حلقه سبز

(قبل التحریر: سکوت رسمی ترین واکنش در قول پیرهادی و عمل حاتمی­کیا دربرابر موج انتقادات در چند روز پس از پایان حلقه سبز بوده است.سیاستی که کماکان باید انتظار تکرارش را، به تایید پیرهادی، در پروژه­های «حک فیلم» داشت. در این میان مستند «مسیرسبز» با موضوعیت پشت صحنه این سریال، فرصتی بود تا از زبان سازندگان، باردیگر حلقه سبز را به داوری بنشینیم. مشروح گفته­های حاتمی­کیا که اولین و شاید آخرین شنیده­های ما از زبان او، پیرامون حلقه سبز باشد را در ادامه بخوانید.)

بخش قابل توجهی از مسیرسبز به مباحث فنی کار اختصاص یافته بود، در همین زمینه حاتمی کیا گفت:«از همان ابتدا لازم بود که با آقای فخاری(مسئول جلوه های ویژه)، با حوصله تست زدن را شروع کنم؛ که چه کاری می­شود کرد و چه کاری نمی­شود؟ این برای من تازگی داشت. مطمئناً مخاطب حلقه سبز بخش­های عمده­ای از فیلم را به عنوان اینکه؛خب طبیعی بوده است و فقط رفته­اند و فیلم گرفته­اند، خواهد دید اما مابقی باید پنهان می­شد و برای همین پنهان شدن ها باید ظرافت و دقت بالا می­رفت.»

حاتمی­کیا در مورد اصلی­ترین بخش جلوه­های ویژه در سریالش گفت:« حلقه سبز در4 موقعیت اتفاق می­ا­فتد؛ یکبار از پرده سینما بیرون می­آید، یکبار در جنگل و از میان درختان بیرون می­زند، یکبار بالای برج میلاد و از میان ابرها از آسمان می­آید و یک جای دیگر هم در انتهای قصه و در اتوبان ظاهر می­شود. اینها هرکدام یک موقعیت تازه داشتند و به همین نسبت، باید حلقه هم تعریف تازه­ای پیدا می­کرد تا ما بتوانیم به جواب برسیم.» وی افزود:«خود من در ابتدا فکر نمی­کردم اینقدر سخت باشد، می­گفتم خب یک حلقه است دیگر، اما همین عینیت دادن به یک چنین چیزی که اصلاً وجود خارجی ندارد و همه چیز باید در کامپیوتر ساخته شود و فرم بگیرد، خودش وقت زیادی برد.»

حاتمی کیا گفت:«اوایل حتی فکر می­کردم که این آقای فخاری چقدر سخت مقصود من از حلقه را می­فهمد! اما در ادامه دیدم در ذهن من حلقه چیزیست و در ذهن او چیز دیگریست؛ حلقه بازیگوش باشد؟ تابع باشد؟ ذی­شعور باشد؟ بی­شعور باشد؟...وجود هر کدام از اینها رفتاری خاص به حلقه می­داد که من اصلاً به آن فکر نکرده بودم.»

حاتمی کیا

کارگردان حلقه سبز درباره حضور قاصدک در سریال گفت:« چیزی در قاصدک هست، بخصوص در فرهنگ ما ایرانی­ها، که انگار خبرآور است، از جایی می­آید؛ از یک عالم معنا، انگار رمز و رازی دارد؛ آن نرمش، آن کرشمه، آن آمدن، آن بی­صدا آمدن و بی وزن بودنش...همه اینها همیشه برای ما جنسی از خبررسانی را داشته است.من هم خیلی لازم داشتم با این احساس بازی کنم. مثلاً همین که روحی باشد و بخواهد با قاصدک بازی کند و اینکه آیا می­تواند این وزن را تحمل کند و بازی­اش بدهد..!؟» حاتمی کیا تاکید کرد:«جایی که جلوه­های ویژه به طرز مستقل، خوب و به تعبیری بدون سختی جلوه کرد، همین مسئله قاصدکها بود که به ظرافت ساخته شد و کار شد. البته من نمی­دانم اهل فن نظرشان درباره قاصدکهای حلقه سبز چه خواهد بود، اما از نظر من عامه، نگاه که می­کنم، لذت می­برم، چون احساس می­کنم هم واقعی است و هم غیرواقعی.!»

 وی در بخش دیگری درباره قسمتهای نخست گفت:«ما می­خواستیم در آغاز کار فضا کمی جنایی­تر به نظر برسد، اینکه یک روح خودش نمی­داند روح شده و بابت همین ندانستن یک احساس گناه و احساس وجدانی دارد که کسی را کشته است، اما در اصل خودش را به این وضع دچار کرده است، ولی تصور میکند برای کسی خارج از خودش اتفاق افتاده است؛ این تفکیکی که در این انسان رخ می­داد؛ تفکیکی که روح نسبت به جسم پیدا می­کند را باید زمانی برایش در  نظر می­گرفتیم، یک قسمت و نیم وقت از ما گرفت تا تازه خود حسن بفهمد که ،من روحم و جسم نیستم!» حاتمی­کیا ادامه داد:«برای فهماندن همین حس، تجربه نشده­هایی برای من بود که چگونه موقعیت­ها و میزانسن­ها را باید بسازم که تماشاگر هم درابتدا اینرا کشف نکند.»

