فرزندم در چنین وضعی است؛ تنم لرزید. اصلاً هول برم داشت و احساس کردم این دنیا خیلی برایم تنگ شد!» وی در پاسخ به چگونگی تصمیمش در وضعیت مشابه گفت:«الان می­گویم بله اما آن موقع نمی­دانم چه خواهم گفت.»

در بخش پایانی مسیر سبز حاتمی­کیا درباره میزان اثرگذاری سریالش هم گفت:«اینکه در فرآیند کلی این فیلم آیا فرهنگ اهدای عضو ایجاد می­شود یا نه من فکر میکنم اگر حسن گلاب به عنوان یک آیکون در ذهن مخاطب شکل بگیرد، هرگاه به این لحظه فکر کنند و یا خدای نکرده برای عزیزی در ایران این مشکل پیش بیاید، اگر فیلم را دیده باشند اتوماتیک این صحنه ها به ذهنشان خواهد آمد.»

مسیر سبز بخشهای قابل توجه دیگری هم داشت که در گزارشی دیگر به آن خواهیم پرداخت.  


 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 18 اسفند1386 ساعت 0:49 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


رقص سیاستگذاران فرهنگی با "دایره زنگی"...!!

دايره زنگي

اكران فيلم «دايره زنگي» ساخته پريسا بخت‌آور براي ايام عيد نوروز 87 در گروه سينمايي قدس قطعي شده است.

به گزارش سينماي شيشه اي «دايره زنگي» كه بيشترين حواشي پخش در جشنواره بيست و ششم را به خود اختصاص داده بود ديروز پروانه نمايش خود را دريافت كرد.

بنابراين گزارش شركت هدايت فيلم، قصد دارد «دايره زنگي»  را پس از اكران فيلم «مادر زن سلام» در گروه سينمايي قدس به نمايش بگذارد.

سيد جمال ساداتيان تهيه كننده فيلم در گفتگويي تلفني در باره ميزان اصلاحات فيلم گفت:« اتفاقاتي افتاده است اما هنوز به طور رسمي و مکتوب چيزي به دست من نرسيده است، هنوز خودم هم از ميزان اصلاحات بي خبرم» ساداتيان درمورد امكان بالا بودن اصلاحات هم گفت:« هنوز مستنداتي در اين زمينه نيست اما تا آنجا كه ميدانم حجم اصلاحات بالا نيست» وي افزود:« ما تلاشمان اين است كه با توجه به فضاي مفرح فيلم در ايام عيد بتوانيم فيلم را اكران كنيم اما درباره اصلاحات بالاخره فيلم در شورايي ديده شده و تصويب شده و اين نشان ميدهد كه مشكل چنداني نداشته است. درواقع سياستگذاري با سيستم اداري كشور است.»

«دايره زنگي» داستان دختري است كه صبح روز جمعه خودرو پدرش را برمي‌دارد و همراه محمد به گردش در شهر مي‌رود، اما طولي نمي‌كشد كه تصادف مي‌كنند. آنها فقط تا بعد از ظهر فرصت دارند هزينه‌هاي تعمير و صافكاري را تامين كنند، پس به خانه‌اي در شمال شهر مي‌روند تا با انجام كاري پول مورد نياز را به دست بياورند.

اما همين داستان ساده بارها در مراحل انتخاب، بازبيني و حتي اكران در جشنواره فيلم فجر مورد حك و اصلاح واقع شد؛ ابتدا از حضور در جشنواره منع شد، پس از گذشت نيمه نخست جشن، مهمان بزم شد و دوباره...!!

ماجرا از اين قرار بود كه حواشي پيش از آغاز جشنواره نه تنها مانع از استقبال بالاي مخاطبان از فيلم در تنها اكران جشنواره اي آن نشد، كه مسير كنجكاوي مخاطبان براي ديدن فيلم را هموار و بازار سياه فيلم را تا قيمت 17000 تومان براي هر بليط رونق داد! فيلم ديده شد اما همين استقبال در اولين نوبت اكران بار ديگر سبب ساز دغدغه مسئولان شد و در اقدامي بي سابقه درخواست اصلاح مجدد فيلم از سوي عوامل را ارائه دادند؛ در خواستي كه با واكنش انصراف از ادامه حضور فيلم در جشنواره مواجه شد.

