
مفاهیم معلق در سینمای ایران کم کم اصرار بر خروج از تعلیق دارند و گویی دیگر نباید انتظار سکوت در برابر بی تفاوتی خود را از آنان داشته باشیم.
آنچه پس از چند دوره برگزاری، در جشنواره بیست و ششم فیلم فجر بیش از پیش برجسته شد، تمایل نسل نوی سینمای ایران بالاخص تازه کاران عرصه فیلمسازی، نسبت به ورود به زاویه های تاریک معانی و مفاهیم است. زوایایی که هر چند پیش از آنها عده ای زیر پرچم "معناگرایی" قصد روشناییشان را کرده بودند اما بی شک این روشنایی به مذاق نسل نوظهور و نواندیش خوش نیامده است.
"پابرهنه در بهشت" نخستین تجربه بهرام توکلی در عرصه فیلمسازیست و او نیز اگرچه دوسال پیش تر، اما همانند سایر هم نسلانش "دست به چراغ" سعی در گره گشایی از همزیستی رمزآلود معنویات و سینمای ایران داشته است.
توکلی بی شک از بسیاری از هم دوره هایش سربلندتر ظاهر شده است و با تکیه بر تکنیک و احترام به المان های سینمای مخاطب پسند تا حدودی از دیگران پیشی گرفته است لیکن به طور کامل نتوانسته است از دایره اما و اگرها خود را برهاند.
"پا برهنه در بهشت" بعنوان تجربه نخست کارگردان فیلمی قابل تقدیر است و از این منظر می توان توکلی را در زمره پتانسیلهای جریان نوظهور سینمای ایران قلمداد کرد اما او نیز با تمام زکاوت نتوانسته است مسیرش را تا انتها برود و خواسته یا ناخواسته گره هایی را همچنان دست نزده باقی گذاشته است.
توکلی به خوبی از توانای حمیدخضوئی ابیانه در مقام فیلمبردار و نیز هومن سیدی و افشین هاشمی(برنده سیمرغ بلورین جشنواره بیست و پنجم به خاطر ایفای این نقش) در جایگاه بازیگر بهره می گیرد و از همین رهگذر نیز تا حدودی غبار کسل کننده این قبیل فیلمها را از چهره معنویات فیلمش می زداید اما آنچه نمی توان از قلم انداخت درغلتیدن فیلمنامه این فیلم همچون نمونه های قبلی، در ورطه تقدس زایی و تقدس زدایی توامان است، نقطه تقابل مطلق سیاهی و سفیدی. و این درست همان نقطه تاریکی است که پیش از این نیز وجه غالب معناگرایی سینمای ایران را به خود اختصاص می داده است.
شخصیتهای فیلم توکلی نتوانسته اند به طور کامل از چنبره سیاه و سفید انگاری، بیرون بیایند و اگرچه در شخصیتهایی چون ، مستخدم، همسرش و تاحدودی بیماران، تقلایی برای این خروج مشاهده می شود اما حضور پررنگ یحیی و دکتر(در پوشش خیر و شر مطلق) خود چنان بار معنایی سنگینی بر دوش فیلم می نهد که گویی مخاطب ناگزیر، دیگر شخصیت ها را هم باید به نسبت آنها به داوری نشیند.
"پابرهنه در بهشت" فیلم موفقی در کارنامه بهرام توکلی است اما در جغرافیای سینمای ایران گویی حلقه ای از زنجیره همان معناگرایی نارس سالهای پیش است.
خرق عادت حلقه مفقوده پرداختن به معنویات در سینمای ایران است و از همین روست که رستگاری سینمای ایران همیشه در پس پرده های نقره ای و در انتظار نگاه و زاویه دوربینی تازه باقیمانده است تا شاید روزی در بزم تولد جریانی به واقع نو و صد البته بومی عازم پیچ و خم ذهن مخاطبانش شود.
نوشته شده توسط محمد صابری در یکشنبه 8 اردیبهشت1387 ساعت 17:52 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
یک آلبوم؛ یک خاطره؛ یک یادبود...همین!
رستگاری در «مه»
تجربه عبور از دست انداز یک فیلمنامه
لکه قیر بر چهره «تیغ زن»
رضا کيانيان: سهراب انقلابي تر از شریعتی بود
كارشكني "مالكان سينما" سبب ناكامي يك "بازگشت"...!!
صدای آمریکا عامل انصراف موریکونه از همکاری با پروژه «فرزندصبح»!!
سینمای گیشه؛ متهم اما بیمدافع
«قرنطينه»ای برای مخاطب
درباره وبلاگ

فیلم ها تصویری مجازیند از آرزوهای حقیقی ما...
اندیشیدنی در مجاز و خیال، برای بهتر زیستن در واقعیت...
رویاهایی که می آیند و می روند، وبعضاَ می مانند، اگر حقیقتی را نماینده باشند، اگر "سینما" باشند...
فهرست اصلی
راهنما
حتماً بخوانید...!
عراق، جنسیت و رسانه...
محمدرضا گلزار و محدودیت در بازیگری!
یادنامه "رسول ملاقلی پور"
نگاهی تازه به فیلم "سنتوری"
مصاحبه خواندنی با مهرجویی درباره"سنتوری"
دوستان
شهر شیشه ای(م.صابری)
کاغذ بی خط (سمیرا سجادی)
سینما و من(سحر)
استاد حاتمی کیا (اقلیما)
پرشين استار(عليرضا)
فرهنگ و هنر ایرانی (احسان)
چیزی شبیه روزنامه (حبیب)
دلنوشته ها(اميد نجوان)
سینمای نو (سعیدحسینی)
درخت گلابی(امیر جلالی)
صدا...دوربین...حرکت!
سینما و ماوراء(سعیدخاتمی)
سینمای ایران و جهان(علیرضا نوری پرتو)
دونده(بهمن عبداللهی)
سینما در منطقه ممنوعه!
خاک صحنه(م.ج.صدیق)
سینمای ما
30 نمای ایران
راه فیروزه
(برنامه سينماهاي تهران)
نوشته های پیشین
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
طراح قالب
POWERED BY