اگر او می بود...!

سید مرتضی آوینی

یالطیف!

از وقتی مرتضی رفت، هرچه کردم درباره او حرفی بزنم، زبانم باز نشد. دستگاه رسمی از مرتضی موجی ساخت و عده­ای دانسته و ندانسته سوار آن موج شدند و عملاً مرتضی منجمد شد. آنانی که مرتضی را از نزدیک می­شناختند می­دانند مرتضی اهل انجماد نبود. مرتضی منش­ساز بود. نحوه برخورد مرتضی در دوران جنگ و بعد از جنگ بهترین نمونه­ایست که می­شود حرکت جوهری مرتضی را در آن دید.

واقعاً نمی­دانم اگر مرتضی بود، الان در چه شرایطی بود. من سئوالاتی دارم که مطمئنم از طرف دوستان مرتضی جواب یکسانی به آنها نخواهم شنید؛

- آیا وقت آن نرسیده که مرتضی را تمام قد نشانش دهیم تا چشم­های بیشتری قادر به درک او باشند؟

- آیا این مرتضی معرفی شده بعد از شهادتش، همان مرتضی­ایست که می­شناختیم؟

- آیا کسی مرتضی قبل از انقلاب را می­شناسد؟ آنانی که در آن دوران با او حشر و نشر داشتند، از مرتضی تثبیت شده بعد از شهادتش راضی­اند؟

- نزدیکان سببی و نسبی مرتضی از این مرتضی معرفی شده راضی­اند؟

- آیا کسانی که بر مزار مرتضی می­روند و در خلوت عارفانه شمعی روشن می­کنند و ساعتها با او نذر و نیاز می­کنند، ارحج­ترین کسانی هستند که باید مرتضی را می­شناختند؟

- آیا اگر مرتضی بود، در این خیمه بندی­های رایج سیاسی، در کدامین آنها آرام و قرار می­گرفت؟

-آیا مرتضی مرد ثابت نظری بود؟ مثلاً درباره اسلام، فرهنگ، سینما، جنگ. آیا هیچ تغییری در منش و روش و تفکر او در طول سالیان عمرش رخ نداد؟

کاش این قلم قدرت و جسارت داشت تا همان گونه که او درباره من نوشت، من نیز درباره او می­نوشتم. مرتضی قایق نبود که فقط عده­ای آن را مصادره کنند. او می­توانست کشتی نوح در عرصه فرهنگی باشد که نگاه­های مختلفی را با خود همراه کند. مرتضی اگر بود خط سوم فرهنگی قوی­تر بود.

ابراهیم حاتمی کیا


 

نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 ساعت 21:41 موضوع | لینک ثابت