امروز اما همان مسئولان بارديگر سعه صدر(!) به خرج داده ودر بازار رقابتي اكران نوروزي در اعطاي مجوز پخش به «دايره زنگي» پيش قدم شدند اما تجربه حضور نبم بند «مارمولك» بر پرده و بازماندن از اكران با مجوز اكران«سنتوري»،  نشان داده است كه اين هم مي تواند پايان ماجرا نباشد...!

مهران مديري، امين حيايي، محمدرضا شريفي‌نيا، صابر ابر، باران كوثري، حامد بهداد، بهاره رهنما، مهدي پاكدل، نيلوفر خوش‌خلق و اكرم محمدي از جمله بازيگراني هستند كه در «دايره زنگي» به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

 

( بعدالتحریر:لازم به ذکر است که سینمای شیشه ای از همان آغاز با حذف و تعدیل بیش از حد فیلم مخالف بوده است و تا زمان دیدن فیلم داوری ای نسبت به خوب یا بد بودن آن ندارد. اما اعتراض امروز نه به اکران نوروزی فیلم که به نوسان بیش از حد معیارهای سیاستگذاری در ایران است، همان نوسانی که به رقص سیاستگذاران فرهنگی تا دایره زنگی تعبیرش کرده ام!)


 

نوشته شده توسط محمد صابری در چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت 12:44 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


توضيح ، پوزش و تشكر!

تقديم به دوستان گل...!!

بعد از پست «محمدرضا عيوضي و عطش بازيگري...» تعدادي از دوستان نكاتي را يادآوري كردند كه لازم ديدم ضمن تقدير از دقت نظر و لطفشان، اصلاحيه­اي بر آن گزارش درج كنم.

۱- محمدرضا عيوضي خواننده مقبول و قابل احترامي است و همانطور كه در همان مطلب هم اشاره  شد حضورش صرفاً بهانه اي بود تا به معضل واقعاً فراموش شده سينما و تلويزيون، كه همان خروج از قالبها و معادلات حرفه اي و سوق يافتن به سمت اصول خودساخته (و در باطن فرعي)، به خصوص در حوزه حساس بازيگري است، پرداخته شود و تبادل نظري صورت گيرد، وگرنه هيچ شكي نيست كه عيوضي خواننده موفق و دوست داشتي­ايست! درست مانند بازيكنان فوتبالي كه علي رغم اينكه بازيكنان قابلي بودند، در مقطعي با ورود بيجا به عرصه بازيگري، تنها قالبها را شكستند و افسوسها را سبب شدند...!

۲- اما نكته مهمتر در تذكرات دوستان، سابقه بازيگري عيوضي بود كه ضمن پوزش به خاطر از قلم افتادنش، اشاره اي مختصر به آن خواهم داشت.

محمدرضا عيوضي بي شك با روزگار جواني شناخته شد، همانطوركه خودش هم معتقد است:«به نظر من اجراي يك تيتراژ تلويزيوني با شهرت ارتباط مستقيم دارد. من پيش از آنكه تيتراژ بخوانم، «سرزمين عشق» را با آقاي «ناصر چشم آذر» اجرا كرده بودم و آلبوم هم منتشر شده بود اما كمتر كسي يادش بود».

اما درست در همان روزهاي شيرين شهرت بود كه تلويزيون در انواع و اقسام جشن‌ها از او دعوت ‌كرد تا قطعه «رنگين كمان»(كه واقعاً حالتي نوستالژيك به خود گرفته بود) را اجرا كند و آن‌قدر با همين آهنگ معروف شد و به طبع ديده شد، كه در سريال بعدي، تهيه‌كننده و كارگردان علاوه بر اينكه از صدايش در تيتراژ پاياني استفاده كردند، او را براي بازي در نقش يك خواننده در سريال «كژدم 33» انتخاب كردند و او به نوعي هنوز از قالب شغلي اش فاصله قابل توجهي نگرمته بود.

عيوضي پس از اين تجربه در مصاحبه اي گفته بود:«منتظر هستيم كه بيايند سراغمان، اما نمي‌آيند(!)».

عيوضي خواننده محترميست، اما آيا ميتوان در عالم بازيگري براي تمام محترمان فرش قرمز گستراند...!!

بازهم ضمن پوزش از نقص اطلاعات ، درگزارش قبل از دوستاني كه يادآوري كردند(به خصوص اقليما و مهدي عزيز!) صميمانه سپاسگزارم...