حاتمی­کیا در ادامه بحث هماهنگیهای فنی کار گفت:«کار تجربه سختی بود، تجربه تلخ و شیرینی بود، یعنی جاهایی واقعاً مستأصل می­شدم که، خدایا چقدر باید تکیه کنم!؟» وی ادامه داد:«من اصلاً در این زمینه بد بینم؛ به اینکه می­رویم تهران و سر میز درمی­آوریم، اصلاً از این چیزها هیچ وقت در کار من نیست.»

حاتمی­کیا درباره استفاده از فولکس در سریال گفت:«ماشین­های دیگر مثل پراید و پیکان که الان رایج است از لحاظ شکل هیچ کادر گرافیکی­ای به ما نمی­داد در حالی که فولکس را از هر زاویه­ای که نگاه کنید فرم دایره­ای دارد که فرمی لطیف است؛ عاشقانه است و به نظر من بین ماشینها تنها ماشینی بود که این زیبایی را داشت.»

حلقه سبز

کارگردان حلقه سبز در بخش دیگری از مسیر سبز گفت:«عزیزی داشتیم به اسم آقای سیروان در طول فیلم، که بنا بود نقش جسم حسن گلاب را بازی کند، من میدانستم که اگر او وارد کار شود باید 6-7 ماه همینطور خشک بماند! شاید بگویید خب بازیگر است و انجام میدهد دیگر؛ اما زمانی که وارد کار میشوید زیر یک گریم به شدت سنگین، مشکل غذاخوردن، مشکل دستشویی رفتنو مشکلات دیگری پیش می­آید. ما هم روزی 10 ساعت فیلمبرداری داشتیم، من آدمی به این حوصله در عمرم ندیدم.»

حاتمی­کیا در خصوص سکانس حضور خانواده اهداگر عضو در بیمارستان گفت:«این یکی از سکانسهایی بود که وجه رئالش بقدری پرقدرت بود که من را می­ترساند. من میخواستم جست و خیزهای تخیلی خودم را داشته باشم که ناگهان(درفیلمنامه) با این مادر برخوردم که آورده­اند بیمارستان و باید از او بله بگیرند، که حاضر به اهدای عضو فرزندش هست یا نه!؟»وی ادامه داد:«من دیدم حس این صحنه آنقدر سنگین است که وحشت کردم و حتی پیش­بینی کردم ممکن است سر میز مونتاژ حذفش کنم! به تهیه کننده هم گفتم من از این فشار سنگین میترسم که مردم اذیت شوند و من اصلاً دوست ندارم این اتفاق برای مردم بیافتد. اما وقتی موقعیت شکل گرفت، خانمی که برای اجرا آمده بود آنچنان در نقش خوب فرو رفت که من دیدم هر رفتاری دارد درست است؛ قرآن باز میکند، درست بازمیکند، راه میرود، درست راه میرود،و در کل غم را درست بروز میدهد. من دیدم اصلاً جریان غم و عظمت این لحظه بقدری پرقدرت است که نمی­توانم کاری بکنم بجز اینکه با این سیل حرکت کنم.»

حلقه سبز

حاتمی­کیا در بخش دیگری یادآور شد:«من جایی احساس کردم که، خدایی اگر اینچنین چیزی برای بچه من اتفاق بیافتد پایش می­ایستم یا نه!؟ من که اینقدر بال تخیل را پرواز داده­ام و میگویم که باید این بشود، و به نوعی دارم فرهنگسازی میکنم قبول میکنم مادر یا پدر باشم و ببینم فرزندم در چنین وضعی است؛ تنم لرزید. اصلاً هول برم داشت و احساس کردم این دنیا خیلی برایم تنگ شد!» وی در پاسخ به چگونگی تصمیمش در وضعیت مشابه گفت:«الان می­گویم بله اما آن موقع نمی­دانم چه خواهم گفت.»

در بخش پایانی مسیر سبز حاتمی­کیا درباره میزان اثرگذاری سریالش هم گفت:«اینکه در فرآیند کلی این فیلم آیا فرهنگ اهدای عضو ایجاد می­شود یا نه من فکر میکنم اگر حسن گلاب به عنوان یک آیکون در ذهن مخاطب شکل بگیرد، هرگاه به این لحظه فکر کنند و یا خدای نکرده برای عزیزی در ایران این مشکل پیش بیاید، اگر فیلم را دیده باشند اتوماتیک این صحنه ها به ذهنشان خواهد آمد.»

مسیر سبز بخشهای قابل توجه دیگری هم داشت که در گزارشی دیگر به آن خواهیم پرداخت.  


 

نوشته شده توسط محمد صابری در شنبه 18 اسفند1386 ساعت 0:49 موضوع حاشیه نگاری | لینک ثابت