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 5 اسفند1386 ساعت 16:40 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


باید حیرت کنیم...!؟

سنتوری

یک سال زمان کمی نیست که فیلمی چون سنتوری از دید مخاطبانش دور ماند و تمام انذار اهالی سینما به اینکه «اگر در بسته شود پنجره را نمی­توان بست» دقیقاً ناظر به چنین روزهایی بود. کپی غیرمجاز سنتوری وارد بازار شده است و در کنار افسوس و ای کاش­های علاقمندان سینمای مهرجویی، موضع گیری­های جالبی را هم از سوی مسئولان بابت مقصریابی سبب شده است؛

مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه‌اي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي گفته است: «نمي‌توانيم با اطمينان بگوييم، فيلم "سنتوري" از چه مرحله‌اي وارد عرصه‌ي قاچاق شده است، اما در هر حال مسئوليت اين ماجرا با شخص تهيه‌كننده فيلم است.»

 محمود اربابي درپي عرضه‌ي نسخه‌ي قاچاق فيلم "سنتوري" با بيان اين مطلب به ايسنا،اضافه کرد:«به هر حال فيلم‌ها براي آماده‌سازي براي نمايش در اختيار آدم‌هاي مختلفي قرار مي‌گيرد، به همين دليل اظهار نظر كه مشخصا از كجا اين فيلم درآمده است، سخت است.»

او توضيح داد:« فيلم "سنتوري" قبل و بعد از نمايش درجشنواره‌ي فيلم فجر در اختيار تهيه‌كننده بوده است و بارها از اداره نظارت مشخصا خود بنده مستقيما با تهيه‌كننده در ارتباط بودم ـ با توجه به ماده 5 كه فعلا صلاح نيست فيلم اكران شود ـ مرتبا از آن‌ها مي‌خواستم مراقبت‌هاي لازم را از نسخه‌ي فيلم انجام بدهند.»

او با اشاره به نمايش‌هاي بدون مجوز اين فيلم طي يك‌سال گذشته در جشنواره‌هاي مختلفي چون "پوسان"،‌ "ژاپن" و نمايش عمومي از يك ماه قبل در آمريكا، ادامه داد:«تهيه‌كننده خود مسئوليت آن را بر عهده داشته و هر بار كه ما متوجه اين كار غيرقانوني مي‌شديم به آن‌ها اطلاع مي‌داديم كه اين فيلم براي خروج از كشور بايد پروانه نمايش خارجي از اداره نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد بگيرد.»

اربابي توضيح داد:« "سنتوري" در برهه‌اي زماني پروانه نمايش داخلي داشت، اما براي خروج از كشور بايد پروانه مي‌گرفت، همه‌ي اين مراحل نشان اين است كه فيلم به شكل طبيعي مورد سرقت قرار گرفته است و تهيه‌كننده نمي‌دانم به چه دلايلي موضوع نمايش خارجي اين فيلم را با ما پيگيري نكرده است؟!»

او همچنین درباره‌ي پيگيري‌هاي انجام شده توسط اين اداره نظارت و ارزشيابي براي جلوگيري از نمايش غيرقانوني فيلم توضيح داد: «روزي كه اطلاع يافته‌ايم فيلم در سايت خارجي دانلود شده است، تمام تلاش خود را انجام داديم كه اين سايت‌ از نظر قانوني فيلتر بشود و از طريق مراجع قانوني در سطح شهر اين سي‌دي غيرمجاز جمع‌آوري شود.»

اربابي پيشنهاد داريوش مهرجويي پيرامون نمايش عمومي اين فيلم در اين روزها را هم بی پاسخ نگذاشته است: «اينكه اين فيلم در اين شرايط به اكران عمومي درآيد، دليل منطقي نيست و ما نمي‌توانيم منفعل عمل كنيم، اما از روز اول به تهيه‌كننده فيلم اعلام كرده بوديم با توجه به اينكه شما از لحاظ مالي دچار مشكلاتي خواهيد شد، رايزني‌هايي براي جبران خسارات انجام خواهيم داد، اما آن‌ها ترجيح دادند صبر كنند تا فرصت اكران فيلم فراهم شود. گزينه مطرح شده بابت نمايش عمومي "سنتوري" در اين شرايط ربطي به اداره نظارت و ارزشيابي ندارد و بايد از طريق معاونت سينمايي اين درخواست پيگيري شود.»

اما همزمان با این اظهارنظرات از سوی مدیرکل اداره ارزشیابی وزارت ارشاد، پليس امنيت نیز اعلام کرده است که به زودي عوامل اصلي تکثيرغيرقانوني فيلم سنتوري را معرفي خواهد کرد، عواملی که به گزارش خبرگزاري نیمه دولتی هنر، اعلام اسامي­شان باعث حيرت همگان خواهد شد...!!

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در جمعه 26 بهمن1386 ساعت 23:47 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


همه بودند...جای "سینما" خالی!!

جای سینما خالی...!!

خب،تمام شد...!

با اعلام برگزیدگان بخش سینمای ایران(سودای سیمرغ) بالاخره پرونده بیست وششمین جشنواره فیلم فجر بسته شد و باردیگر دیده­ها به فردایی پرازشاید و ای­کاش خیره ماند...! نه اشتباه نشود، اینبارتقریباً همه چیز خوب بود؛ اختتامیه نسبت به افتتاحیه عالی بود، داوری­ها قابل قبول بود، حواشی حداقل بود و در یک کلام جشن، جشن بود اما جای یک چیز خالی بود؛سینما!

جشن بیست وششم فیلم فجر فارق از برخی خلاءهای مدیریتی واجرایی (که گویی جزء لاینفک آن شده­اند)، بیست وششمین «ده روزاهمیت یافتن سینمای ایران» بود و بیست و ششمین «مقطع مدیریت فرهنگ»، وبه طبع باید آن را درهمین جغرافیا به داوری نشست.

وقتی یکی از خبرنگاران در میان بی برنامگی­های سینما صحرا در روز نخست بخش سینمای ایران، اعتراض می­کرد که «بعد از 26سال مدیریت جشنواره هنوز ابتدایی­ترین مشکلات مخل اکران در جشنواره بین المللی ما می­شود»، گفتم:« کدام 26سال!؟ در بهترین حالت ما 26 تا ده روز برای سینما و جشنواره مدیریت کرده­ایم...کو تا یه سال..!!»

البته میدانم کمی اغراق در این اظهارنظر هست، اما با کمی اغماض می­توان آنرا برای توصیف آنچه خوبیهای جشن بیست و ششم هم نتوانسب نبودش را جبران کند، به کار برد.

قبل از آغاز جشنواره، سیر در لیست فیلمها و اخبار حاشیه­ای مجابم کرده بود که در جشنواره امسال با تصویرعجیبی از سینمای ایران مواجهم تصویری که تا قبل از اکران نباید آنرا پیش بینی  و بعد از اکران نباید در داوریش تردیدکرد..! شاید تعبیر بهتر این وضعیت حرف خبرنگار یکی از سایتهای خبری باشد که وضعیت برنامه­ی اکران جشنواره را به لپ­لپی(!) تعبیر کرده است که کاملاً شانسی به دیدن فیلم فرامی­خواندمان! واین درست همان وضعیتی است که درآن هر فیلمی پس از تماشا یا «افتضاح» لقب می­گرفت یا «پدیده»!

همانطورکه در روزهای اول هیچ چیزقابل پیش­بینی نبود ، در چند روز آخر هیچ چیز برای حدس زدن نمانده بود و در اختتامیه هیچ چیز برای تعجب!

بزرگان همان بودند که بودند و گویی هیچ یک نخواسته بودند تعجبی را برانگیزند(و اگر هم چون کمال تبریزی چنین قصدی را کرده بودند نتوانستند و امیدوارانی را هم ناامید کردند!). برعکس جوانان گویی هیچ یک «خود» نبودند و قصد «همچون دیگری بودن» ، کرده بودند و ازهمین رو هم اصرار بر نگاه خاص و روشنفکرگرایی کسالت­آور، چاشنی تمام کادرها و قاب­های هنریشان شده بود....، واین همان داوری­ای است که در روزهای پایانی به آن رسیدیم.

جشنواره فجر امسال اصلاً نوید بخش سالی نکو نبود و از همین روست که باید به حداقل­های کنونی­اش بسنده کرد؛

-درمیان فیلمهای امسال دو فیلم اول واقعاً پدیده بودند(انگار) یکی«تنها دوبار زندگی میکنیم» و دیگری«فرزندخاک»، اولی از لحاظ روایت و دومی از لحاظ مضمون. تقریباً همه راضی بودند به خصوص فرزند خاک که برای اولین و آخرین بار تشویق ممتد اهالی رسانه در سینما رسانه را برانگیخت. به امید اکران فابل قبول و درخور هردو باد ماند!

اما ایندو، تنها شگفتی داوری امسال را هم رقم زدند زمانی که سیمرغ بهترین فیلم اول را تا روی شانه های روح الله حجازی کارگردان «در میان ابرها» بدرقه کردند. «فرزند خاک» با سیمرغ نگاه ملی(که خود از موالید جشن بیست وششم بود!) کمی قدر دید اما دیگری بالاجبار در انتظار اکران و قدر دیدن از گیشه باقی ماند...

«به همین سادگی» و «آواز گنجشکها» (که از نظر من تولیداتی کاملاً متکی به فرد و خارج از جریان کلی سینمای ایران هستند) آبروی جشن امسال بودند و توانستند برای ساعاتی هر چند کوتاه الفبای سینما را در جشنواره یادآوری کنند، الفبایی که حداقل پیامدش احترام به مخاطب است؛ بزرگترین حلقه مفقوده سینمای ایران!

توضیح بیشتر پیرامون فیلمها باشد برای یادداشتهای بعدی اما امسال هم «ده روز اهمیت یافتن سینمای ایران» تمام شد و ما کماکان چشم­انداز مجهول و مه­آلود سینما ایران را نظاره می کنیم، چشم­اندازی که در سطح جاده هایش سنگ ریزه های مانده برزمین بیش از ستاره های آسمان، فرصت بروز و ظهور می­یابند....

راستی می دانید چند مدیر فرهنگی امشب در فکر جشن بیست وهفتم سر بر بستر خود می گذارد!!؟

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در چهارشنبه 24 بهمن1386 ساعت 0:17 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


"نظارت" پیشگیرانه...!!!

 

     کمتر از یک هفته به برگزاری بسیت وششمین جشنواره فیلم فجر مانده است وهنوز حرف و حدیث های حاشیه­ای در مورد حضور یا عدم حضور چند فیلم شاخص ادامه دارد.

در راس فیلمهایی که تا امروز بیشترین حجم خبرها را به خود اختصاص داده اند سه فیلم «صد سال به این سالها» ساخته سامان مقدم، «دایره زنگی» اولین ساخته پریسا بخت آور و «آتش کار» ساخته محسن امیریوسفی قرار گرفته است.

از روز ابتدایی اعلام اسامی فیلمهای بخش سودای سیمرغ، که تاییدی بر عدم حضور این فیلمهای پرحاشیه

در بخش اصلی جشنواره بود اعتراضات آغاز و اخبار منتشره  به نقل از منابع آگاه (!) در رسانه های سینمایی منتقد، به اوج رسید.

هرچند دیرز وبا اعلام اسامی فیلمهای بخش «نگاه اول» و حضور داره زنگی در آن، لحن انتقادات تغییر کرده است اما هنوز نگرانی هایی مبنی بر حذف بیش از 50درصدی فیلم در مراحل بازبینی محل تردید «بخت آور» برای نمایش فیلم در جشنواره امسال شده است.

بخت‌آور پس از عدم حضورفیلمش در بخش مسابقه سينماي ايران در گفت‌وگوي كوتاهي با روزنامه اعتماد درباره حواشي اين روزهاي فيلم «دايره زنگي» صحبت كرد.

 

پریسا بخت آور- اطلاع دقيقي از وضعيت فيلم در اين لحظه داريد؟

من هنوز اطلاع دقيق و موثقي درباره فيلم ندارم. مثل همه شنيده ها يا از منابع غيررسمي يا از گوشه و کنار. تا جايي که مي دانم فيلم تا سه شنبه بعدازظهر در جشنواره حضور نداشته، از روز چهارشنبه صحبت هايي مبني بر حضور فيلم در بخش مهمان شنيده ام، البته با انجام اصلاحيه هايي که به تهيه کننده داده شده، اما هيچ کدام از اين شنيده ها رسمي نيست.

- اين اصلاحيه ها بيشتر درباره چه وجوهي از فيلم است؟

من درگير انجام امور فني، موسيقي و صداي فيلم هستم و هنوز اين موارد اصلاحي را نديده ام. ترجيح مي دهم پيش از آنکه به اعمال موارد مذکور فکر کنم آخرين مراحل فيلم را به سرانجام برسانم بعد فکرم را درگير اين موارد و تصميم درباره انجام آنها بکنم.

- چه تلاشي براي حل مشکل پيش روي فيلم و حضور آن در جشنواره انجام داده ايد؟

بايد بگويم شخصاً هيچ تلاشي براي متقاعد کردن کسي براي حضور فيلم در جشنواره انجام نداده ام، حتي در جلسه يي که براي کمک به حضور فيلم در جشنواره از سوي بعضي دوستان تشکيل شده بود ترجيح دادم خودم شرکت نکنم. اين فيلم طي يک پروسه کاملاً قانوني با فيلمنامه يي کامل پروانه ساخت دريافت کرده و در اجرا نيز به همان فيلمنامه مصوب وفادار مانده ايم پس نيازي به چانه زني نيست. از اين پس نيز فيلم بايد به نظر من در همين مسير حرکت کند. در جلسه يي نه چندان رسمي نيز که در اين رابطه تشکيل شده بود صريحاً اعلام کردم براي اخذ پروانه نمايش و تلاش براي برطرف کردن موانع اکران فيلم در آنجا حاضر شده ام و آمادگي خود را براي عدم حضور در جشنواره اعلام کردم. اين به معناي کم ارزش قلمداد کردن جشنواره و تلاش هاي شبانه روزي کساني که در برگزاري اين مراسم فعاليت دارند نيست، بلکه به روحيه شخصي ام برمي گردد. همان چند روز پيش با شنيدن خبرهايي احساس کردم حاشيه هايي درباره فيلم در حال شکل گرفتن است. مضافاً براي کسي مثل من که از تئاتر و تلويزيون آمده بيش از رقابت، ارتباط گسترده با مخاطب لذت بخش تر است. به همين خاطر از آقاي ساداتيان خواستم که فيلم را از جشنواره خارج کنيم و فقط يک اکران در سينماي مطبوعات داشته باشيم که البته ايشان مايل به اين هستند که فيلم توسط مردم هم در جشنواره ديده شود.

- از اين اتفاق ظاهراً ناراحت نيستيد.

خوشحالي ام اين روزها با آماده شدن فيلم و شنيدن بازخوردهايي که در جلسات نمايش فيلم از افراد مختلف چه منتقد، چه اهل سينما و چه افراد عادي که فيلم را ديده اند بيشتر از آن است که اين اتفاق باعث ناراحتي ام شود. مي دانم هر اتفاقي که بيفتد قطعاً بهترين اتفاق براي فيلم خواهد بود.

آتش کار 

با این اوصاف هنوز هم د رمورد حضور قطعی این فیلمها تردیدهایی وجود دارد. البته گویا معاون سینمایی وزیر ارشاد برای بررسی مشکل حضور "آتشکار" محسن امیریوسفی جهت حضور در جشنواره فیلم فجر امسال قول مساعد داد.

روابط عمومی فیلم سینمایی "آتشکار" اعلام کرده است  قرار است در جلسه‌ای با حضور نمایندگان شورای عالی تهیه‌کنندگان و کانون کارگردانان با محمدرضا جعفری جلوه درباره مشکل نمایش این فیلم و چند اثر دیگر که از حضور در جشنواره فجر بازمانده‌اند، تصمیم‌گیری شود.

"آتشکار" دومین ساخته امیریوسفی پس از "خواب تلخ" و از معدود فیلم‌های مستقل و متفاوت امسال سینمای ایران محسوب می‌شود که برای نمایش در جشنواره فجر با مشکل مواجه شده است. "خواب تلخ" نیز از سوی هیئت انتخاب بیست و دومین جشنواره فیلم فجر کنار گذاشته شد، اما پس از موفقیت در جشنواره کن 2004،‌ از آن برای شرکت در جشنواره بیست و سوم فجر دعوت به عمل آمد.

این اخبار تاحدودی نشان میدهد که وزارت ارشاد مصمم است که تجربه فیلمهایی چون «آفساید» و «سنتوری» بار دیگر تکرار نشود، واینبار ترجیح بر این است که فیلمهای مورد داری(!!) که احتمال استقبال تماشاگران جشنواره از آنها بالاست را از همین ابتدای راه مورد نظارت(!!) قرار دهد..!

 


 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 6 بهمن1386 ساعت 15:56 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting